4 راه اثبات‌شده برای ارتقای سلامت عاطفی و افزایش رضایت در زندگی

مدتی است که مفهوم بهداشت روان در کشور ما بیش از پیش مطرح شده و کارشناسان همواره به دنبال راه‌هایی برای بهبود سلامت هیجانی و روانشناختی مردم هستند. البته این نگرانی چندان هم بی‌مورد نبود. با افزایش شهرنشینی در دو دهه اخیر و مشکلات اقتصادی و اجتماعی که به دنبال آن پدید آمد سلامت عاطفی افراد نیز تحت شعاع قرار گرفت. واقعیت این است که تعریف سلامت عاطفی در یک جمله دشوار است؛ اما اگر بخواهیم تنها به چند کلمه برای توصیف این مفهوم گسترده بسنده کنیم احتمالا باید آن را عاملی برای غلبه بر استرس و تلاطم درونی در نظر گرفت که کیفیت ساخت روابط و غلبه بر چالش‌های زندگی را تعیین می‌کند.

 

سلامت عاطفی

افرادی که سلامت عاطفی دارند رفتارهای کنترل‌شده و بهتری دارند و در نهایت مثبت‌اندیشی آن‌ها را به سمت جلو هدایت می‌کند. با این مقدمه به مرور چند راه اثبات‌شده برای ارتقای سلامت عاطفی و افزایش رضایت در زندگی می‌پردازیم که آگاهی از آن‌ها برای هر کسی ضروری به نظر می‌رسد.

4 راه اثبات‌شده برای ارتقای سلامت عاطفی و افزایش رضایت در زندگی

نکات زیادی برای یادگیری درباره عواطف بشری و راه‌های بهبود رفاه عاطفی وجود دارد:

بهبود سبک زندگی و جلوگیری از مسموم شدن ذهن

مشابه با خودرویی که بدون سوخت مناسب بازدهی خوبی ندارد، انسان به چند فاکتور متنوع برای بهبود معیشت خود وابستگی دارد. غذای سالم، ورزش و خواب کافی سه اصلی هستند که از مسموم شدن ذهن با افکار فاسد جلوگیری می‌کنند. اگر در تغییر سبک زندگیتان با مشکل رو به رو شدید و ترک عادات همیشگی برایتان دشوار بود همه چیز را به صورت تدریجی و آرام شروع کنید و می توانید در زمینه مشاوره خانواده مشورت بگیرید. نه تنها در تشکیل خانواده می تواند به شما کمک کند بلکه در هنگام ازدواج هم با مشاوره ازدواج راه درست را به شما نشان می دهد. این ترفند ممکن است برای ترک برخی عادات جوابگو نباشد؛ در عوض می‌توانید فقط یک بار تاثیر آن‌ها را ارزیابی کنید تا در نهایت خودتان برای بهبود بهداشت و سلامت عاطفی خود دست به کار شوید. مثلا یک شب بدون نگاه کردن به صفحه گوشی بخوابید، بعد از شام کمی پیاده‌روی کنید و وقتی احساس خستگی می‌کنید حداقل برای 5 دقیقه بخوابید و سپس تاثیرات شگفت‌آور آن را در ادامه روز احساس کنید!

مشاهده مقاله  چگونه احساس ناامنی را از بین ببریم

افزایش دانش و کشف تفاوت بین احساسات و افکارتان

درباره افکار و احساسات و تمایز بین آن‌ها چه می‌دانید؟ می‌دانستید که این احساسات ما هستند که تحریک اولیه را برای انجام یک کار در ما به وجود می‌آورند؟ می‌دانستید حس خجالت رایج‌ترین حس مشترک بین انسان‌ها است که همه از آن رنج می‌برند؟ می‌دانستید مغز ما در شبانه روز بارها و بارها به ترمیم آسیب‌های عصبی می‌پردازند که در اثر فشارهای روحی یا روحی – جسمی بدان وارد شده است؟

 

سلامت عاطفی

به طور معمول دوره آموزشی مشخصی برای یادگیری پیرامون بهداشت و سلامت عاطفی وجود ندارد. بنابراین توصیه می‌کنیم برای توسعه و رشد فردی، حتما مطالب روانشناسی دانشگاه زندگی را دنبال کنید.

درست نفس کشیدن و گاه عقب‌نشینی را یاد بگیرید

احتمالا اگر همین لحظه عصبانی باشید و به شما بگویند کمی بنشین و نفس عمیق بکش، آن را مسخره و بی‌اهمیت بدانید. حتما قبلا هم بارها این جمله تکرار ” نفس عمیق کشیدن” را برای کاهش اضطراب و عصبانیت خود شنیده‌اید اما احتمالا هرگز به آن عمل نکرده‌اید.

حال آن که در سلامت عاطفی نفس کشیدن، عقب‌نشینی از موقعیتی که در آن قرار داشتید و نشستن در حالتی که هر لحظه خشمتان ممکن است فوران کند نقش مهمی دارد. اما نفس کشیدن دقیقا چه تاثیری روی بهداشت روان دارد؟

به محض این که نفس عمیق می‌کشید حجم زیادی از هوا وارد ریه و سپس وارد خون می‌شود. خونی که مملو از هوای تازه است به اعصاب واگ در مغز فشار وارد می‌کند. واگ به صورت مستقیم به قلب و سایر ارگان‌های حیاتی متصل است. با تنفس عمیق ما پیام عصبی از طریق واگ به سمت قلب ارسال می‌شود تا تعداد ضربان قلب، میزان فشار خون و سایر هورمون‌های مترشحه تحت شرایط استرس به حالت نرمال و حتی آرام‌تر از قبل برگردند.

 

برای خواندن ادامه مطلب www.daneshgahezendegi.com را کلیک کنید

اختلال وسواس فکری چیست؟

دختر کوچکی بودم، به شدت با اختلال وسواس فکری سر و کله می‌زدم. به‌طوری که فکر می‌کردم اگر موقع راه رفتن، پایم را روی خط سنگ‌فرش‌ها و یا موزاییک‌های کف خیابان بگذارم، حتماً اتفاق بدی برای من رخ می‌دهد. پس سرحد امکان از آن‌ها دوری می‌کردم. احساس می‌کردم که اگر هر نوع تفکرات منفی‌ای داشته باشم، به جهنم خواهم رفت.

برای این‌که خودم را از دست این تفکرات خلاص کنم، به کلیسا رفته و نزد کشیش به اعتراف گناهان و تفکرات منفی‌ام می‌پرداختم. اگر از کسی شکایت و لابه نمی‌کردم، نمی‌توانستم آرام و قرار بگیرم. مثلاً از پیشخدمت به‌خاطر میز پیشنهادی‌اش در رستوران شکایت می‌کردم و زمین و زمان را به هم می‌دوختم.

اختلال وسواس فکری چیست؟

موسسۀ ملی امراض روانی، اختلال وسواس فکری را این‌گونه توضیح و شرح می‌دهد: (یک نوع اختلال رایج، مزمن و طولانی مدت که در طی آن، فرد تفکراتی غیر قابل کنترل و مکرر دارد (البته تفکراتی از نوع آزاردهنده) و رفتارهایی را از پیِ آن انجام می‌دهد (که حس می‌کند انجامش ضرورتی همچون وحی منزل دارد) و احساس فشار شدیدی برای انجام آن کارها دارد). اختلال وسواس فکری همراه با چرخه‌ای دردناک است که شما را تحت فشارهای وحشتناکی می‌گذارد و به انجام اعمال بی‌اهمیتی وادار می‌کند. البته شما انتظار دارید که با انجام آن کارها حس رهایی به شما دست دهد، اما این‌چنین نخواهد بود و با انجام آن کار اختلال در شما شدیدتر می‌شود.

اختلال وسواس فکری

در یکی تحقیقات روان‌شناختی‌ای که در گستره‌ی جهانی اعمال شد، تقریباً یک چهارم افراد بزرگ‌سالی که تحت مصاحبه قرار گرفتند، در بخش‌هایی از زندگی‌شان دچار افکار آزاردهنده و فشار برای انجام شده بودند _ که این عدد چیزی در حدود 60 میلیون است _ اما فقط 2.3 درصد از این افراد دچار اختلال وسواس فکری شده بودند. سازمان سلامت و بهداشت جهانی، اختلال وسواس فکری را در میان 20 بیماری متعارف در بین جهان و به خصوص در میان افراد 15 تا 44 سال رده‌بندی می‌کند.

هروقت که تحت استرس و یا غم و اندوه و به‌طور خلاصه، افسردگی قرار می‌گرفتم، اختلال تفکرات وسواسی من شدیدتر می‌شد. این مسئله کاملاً متعارف و عادی است. چرا که اختلال تفکرات وسواسی تشدیدکننده‌ی افسردگی و استرس است. یکی از منابعی که مرا در حل و فصل این اختلال روانی یاری رساند، کتاب قفل مغزی از دکتر جفری ام شوارتز است که یک راه حل چهارمرحله‌ایِ خودجوش برای حل این اختلال ارائه می‌دهد و شما می‌توانید با استفاده از این روش خودتان را از بند علائم این اختلالِ دردناک رها کنید و ساختار ذهن‌تان را اصلاح کنید.

تفاوت میان شکل و مضمون در اختلال وسواس فکری

قبل از این‌که راه حل چهارمرحله‌ای استاد را آغاز کنم، شروع به خواندن توضیحاتی کردم که در باب این اختلال داده شده بود. این توضیحات آن‌قدر مفید بوده و در فهم درونمایۀ اختلال به من کمک کردند که تصمیم گرفتم آن با شما در میان بگذارم. اولین چیزی که باید بدانید، فرق میان شکل و حالت اختلال، و مضمون اختلال وسواس فکری است.

مشاهده مقاله  تاثیر تشکر کردن در زندگی: با تشکر کردن خودتان را از مهلکه نجات دهید!

شکل و حالت این اختلال به صورت افکار و فشار مداوم برای انجام عمل در شما بروز می‌کند که هیچ‌کدام‌شان منطقی نبوده و با عقل جور در نمی‌آیند، اما به هر حال به ذهن بیمار فشار می‌آورند _ این افکار هیچ‌وقت دست از سر شما برنمی‌دارند چراکه مغز نقصی در کارکردش دارد. این مسئله، ماهیت این هیولا را تشکیل می‌دهد. و اما مضمون، همان موضوع و یا ژانر تفکرات شماست. این‌که چرا یک نفر فکر می‌کند فلان چیز چندش آور و یا کثیف است، و یا چرا فرد دیگری مدام فکر می‌کند که درب قفل شده است، همگی به مضمون تفکرات باز می‌گردند.

وسواس فکری

مغزی که دچار اختلال وسواس فکری است

دومین مفهومی که برای افراد دارای اختلال وسواس فکری جالب و مفید می‌باشد، این است که باید تصویری از یک مغز مختل شده داشته باشند. برای این‌که در این زمینه بتوان به بیماران این اختلال کمک کرد، در حقیقت باید گفت که اختلال وسواس فکری، حاصل یک نقص کارکرد در مغز است، که شوارتز و همکارانش در بهترین دانشگاه‌ها و با استفاده از بهترین و جدیدترین تجهیزات آزمایشگاهی، توانستند مغز یک بیمار را اسکن کرده و به درون آن نگاهی بیندازند. این اسکن‌ها نشان داد که مغز افراد مبتلا به اختلال تفکرات وسواسی، شامل انرژی مضاعفی در قسمت قشر مداری، زیر پیشانی می‌باشد. این قسمت از مغز همواره در حال کار است.

براساس گفته‌ها و اظهارات شوارتز، با فراگیری و انجام هر چهار قدم در خوددرمانی شناختی، تغییر ساختار مغزی و از بین بردن این ناهنجاری که به تفکرات ناخواسته می‌انجامند، ممکن و قابل انجام است.

قدم اول: نامگذاری مجدد

قدم اول شامل قائل شدن تفاوت میان تفکرات ناخواسته و تفکرات اصلی است: باید فرق میان آن‌ها را کاملا دریابید. در این قدم، شما می‌بایستی تفکرات ناشی از وسواس و تفکرات واقعی را هویت‌گذاری کنید. شما می‌توانید این جمله را مدام با خودتان تکرار کنید: (این من نیستم، این تفکرات وسواسی هستند)، ئ با انجام مستمر این کار صدا و هویت تفکرات وسواسی را از خودتان جدا کنید. شما قطعاً می‌توانید با این کار به خودتان اطلاع بدهید که مغز در حال فرستادن پیغام‌های اشتباهی است که نمی‌توان به آن‌ها اعتماد کرد.

آگاهی در این زمینه می‌تواند کمک شایانی به شما بکند. یعنی به جای اینکه نویسنده‌ی تفکرات‌تان باشید، تنها به عنوان یک تماشاگر به آن‌ها بنگرید. یعنی به راحتی قدمی به عقب بردارید و با خودتان بگویید: (این هم از یک تفکر وسواسی دیگر. اشکالی ندارد… این نیز بگذرد) به جای این‌که بخواهید مدام با خودتان بر سر این تفکرات کلنجار بروید. می‌توانید این شدت‌های منفی را به همان موج‌های دریا تشبیه کرده و سوار بر آنان شوید. با آن‌که ناخوشایند هستند، اما به زودی خواهند گذشت.

برای خواندن مطالب بیشتر دانشگاه زندگی را کلیک کنید