یک رابطه سالم دقیقاً چه شمایل و ویژگی‌هایی دارد؟

شاید دانستنِ این موضوع به طور خدادادی و طبیعی ممکن نباشد، پس در این مقاله به شما 13 نشانه برای اطمینان یافتن از رابطه سالم ارائه می‌کنیم.

بخش عمده‌ای از حرفۀ شغلی من وابسته به صحبت کردن، نوشتن و تفسیر تحقیقاتی که است در صددِ کشف راهی برای مدیریت رابطه‌هایی هستند که در مسیر اشتباهی افتاده‌اند: مثلاً رابطه‌هایی که در آن یکی از طرفین به شدت دیگری را کنترل می‌کند، یا رابطه‌ای که مسموم باشد، یا به طور مثال در چه نقطه‌ای اعتماد بین طرفین شکسته است. اغلب از من می‌پرسند که چگونه باید با خیانت، طلاق عاطفی یا تغییر اخلاقیات در یک رابطه برخورد کرد _ و این‌که این مشکلات چه‌قدر فراگیر شده‌اند، حقیقتاً مرا دلگیر می‌کند.

اما کسب آگاهی نسبت به خصیصه‌های مثبت و درست یک رابطه دقیقاً به اندازه‌ی خود رابطه مهم است. بسیاری از مردم مطمئن نیستند که در رابطه به دنبال چه چیزی می‌گردند، یا حتی بدتر از آن، نمی‌دانندکه لیاقت و شایستگی داشتنِ چه نکات مثبتی در رابطۀ خویش را دارند. اگر شخصی در حین رشد و پرورش، والدین یا اعضای خانواده‌ی خود را در حالی تماشا کند که الگوهای مسمومی را در زندگی خویش پیش می‌برند، پس این فرد نیز نگاهی عادی نسبت به این الگوها پیدا کرده، و در درک پایه‌ها و اساس یک رابطه سالم باز می‌ماند.

با در نظر داشتنِ نکتۀ مذکور، حالا باید بدانید که برای شروع یک رابطۀ سالم و روان، این نکات به نوعی ضروری هستند _ که البته فقط برای روابط عاشقانه‌ای که هردو طرف به یکدیگر متعهد هستند جوابگو خواهد بود. این نکات نباید سوا شوند و یا به صورت انتخابی اجرا شوند. بلکه هر لحظه احساس کردید که یکی از این موضوعات در رابطۀ شما گم شده است، هرچه سریع‌تر باید این مشکلات را نشانه‌گذاری کنید.

 

اعتماد

اعتماد یکی از قابل بحث‌ترین و همچنین مهم‌ترین خصیصه‌های یک رابطۀ سالم است. بدون اعتماد، فقدانِ اساس و پایه برای رابطه پدیدار می‌شود و این‌گونه است که شما دیگر قادر به ساختِ یک صمیمیت احساسی نخواهید بود و پتانسیل رابطه برای هرنوع آسیب احساسی فراهم خواهد شد _ و بارها و بارها این اتفاق می‌افتد و هربار رشد بیشتری دارد. بدون اعتماد، شما کاملاً شکاک هستید، به چه؟ به این‌که اگر بخواهید روی فلان کار از شریک عشقی خود حساب کنید، آیا او واقعاً این فداکاری را برای شما خواهد کرد یا خیر، یا این‌که آیا او در گفتارش واقعا صادق است یا خیر. راه‌های زیادی برای ساخت و بازساخت اعتماد در رابطه وجود دارد، اما اگر شما این راه‌ها را برای رابطۀ خود در پیش نگرفته‌اید، پس باید بگویم که رابطۀ شما در برابر استرس و ناامنی به شدت آسیب‌پذیر است.

 

ارتباط

ارتباطِ صادقانه و محترمانه، مخصوصاً در باب مسائلی که برای گفتار و ابراز سخت هستند، یک موضوع حیاتی محسوب می‌شود، حال آن‌که به طور خودکار در هیچ‌کسی فعال نمی‌شود. شاید ما آموخته باشیم که محضِ تطبیق و تفاهم و یا این‌که بخواهیم ظاهر مسائل را خوب و درست پیش ببریم، از گفتن و ابرازِ مسائل معذب کننده دوری کنیم، یا شاید حتی یاد گرفته باشیم که احساسات منفی و ناخوشایندمان را تنها برای خودمان نگه داریم. اما با این وجود نیز، این چالش‌ها می‌توانند یک کشمکش ساده را به یک جنگ جهانی تبدیل کنند: زمانی که شما دو نفر توانایی خود را برای دفاع از خویش، در زمان تهدید از دست می‌دهید. اشکالی ندارد اگر این تمایلات را داشته باشد؛  چیزی که مهم است این است که شما بر روی کاهش و از بین بردن‌شان کار کنید، چرا که یک ارتباط قوی و سالم، اساس پرورشِ یک رابطه سالم است.

ارتباط

صبر

هیچ‌کس قادر نیست تا در تمام مدت زندگی خودش صبور باشد، چرا که عواملی مانند فقدان خواب کافی، استرس و یا مشکلات جسمی قادر هستند تا انسان را در نقاط مختلف و حساسی از زندگی به آشفتگی مبتلا کنند _ این هم بخشی از انسان بودن است. اما شرکای یک رابطۀ سالم و عاشقانه، مثل یک معادلۀ ریاضی می‌مانند که باید با داشتن مخرج‌های مشترکِ صبر، به یکدیگر آرامش، انعطاف و حمایت را هدیه دهند، مخصوصاً وقتی که یکی از طرفین روز خوبی را تجربه نکرده و در بهترین نوع اخلاقش نیست. زمانی که شرکای این رابطه به طور مداوم ناشکیبایی را پیش بگیرند، عموماً تخمِ خشم و کینه را نسبت به یکدیگر کاشته، و مدام از تقصیراتی را که فرد دیگر در یک شرایط حساس بر مرتکب شده، غول می‌سازند، همه‌چیز به هم می‌ریزد. خوب است که بتوانیم تحت فشارهای روزمرهی زندگی خلأهای رفتاری و اشکالات اخلاقی فرد مقابل‌مان را _ به دلایلی خوب و صالح _ ببخشیم و نسبت به آن‌ها صبوری به خرج دهیم، این‌گونه است که آن‌ها احساس می‌کنند که عشق شما نسبت به ایشان بی قید و شرط است.

چگونه با خشم و عصبانیت خود مقابله کنیم؟

در بین تمام فاکتور‌های شخصیت, خشم و عصبانیت نزدیکترین ارتباط را با بیماری‌های قلبی و سایر امراض جسمانی و رفتاری دارد. در واقع عصبانیت بهترین پیش‌‌ بینی‌کنندۀ بیماری و مرگ زود‌هنگام است. خشم تلاشی برای کنترل دیگران به منظور برآورده شدن نیاز‌هاست. معمولا خشم از ناامیدی‌ها و ناکامی‌ها سر برمی‌آورد. به خصوص هنگامی که انتظارات‌مان از طرف مقابل برآورده نمی‌شود.

اشخاص, یا  مستقیم از طریق «ضرب و شتم» و یا غیر‌مستقیم از طریق نوعی رفتار تهاجمی ـ منفعلانه خشم خود را بروز می‌دهند. افراد تهاجمی ـ‌ منفعل به روش‌های گوناگون مثل جنگ و جدال، اخم، بی‌محلّی و ناپدید شدن، درست زمانی که به آن‌ها نیاز است، مخالفت خود را اعلام می‌کنند. هر دو نوع عصبانیت می‌تواند تاثیرات مخرّب و جدی‌ بر روی سلامت و روابط‌مان داشته باشد.

خشم و خشونت

6 راه برای اینکه بهتر خشم‌مان را کنترل کنیم:

  1. در ترس جاری شوید

ترس همیشه در پشت خشمگین شدن حضور دارد. ترس اغلب از یک احساس ناتوانی در کنترل دیگران حاصل می‌شود. مقابله با این نوع ترس تنها با این روش ممکن می‌شود که یاد بگیریم چگونه در آن جاری شویم. جاری شدن در ترس به این معنی است که به جای مقابله با آن، با آغوش باز ترسمان را بپذیریم. وقتی اعتراف می‌کنید از چه  می‌ترسید، کم‌کم  به این توانایی دست پیدا می‌کنید که تنش  و  اضطراب را از خود دور کنید.

 

  1. عزت نفس‌تان را تقویت کنید

عزت نفس مثبت و سالم برای کنترل خشم، ضروری است. با تمرکز بر ویژگی‌های مثبت و نه عیب و ایرادهایتان عزت‌نفس‌تان را بهبود ببخشید.

مشاهده مقاله  شما چه داستان‌ هایی را به خودتان می‌گویید؟

 

  1. هنگام خشم و عصبانیت «رها سازی» را تمرین کنید

با تمرین «رها سازی» با خشم و عصبانیت خداحافظی کنید. اینکه همیشه نمی‌توان، و نباید کنترل همه چیز را در دست داشت، مهارتی ارزشمند است که متاسفانه جامعه به ما نمی‌آموزد. بهترین سپر در برابر خشم و عصبانیت توانایی «رها‌ سازی» است. هنگامی که متوجه عصبانیت خود می‌شوید، پیش خود تکرار کنید:

«من می‌توانم «آزاد و رها» باشم».

«من می‌توانم آزاد و رها باشم و باز هم در کنترل بمانم. رهایی احساس بهتری به من می‌دهد و شرایط را سهولت می‌بخشد».

«نیازی نیست خشمگین شوم و این فرد (موقعیت) را تغییر دهم».

«من فرد خشمگینی نیستم».

به یاد داشته باشید سخنی را که از روی خشم رانده شود هرگز نمی‌توان پس گرفت؛ هر گزند و آسیبی به دیگری قابل جبران نیست؛ اثر آن می‌تواند برای سال‌ها باقی بماند. پس، با «رهاسازی» سود بیشتری به دست آورید.

 کنترل خشم

  1. آماده و حاضر باشید

هرگاه تیر خشمی به سمت خود یا دیگران پرتاب می‌کنید، روی کاغذ یا در ذهن خود آن را یاد‌داشت کنید. در واقع از این اوضاع خشم‌آلود برای موقعیت‌های آینده بهره ببرید و خود را آماده‌تر سازید.

 

  1. از « باید…»ها بپرهیزید

اگر قوانین سفت و سختی در رابطه خود با دیگران دارید و همواره تلاش می‌کنید آن‌ها را به آنچه که نیستند تبدیل کنید، منتظر خشم، ناامیدی و سرخوردگی بیشتری در زندگی‌تان باشید. خود را از انحصار «باید…»ها رها سازید. این واژه بسیار مخرب است و به رابطه‌تان با دیگران صدمه می‌زند. در این‌جا با چند «باید» سمّی که اجتناب از آن‌ها ضروری است آشنا می‌شویم:

مشاهده مقاله  یک رابطه سالم دقیقاً چه شمایل و ویژگی‌هایی دارد؟

«او باید مهربان‌تر باشد».

«وقتی وارد جمعی می‌شوم، همه باید به من سلام کنند».

«وقتی وظایفی برایش تعیین می‌کنم، باید همه را انجام دهد».

«او باید بیشتر به والدین‌اش عشق بورزد و بیشتر به آن‌ها سر بزند».

«باید به من احترام بگذارد. من جایگاه بالاتری دارم و لایق‌اش هستم».

 

  1. اهداف واقع‌بینانه داشته باشید

معمولا قول و قرار‌ها و آرزوها به ندرت باعث تغییر در رفتار می‌شوند. اگر در رسیدن به اهداف‌تان موفق نشوید، سرخورده و خشمگین خواهید شد. برای خود اهداف واقع بینانه تعیین کنید. حتی اگر آرام ‌آرام و با گام‌های کوچک به سمت هدف حرکت می‌کنید، مطمئن شوید که در حال پیشرفت‌ هستید.

 

مسیر زندگی درست را تشخیص دهید و به راهتان ادامه دهید

چگونه صبور بودن را به کودکانمان بیاموزیم. آموزش صبر به کودکان

چگونه صفات نیک را در کودکانمان پرورش دهیم… اخلاقیات مثبت مثل صبر، مسرور بودن، عشق، بخشندگی و خودکنترلی. هیچ‌کس با چنین اخلاقیات و صفات مثبتی به دنیا نیامده است، بلکه لازم است تا تمام این موارد آموخته شوند. اصولاً آموزش صبر به کودکان کار بسیار سختی تلقی می‌شود. (فهم این‌که چگونه به کودکان صبر را آموزش دهیم نیز خود دارای تئوریِ جداگانه‌ای است). اگر دو چیز در جهان هیچ‌وقت توانایی سازش با یکدیگر را نداشته باشند، آن دو چیز صبر و کودکان خواهند بود. (به معنی واقعی کلمه کودکانِ صبور تنها در داستان‌های علمی تخیلی وجود خارجی دارند). اما بیایید با عمق فاجعه رو در رو شویم: یادگیری و مواجهه با صبر حتی برای بزرگ‌سالان هم مشکل است.

اما یادگیریِ این صفتِ مهم، حقیقتاً برای مجموع شخصیت یک فرد مهم و حائز اهمیت است، و تلاش برای رسیدن به آن هم ارزشش را دارد. حالا یک سری نکات را در بابِ این‌که (چگونه فضایی توأم با آموزش صبر فراهم کنیم) به شما ارائه می‌داریم. این نکات، برای فرزندان‌مان در هر سنی کارساز هستند.

آموزش صبر به کودکان

  1. با کارهای کوچک و دوره‌های زمانی کوتاه شروع کنید

آموزش صبر به کودکان مستلزم این است که با کارهایی با دوزِ پایین، از سنین بسیار کم شروع کنید _ حتی زمانی که کودک شما تازه شروع به راه رفتن کرده باشد. البته شاید نهایت صبر یک کودک در این دوره برای این باشد که شما شیر بیشتری در شیشۀ شیرش بریزید، اما در همین حال هم از او بخواهید تا یک یا دو دقیقه صبر کند. هرچه‌قدر که سن او رو به افزایش رفت، شما هم از او بخواهید تا صبر خود را در دوره‌های زمانی طولانی‌تری حفظ کند.

  1. خودکنترلی را به آن‌ها بیاموزید

برای یک کودک واجب است تا حینِ آموزش صبر به او، کنترل کردنِ احساسات و اعمالش را حتی در اوضاع حساسی مثل مواقعِ هیجان‌زدگی، استرس و اشتیاق بیاموزید. به او بیاموزید تا قبل از این‌که خواسته‌اش را برآورده کنید، اندکی بردباری به خرج دهد. در این صورت، او متوجه می‌شود که واکنش‌های غیرمنطقی باعث نمی‌شود چیزی که می‌خواهد را زودتر به دست بیاورد.

  1. تأخیرهای عمدی

در جهانی که مملو از خوشی‌های آنی و زودگذر است، والدین باید تاخیرهای عمدی‌ای را در خانه و روی کودکان‌شان اعمال کنند، حتی کارهایی که واقعاً دلیلی برای عدمِ انجام آنی آن وجود ندارد. اگر دختر شما سگ جدیدی می‌خواهد، واقعاً دلیلی برای به تاخیر انداختنِ این خواسته وجود ندارد، اما وقتی وعده‌ی این کار را به او در عید یا سالگرد تولدش بدهید، یادمی‌گیرد تا برای چیزهای پر ارزش، شکیبایی به خرج دهد.

مشاهده مقاله  آیا کودکان هم می‌توانند خودخواه باشند؟ خودخواهی کودکان

آموزش صبر به کودکان

  1. نوبت‌گیری

وقتی به آموزش صبر می اندیشید، اصلاً نباید مسئلۀ نوبت‌گیری و شکیبایی و انتظار برای نوبت را فراموش کنید. بهترین راه برای آموزش صبر همین مورد است. اگر کودک شما برای این‌که سوار تاب شود خیلی عجز و لابه می‌کند، به او بفهمانید که باید منتظر نوبت خودش بایستد و ادب و صبر خود را حفظ کند. می‌توانید برای این منظور تا رسیدنِ نوبتش، چند دورِ دیگر در پارک بزنید.

  1. صبر

چیزی که فرهنگ ما را بیش از هرچیزی به بی‌صبری آمیخته کرده، عادات مصرف کنندگی است. به کودکان‌تان یاد بدهید که برای خریدن یک چیز، باید منتظر فرا رسیدنِ موعدِ دریافت پول تو جیبی‌شان بمانند. هرچه‌قدر هم برای دریافت آخرین بیست هزارتومانی التماس کردند، باید مقاومت کنید، وگرنه مجبور می‌شوید تا آخر عمر به او پول تو جیبیِ مضاف بدهید

 

برای خواندن همه مقالات روانشناسی دانشگاه زندگی را کلیک کنید

تک فرزندی چه مزایا و معایبی دارد؟

فرقی نمی‌کند چه تعداد تحقیق درباره معایب تک فرزندی منتشر شود، در نهایت خانواده‌هایی هستند که تنها به یک فرزند بسنده می‌کنند. برخی والدین دوست دارند فرزندان بیشتری داشته باشند اما از این موضوع مطمئن نیستند. در ادامه اطلاعاتی درباره موضوع تک فرزندی در اختیار شما قرار می‌دهیم و باورها و مسائل مختلف را به صورت «صحیح» و «غلط» بررسی می‌کنیم. در ادامه همراه دانشگاه زندگی باشید.

تک فرزندی

در این مطلب؛ 8 سوال و باور درباره تک فرزندی مطرح و به آن‌ها پاسخ داده می‌شود:

1 – به این دلیل که تک فرزندان ، هیچ خواهر و برادری ندارند، احتمالاً افرادی خود خواه می‌شوند.

غلط. تقریباً هر بچه‌ای در زمان‌های خاصی فکر می‌کند اهمیتی بسیار زیادی در این دنیا دارد و همه چیز برای او مهیا شده است. معنی صحیح خودخواهی این است «فقط به خودتان فکر کنید و دیگران را نادیده بگیرید» در کل می‌توان گفت بچه‌ای که نمی‌تواند دیدگاه دیگران را بپذیرد، خود خواه است. در برهه‌ای از زندگی، انرژی به پایین‌تر حد می‌رسد، هورمون‌ها دچار تغییرات می‌شوند یا از نظر فیزیکی دچار مشکلاتی می‌شویم و ممکن است به نحوی رفتار کنیم که خودخواهانه به نظر برسد. در دوران نوجوانی، همه والدین می‌توانند انتظار داشته باشند که چنین رفتارهایی را از سوی فرزندشان شاهد باشند.

2 –  تک فرزند، پرخاشگر و حسود می‌شود

غلط. افراد حسود و پرخاشگر نوع جدیدی از افراد نیستند و در گذشته هم وجود داشته‌اند. در سال 1986، روان‌شناسی به نام استنلی هال (اولین رئیس جامعه روان‌شناسی آمریکا) اعلام کرد که فقط کودکان چنین ویژگی‌های دارند و نتیجه گرفت: «تک فرزند بودن، چیزی مثل یک بیماری است.» متاسفانه این باور در جامعه ماندگار شد و نسل به نسل آن را تکرار کردند و اکنون بسیاری از افراد آن را می‌پذیرند. در حالیکه این نتیجه‌گیری غلط است.

تک فرزندی

3 – اغلب تک فرزندان، نسب به افرادی که خواهر و برادر دارند، مستقل‌تر هستند

صحیح. این موضوع درست است چراکه تک فرزندان، بخاطر راهنمایی‌های والدین و عدم وابستگی به خواهر و برادر، معمولاً حس استقلال بیشتری دارند. این موضوع توسط تحقیقات فراوان در این زمینه، به اثبات رسیده است و می‌توان گفت که این بچه‌ها، در آینده مستقل‌تر خواهند بود و می‌توانند آینده خود را بسازند.

 

4 – تک فرزندان کمتر از بچه‌های دارای خانواده پرجمعیت، قدرت پذیرفتن دارند

غلط. خواهران و برادرانی از سه کشور ایالات متحده آمریکا، آلمان و انگلستان در یک تحقیق، مورد بررسی قرار گرفتند. بر اساس این تحقیقات مشخص شد که ترتیب به دنیا آمدن، تاثیری طولانی در ویژگی‌های شخصیتی افراد ندارد. به نظر می‌رسد که ترتیب به دنیا آمدن در خانواده‌های پرجمعیت، از نظر ثبات احساسی و خلاقیت تفاوت چندانی ندارند.

مشاهده مقاله  آیا شما از عزت نفس بالایی برخوردار هستید؟

5 – تک فرزندان نسبت به بچه‌های دارای خواهر و برادر، قوه تخیل بیشتری دارند

غلط. بسیاری از افراد فکر می‌کنند، تک فرزندان بخاطر داشتن اوقات تنهایی بیشتر، از تخیلات خود استفاده می‌کنند و دوستانی خیالی (غیرواقعی) برای خود می‌سازند. اما یک متخصص در این زمینه می‌گوید که داشتن دوستان خیالی، بخشی از توسعه ذهنی طبیعی و سالم فرد است.

ماریوری تیلور، پروفسور روان‌شناسی در دانشگاه اورگان و نویسنده کتاب Imaginary Companions and the Children Who Create Them (همراهان خیالی و بچه‌هایی که آن‌ها را می‌سازند)، بچه‌های پیش دبستانی تا قبل از 7 سالگی را مورد بررسی قرار داد و متوجه شد که حدود 65 درصد از آن‌ها، برای خودشان دوستانی خیالی داشته‌اند. پروفسور تیلور همچنین درباره دیدگاه تک فرزندان و بچه‌های اول خانواده گفت: «موضوع ساختن دوستان خیالی، چیزی نیست که فقط در بچه‌های اول یا تک فرزندان دیده شود.»

او همچنین در کتابش اشاره کرده که این موضوع ضرورتاً نشانه تنهایی یا اضطراب روان‌شناسانه نیست.

تک فرزندی

6 – تک فرزندان در چند زمینه از جمله تحصیلات آکادمیک و دستاوردها برتر هستند

صحیح. در بحث تحصیلات و دستاوردها، معمولاً تک فرزندان و آن‌هایی که بچه اول خانواده محسوب می‌شوند، موفق‌تر هستند. این موضوع را می‌توان با dilution theory توضیح داد. طبق این نظریه، منابع والدین محدود هستند و وجود خواهر یا برادر باعث مصرف شدن این منابع و کاهش آن‌ها می‌شود. اگر همین منابع مالی و توجهات فقط برای یک فرزند باشد، شانس موفقیت بیشتر است.

7 – تک فرزندان دچار ضعف هستند چونکه مانند بچه‌های دیگر، فرصتی برای تعامل و یادگیری از خواهر و برادر ندارند

غلط. رابطه خواهر و برادری در برخی خانواده‌ها، بسیار مثبت است و بزرگ‌ترها می‌توانند به کوچک‌ترها در تحصیل و یادگیری کمک کنند. البته همه این روابط، مثبت و آموزنده نیستند و گاهی ممکن است به رقابت و اختلاف نظر ختم شوند. در این شرایط، والدین باید به طور مداوم دخالت کنند و از آموزش و یادگیری هم خبری نیست. فقط اینکه خواهر و برادر برای یادگیری و تعامل لازم هستند، دلیلی منطقی برای داشتن بچه‌های بیشتر محسوب نمی‌شود

 

برای خواندن مقالات بیشتر www.daneshgahezendegi.com را کلیک کنید

10 راه ساده برای این‌که بتوانیم معشوقه خود را سرِ ذوق بیاوریم

پیداکردن چیزهایی که باعث می‌شوند، افراد مورد علاقه مثل دوستان، خانواده و یا حتی معشوقه تان لبخند بزند، حظ و لذتی وصف‌نشدنی دارد.

10 راه ساده برای این‌که معشوقه خود را به لبخند وادار کنیم:

در حال حاضر من پشت تمام سبزه‌های این شهر کمین کرده‌ام و به دنبال اشیاء و مسائلی هستم که باعث می‌شود عزیزان من _ مخصوصاً کسی که عاشقش هستم _ لبخند بزند و خوشحال شود. حال، این شیء یا مسئله می‌تواند یک متنِ دست‌نویس از طرف خود من باشد، یا می‌تواند کتابی ساده یا هرچیزی باشد که امیدواریم روزِ معشوقه خود را بسازد و او را سرِ ذوق بیاورد. این هم از چند نکته برای رسیدن به این هدف.

عشق

  1. به منبعی مطمئن برای دست‌یابی به جک‌های روز رفته، و خنده‌‎دارترین جکی که مشهود است را یادبگیرید و اولِ صبح به او ابلاغ کنید. این یکی از بهترین راه‌ها برای شروع یک روزِ خوب و یا یک استارتِ قدرتمندتر است. و یادتان باشد که آن را ایمیل نکرده یا از کانالی در تلگرام به او فوروارد نکنید، خودتان با روشی که می‌دانید او را خوشحال می‌کند، اجرایش کنید.
  2. بدون این‌که به او بگویید، هرهفته یک روز، کارها و وظایف خانه را به دوش کشیده و به او بگویید که می‌تواند خوش بگذراند یا ریلکس کند. این مسئله مثل یک هدیۀ حقیقی به نظر می‌رسد.
  3. مثلاً روزی مثل شنبه را انتخاب می‌کند و اتومبیل او را به کارواش برده و سالم و تر و تمیز به او بازگردانید، این‌طور است که او ابداً به ورزشگاه رفتنِ شما در فلان روزِ هفته گیر نخواهد داد. به عنوان یک کودک، عاشق این بودم که داخل ماشین بنشینم و کارگران کارواش آن را بشویند، این داستان، خاطره‌ای است که همیشه با یادآوری‌اش روحم شاد می‌شود.
  4. دفعۀ بعدی که متوجه شدید همسرتان یک روز سختِ کاری را تحمل کرده است، برای او حمام را آماده کرده تا مقداری از آرامش از دست رفته‌اش را در آن بازیابی کند. اندکی از شمع‌های تزئینی برای تلطیف فضا استفاده کنید، یک موسیقی دلخواه که هردوی‌تان به آن عشق می‌ورزید را پخش کنید، فضا را عاشقانه کنید اما کار را به مسائل جنسی نکشانید. هر کاری به موقع خودش.
  5. به یکدیگر حرف‌های قشنگ زده و یکدیگر را برای خودتان عزیز و گرامی بدارید (مثلاً استفاده از کلماتی همچون عزیزم، عزیز دلم، محبوب من و غیره). این کار باعث می‌شود به یکدیگر نزدیک‌تر بشوید. حتی یک قلب در پایان یک اس‌ام‌اس کوتاه می‌تواند این را عملی بکند. هرچه از کلمات و عبارات زیباتری برای یکدیگر استفاده کنید، به هم نزدیک‌تر شده، و وقتی با یکدیگر هستید، لحظات پراضطراب کم‌تری را تجربه خواهید کرد.
  6. هر زمان که موقعیتش را دارید شاخه گلی را همراه خود بیاورید. حالا مهم نیست که دسته‌گل باشد یا شاخه گل، یا این‌که دسته‌گل‌تان چه‌قدر بزرگ و رنگارنگ باشد؛ گاهی وقت‌ها یک شاخه گل رز، حرف‌هایی بیشتری نسبت به یک دسته‌گل را منتقل می‌کنند. مثلاً من خودم هربار قبل از این‌که به خانه بروم، از باغچۀ همسایه یا از باغچۀ حیاط بغلی، چندشاخۀ گل می‌چینم و به معشوقه‌ام تقدیم می‌کنم.
  7. بدون هیچ دلیل و انگیزه‌ی خاصی با صدای بلند به او بگویید که: (خیلی‌خیلی زیاد دوستت دارم). لازم نیست حتماً لحظۀ خاصی را برای گفتنِ این جمله یا عبارت انتخاب کنید، لطفِ این ماجرا به بی‌اختیار بودن یا بی‌قید و شرط بودنش است و باعث می‌شود او دم به دم لبخند بزند یا حتی با صدای بلند قهقهه‌ای دلنشین را تحویل‌تان دهد. این کار، نشانه‌ای از علاۀ خاص شما به معشوقه‌تان است، البته ممکن است فکر کند که شما مقداری دیوانه هستید، اما ارزشش را دارد.
  8. هر زمان که توانستید در ماه یا یه هفته، سعی کنید یک شب خاص را برای معشوقۀ خود ترتیب دهید. حالا شاید این شب خاص تنها به یک وعده غذا در رستوارن مورد علاقه‌اش محدود شود، اما باعث می‌شود کسی که عاشقش هستید حتی برای لحظه‌ای کوتاه لبخند بزند و به دنیای شما رنگ و بوی تازه‌ای ببخشد. و یادتان باشد که همیشه غذایی مخصوص را برای معشوقه‌تان سفارش دهید.
  9. همیشه سعی کنید تا با معشوقۀ خود کارهای تازه و خاصی را انجام دهید. انجام کارهای تازه و خاص باعث می‌شود تا مغز ماده‌ای به اسم اکسیتاکین، که به نام (هورمونِ نوازش) نیز آن را می‌شناسند، تولید کند. پس هرچه کارهای جدیدتر و خاص‌‌تری با معشوقه‌تان انجام دهید، به یکدیگر نزدیک‌تر خواهید شد و صمیمیت بیشتری بین‌تان قرار می‌گیرد.
  10. همسر من برای من داستانی راجع به زمانی که در کودکی یک تلفن همراهِ اسباب بازیِ زرد رنگ می‌خواسته تعریف کرد، و حتی با این‌که سال‌ها از آن زمان گذشته، اما یادآوری حسرتِ آن باعث شد تا بازهم به گریه بیفتد. روز بعد، به تمام فروشگاه‌های اسباب بازی سطح شهر رفته، و مدلی از تعریفات او پیداکرده و برای او خریدم و به او تحویل دادم. هزینۀ این کار برای من: 4000 تومان، نتیجه: فاقد توان برای قیمت‌گذاری روی آن.

مشاهده مقاله  اعتماد به نفس خود را بسازید

معشوقه

برای این‌که کاری کنیم تا عزیزان‌مان شاد شده و لحظه‌ای لبخند بزنند، لازم نیست کار خیلی بزرگی انجام دهیم، تنها لازم است تا اندکی تلاش و انگیزه از خود نشان دهیم. به شما اطمینان می‌دهم که تأثیر مثبتِ این عمل بر روی شما خیلی بیشتر از معشوقه تان بوده و باعث می‌شود ده‌ها برابرِ او لبخند بزنید.

 

برای خواندن مقالات بیشتر کلیک کنید

11 کاری که نباید بعد از بیدار شدن از خواب انجام داد

زنگ هشدار به صدا در می‌آید و وقت بیدارشدن از خواب است. روز آغاز شده. بعضی از ما از تخت بیرون می‌آییم و آماده‌ی رفتن می‌شویم، درحالی که افراد زیادی از این‌که قلمرو و آشیانۀ گرم و نرم خود را ترک کنند واهمه دارند. هرکس عاداتِ خاص خود را بعد از بیدارشدن سپری می‌کند. اگر مثل من باشید، سحرخیز هستید و با یک فنجان قهوه، به بررسی فضای مجازی و ایمیل‌های‌تان می‌پرازید _ البته در حالی که گیج خواب هستیم. باید اعتراف کنم که عادات و روش‌های من _ براساس حرف‌های صاحب‌نظران در این زمینه _ بهترین و سالم‌ترین راه نیست.

احتمالاً وقت آن رسیده که بعد از بیدار شدن از خواب عادات و شیوه‌های قدیمی را کنار بگذاریم و به روش‌هایی جدیدتر و سالم‌تر رو بیاوریم. روش‌هایی که سبب افزایش کارایی مغز و خلاقیتِ بیشتر در طول روز می‌شوند. این هم چند نکته که باید بعد از بیدارشدن از خواب رعایت کرد، تا در طول روز به معنی واقعی کلمه برخیزید و بتابید.

بیدار شدن از خواب

بی‌درنگ زنگ هشدار را روی حالت تعویق قرار ندهید.

بله، می‌دانم که این عادت در درون خیلی از ما انسان‌ها نهادینه شده است. واقعا به‌خاطرش مقصرم. اما یاد گرفتم که اگر چه این چرتِ ده یا پانزده دقیقه‌ای _ یا بیشتر، درصورتی که چندین مرتبه حالت تعویق را تکرار کنید _ ایده‌ی خوبی به نظر می‌آید، اما متخصصین به شدت برای زنده نگه‌داشتنِ آن به ما هشدار می‌دهند.

بسیاری از متخصصین حالت تعویق را ایده‌ی خوبی تلقی نمی‌کنند. اگر به حالت تعویق ساعت خود اقدام کنید در واقع وارد چرخۀ بی‌پایانی از خواب می‌شوید که گویی تمامی ندارد. شاید بپرسید اشکال کار کجاست؟ اشکال کار اینجا است که وقتی وارد این چرخه می‌شوید، به جای طراوت و شادی پس از خواب، خستگی و سستی عایدتان می‌شود. بهترین راه این است که به کلی از این عادت دست بکشیم. به جای آن، سعی کنید شبِ قبل زودتر به رخت خواب‌تان رفته تا صبح‌تان را بدون خستگی و با نیرویی مضاعف شروع کنید.

بیدار شدن از خواب

برای بررسی فضای مجازی و ایمیل‌های‌تان به تلفن خود مراجعه نکنید

خیلی خب، به این کار هم اعتراف می‌کنم، بعد از این‌که ساعت خود را برای چندین مرتبۀ متوالی روی حالت تعویق قرار می‌دادم، سراغ تلفنم می‌رفتم تا فضای مجازی و پیام‌هایم را بررسی کنم. اما مثل این‌که در این مقوله تنها نیستم. 63% از کاربران تلفن‌های هوشمند در طیف سنی 18 تا 29 سال، شب هنگام موبایل خود را به تخت می‌برند تا اولِ صبح، به راحتی به آن دسترسی داشته باشند. من چیزی فراتر از این بودم، من لب‌تاپم را با خود به تخت می‌بردم تا قبل از خواب اندکی سریال ببینم، البته همراه گوشی.

جولی موگنسترن نویسنده‌ی کتابِ: (هیچ‌وقت بعد از بیدارشدن ایمیل‌های‌تان را بررسی نکنید)، در مصاحبه اظهار کرد که: (اگر روزتان را با خواندن ایمیل و پیام‌های‌تان شروع کنید، هیچ‌وقت احساس بهبودی و بازیابی انرژی نمی‌کنید. درخواست‌ها و دخالت‌ها و غالفگیری‌های غیرقابل پیش‌بینی و یادآوری مشکلات بی‌پایان هستند. کم‌تر کسی می‌تواند در مقابل وسوسۀ خواندن پیام‌ها و چک‌کردنِ فضای مجازی حتی یک دقیقه مقاومت کند). کسانی هم که برای بیدارشدن به تلفن همراه‌شان وابسته هستند، لازم است تا به ساعت فروشی رفته و ساعت کلاسیکی را برای این منظور تهیه کنند و تلفن همراه خود را در نقطۀ دیگری از خانه قرار دهند. وقتی موبایل‌تان همیشه در دسترس نباشد، وسوسۀ کار کردن با آن نیز کم‌تر به شما هجوم می‌آورد.

مشاهده مقاله  چرا نباید به نظر دیگران درباره خودتان اهمیت دهید

چک کردن ایمیل

بعد از بیدار شدن از خواب خودتان را جمع نکنید، به بیرون بجهید!

پیشنهاد دیگری در صددِ بهبود کیفی روز، این است که در تخت‌تان کز نکنید. سریعاً به بیرون بجهید. براساس سخنان روانشناسِ دانشگاه هاروارد اَمی و کُدی، وقتی دقیقاً پس از بیدارشدن از تخت بیرون بیاییم، عضلات‌مان منعطف شده و راه مؤثری برای افزایش اعتماد به نفس است.

در حین مصاحبه با روزنامه‌ای در نیویورک، دکتر کدی اذعان کرد که افرادی که با دست‌هایی به شکل عدد 7 بیدار می‌شوند، انسان‌های شادتری هستند _ از آن دسته‌ای که شادی‌شان شما را عصبانی می‌کند. در سمت دیگرِ ماجرا، مدارکی مبنی بر این‌که شخصی که در شکل و شمایل جنین از خواب بیدار شود، روز پر استرسی را تجربه خواهد کرد نیز وجود دارد. درواقع بیرون رفتنِ بی‌درنگ از رخت خواب به کشش عصلانی، کاهش تنش و استرس، و افزایش گردش خود کمک می‌کند.

هیدرات را فراموش نکنید

وقتی از رخت خواب بیرون آمدید، آب‌ خوردن را فراموش نکنید. به هر حال، بدن شما برای مدت 7 یا 8 ساعت بدون هرگونه نوشیدنی باقی مانده، و در این اوضاع ماده‌ای که بدن بیشتر از هرچیزی به آن نیاز دارد هیدرات است. آب خوردن نه تنها به بیداری و هوشیاریِ بیشتر شما کمک می‌کند، بلکه باعث می‌شود تا حرکات متابولیسم شما در جهت درستی قرار بگیرند. اگر مزه‌ی آب در اول صبح را دوست ندارید، اندکی لیمو شیرین یا لیمو ترش به آن اضافه کنید تا با این کار مرض کبد را از خود دور کرده باشید.

متخصصین خوردن آب در دما و جو اتاق خواب را پیشنهاد می‌کنند، چرا که خوردن آب سرد باعث شوک دادن به سیتم بدنی شما می‌شود و فواید زیادی برای سلامتی به همراه دارد. این کار نه تنها به سم‌زدایی کبد شما کمک می‌کند، بلکه اولاً سبب درمان یبوست، سپس کاهش وزن، تقویت قدرت سیستم ایمنی، جلوگیری از تنفسِ بد و بهبود وضعِ کیفیِ مغز می‌شود.

 

دانشگاه زندگی حاوی مقالات متعددی در زمینه روانشناسی است

چرا افراد خجالتی در جمع حرف نمی زنند؟ 7 دلیل خجالتی بودن و کمرویی

تابه‌حال با خود فکر کرده‌اید چرا خجالتی بودن یک فرد عضو تیم شما باعث می شود که  در تیم حرف نزند؟

معمولاً می‌بینم مدیران از افرادی که در تیمشان به‌اندازه دیگران صحبت و مشارکت نمی‌کنند گله گذار هستند. “او بیش‌ازحد ساکت است.” “آرزو دارم بیش از این‌ها صحبت کند.” “او به‌اندازه دیگران در بحث‌ها شرکت نمی‌کند.”

اما من گاهی اوقات با خودم فکر می‌کنم آیا مناسبات جمعی به این افراد اجازه صحبت می‌دهد یا خیر.

درواقع افراد کم خجالتی و کم رو، می‌توانند خلاقیت زیادی داشته باشند. آن‌ها معمولاً به خودشان زمان می‌دهند تا به‌طور کامل به همه جوانب مسائل فکر کنند و این برای تیم بسیار ارزشمند است. آن‌ها می‌توانند افراد را مدیریت کرده، کنترل امور را به دست گرفته و یک پروژه را به اتمام برسانند.

من به نمایندگی از همکاران خجالتی‌ام، باید بگویم که تیم شما باید صدای آن‌ها را بشنود.

اگر خجالتی بودن باعث شود افراد خجالتی در صحبت‌ها شرکت نکنند، احتمالاً هیچ‌وقت برخی از بهترین ایده‌ها کشف نمی‌شوند.

کمرویی و خجالتی بودن

در ادامه به 7 دلیل برای صحبت نکردن افراد خجالتی اشاره‌ شده است:

فرد دیگری در حال صحبت است

خجالتی بودن سبب می شود که اغلب افراد خجالتی صحبت افراد دیگر را قطع نکنند. آن‌ها ترجیح می‌دهند صبر کنند تا نوبتشان بشود. درصورتی‌که هیچ‌وقت نوبت آن‌ها نشود، به‌کل قید صحبت کردن را می‌زنند.

شما می‌خواهید افراد زود پاسخ دهند

باید به افراد خجالتی زمان بدهید تا سؤال را پردازش کنند. افراد خجالتی برای پیدا کردن کلمات مناسب احتیاج به زمان دارند. اگر برای پاسخ دادن افراد عجله داشته باشید، احتمالاً این افراد کمتر ایده‌های خود را مطرح می‌کنند. این مسئله برای جلسات بارش فکری، که شما به دنبال پاسخ‌های زیادی هستید نیز صادق است.

مشاهده مقاله  مقدمه ای بر مسئلۀ حریم شخصی و دلیلِ ضرورت آن

من معمولاً نظرات منفی زیادی از جانب افراد خجالتی و مدیران درباره پروسه و روند جلسات بارش فکری دریافت می‌کنم. در جلسات بارش فکری معمولاً باید نظرات به‌سرعت و به‌صورت آنی مطرح شوند. اما من فکر نمی‌کنم مشکل از جلسات بارش فکری باشد، بلکه به نظر من مشکل از نحوه برگزاری این جلسات است. پروسه و نحوه برگزاری این جلسه بسیار اهمیت دارد و باید حواستان جمع باشد که همه افراد نظر دهند.

خطاب به افراد خجالتی باید بگویم، خجالتی بودن ما و اینکه ما خجالتی هستیم دلیل نمی‌شود که از همه فضاهایی که در آن‌ها احساس ناراحتی می‌کنیم فرار کنیم. هیچ‌کس چنین کاری نمی‌کند. ما فقط باید خود را وفق دهیم و مدیران باید بهتر بتوانند افراد و اعضا را هدایت کنند. این دقیقه نکته مهم این پست است.

معمولاً بیشتر افرادی که در اتاق هستند برونگرا می‌باشند. اگر تعدادی از افراد “متکلم” باشند، یک فرد خجالتی معمولاً ترجیح می‌دهد بگذارد دیگران صحبت کنند. مجدداً تکرار می‌کنم، آن‌ها دوست ندارند صحبت کسی را قطع کنند. اگر افراد خجالتی در یک گروه بیش‌ازحد زیاد باشد، آن گروه معمولاً در حالت سکوت به سر خواهد برد. شما گاهی اوقات می‌توانید این مشکل را با شکستن گروه‌های بزرگ به کوچک‌تر حل کنید.

خجالتی بودن در جمع

صندلی که برای نشستن آن‌ها در نظر گرفته‌اید ناراحت است

اگر افراد خجالتی را در ردیف جلو یا وسط یک اتاق شلوغ بنشانید، صحبت نخواهند کرد. این افراد اگر فکر کنند در مرکز توجه هستند، اصلاً حاضر نمی‌شوند ایده‌های خود را مطرح کنند. چینش اتاق برای همه افراد تیم مسئله مهمی است، اما این مسئله برای افراد خجالتی اهمیت خاصی دارد. به آن‌ها فضای کافی بدهید، در صورت امکان صندلی آن‌ها را در گوشه قرار دهید، اما حتی‌المقدور صندلی‌ها را از قبل برای کسی تعیین نکنید. بهتر است اجبار در کار نباشد. بگذارید خودشان انتخاب کنند.

مشاهده مقاله  11 کاری که نباید بعد از بیدار شدن از خواب انجام داد

آن‌ها اصلاً چیزی برای گفتن ندارند

مسئله می‌تواند به همین سادگی باشد. شاید اصلاً موضوع موردبحث، موضوع موردعلاقه آن‌ها نیست. افراد خجالتی کمتر از افراد برون‌گرا درباره موضوعاتی که به آن‌ها اشراف ندارند صحبت می‌کنند. کلمات آن‌ها معمولاً به تفکراتی بستگی دارد که در طولانی‌مدت داشته‌اند. بنابراین اگر موضوعی جدید باشد، احتمالاً هنوز نیاز دارند به‌تنهایی درباره آن فکر کنند.

مکالمه به‌جایی نمی‌رسد

افراد خجالتی معمولاً طرفدار مکالمات کوتاه یا صحبت‌های بی‌ارزش نیستند. اگر در ابتدای جلسه درباره چیزهایی صحبت شود که ازنظر آن‌ها ارزشی ندارند، احتمالاً شور و اشتیاق خود را از دست خواهند داد. هرچه بیشتر به دستور جلسه پایبند باشید، بیشتر احتمال دارد با شما همکاری کنند.

شما بدون آگاهی قبلی، از آن‌ها می‌خواهید صحبت کنند

افراد خجالتی معمولاً علاقه‌ای به ارائه دادن ندارند. (“ندارند” از عمد بزرگ نوشته شده است.) اشتباه رایج این است که افراد خجالتی همیشه ساکت هستند. درست نیست. مسئله هم این نیست که آن‌ها چیزی برای گفتن ندارند. آن‌ها فقط می‌خواهند پیش از آنکه ایده‌های خود را به اشتراک بگذارند، آمادگی لازم را داشته باشند. این افراد هرچه از قبل بیشتر آماده باشند، بهتر است. حتی می‌توانید بگویید: “تریسی، من چند دقیقه دیگر نظر تو را درباره این موضوع خواهم پرسید” و بعد مجدداً به سراغشان بروید. در این صورت پاسخ‌های بهتری را خواهید شنید.

البته، همه این‌ها به این معناست که شما باید تیمی که می‌خواهید هدایت کنید را بشناسید. کدام افراد در تیم شما خجالتی هستند؟ و این افراد چقدر خجالتی هستند؟ برای آنکه صحبت کنند نیاز به چه شرایطی دارند؟ پاسخ به این سؤالات نیاز به زمان و تمرین و درک این موضوع دارد که تمامی افراد در تیم شما یکسان نیستند.

 

برای خواندن مقالات بیشتر www.daneshgahezendegi.com را کلیک کنید

آیا ازدواج فامیلی واقعاً خطرناک است؟

آیا بچه‌های افراد هم‌خون شانس بیشتری برای انواع نقص‌ها و بیماری‌ها دارند؟ افزایش آگاهیِ در پایه‌های مسائل ژنتیکی می‌تواند به فهم این سوال، کمک شایانی کند.

آیا می‌دانید ملکه ویکتوریا، چارلز داروین یا آلبرت انیشتین چه وجه اشتراکی دارند؟ همۀ آن‌ها با بزرگ‌ترین هم‌خون خود (دخترعمو/پسرعمو/دخترعمه/پسرعمه/دختر دایی/پسردایی/دخترخاله/پسرخاله) ازدواج کردند. احتمالاً شما نیز براین باور هستید که داروین این مسائل را بهتر از همه درک می‌کرد. خب به هر حال، ازدواج فامیلی نزدیک، ژن هایی را منتقل می‌کند که سبب جهش‌های ژنتیکی می‌شوند، این‌طور نیست؟

ازدواج فامیلی

امروزه ازدواج فامیلی با بزرگ‌ترین هم‌خون خود، در 24 ایالت آمریکا ممنوع است. اما در بخش کثیری ار تاریخ غرب، مردم مجبور بودند با کسانی که نزدیک‌شان زندگی می‌کرد ازدواج کنند، که یعنی بیشتر مواقع، دونفر از یک خانواده به خانۀ بخت می‌رفتند.

در حقیقت، بین سال‌های 1650 تا 1850 میانگین ازدواج بین افرادی از دورترین خویشاوندها بود. که یعنی پدرِ پدرِ پدرِ پدربزرگ‌شان مشترک بود.

اگر بخواهیم این مقوله را از نظر علم ژنتیک بررسی کنیم، این افراد 0.20% از دی‌ان‌ای خود را باهم به اشتراک می‌گذاشتند. این درصد وقتی با مقادیر بزرگ‌تری مقایسه شود، واقعا ناچیز به‌حساب می‌آید. مثلاً  اگر یک نسل جلوتر بیاییم، به 0.78% کاهش پیدا می‌کند. همچنین دو نسل اختلاف 3.13%، و نزدیک‌ترین خویشاوند 12.5% ژن را به اشتراک می‌گذارند. و هرچه دی‌ان‌ای بیشتری ردوبدل شود، درصد اینکه زادوولد شما با امراض مختلف همراه شود، بیشتر است_مانند فیبروز سیستیک یا کم‌خونی داسی‌شکل.

اما مسئلۀ اصلی اینجاست: حتماً لازم نیست مریض باشید تا کودک‌تان همراه با مشکل به‌دنیا بیاید.

مشاهده مقاله  دو جمله‌ای که باید قبل از «دوستت دارم» به شریک زندگی خود بگویید

فیبروز سیستیک را در نظر بگیرید. این بیماری به‌وسیلۀ ژن حامل آن به وجود می‌آید. اما برای این‌که به این نوع بیماری مبتلا شوید نیاز به دو نسخۀ معیوب از این ژن دارید. بنابراین اگر تنها یک نسخه را دارا باشید نمی‌شوید، اما به راحتی منتقل‌اش می‌کنید.

در این بین، اگر کسی که حامل این ژن باشد، با کسی که کاملاً سالم باشد زادوولد کنند، هیچ خطری کودکِ در راه را تهدید نمی‌کند. اما اگر والدین هر دو یک نسخه از این ژن را داشته باشند، کودک 25% شانسِ به ارث بردنِ دو نسخه را دارد.

ازدواج فامیلی

پس برای این‌که بفهمیم ازدواج فامیلی چه‌قدر خطرناک است، باید محاسبه کنیم که احتمالِ حمل دو نسخه از یک بیماریِ خاص توسط هردونفر چه‌قدر است. بدین شکل جواب حقیقی را پیدا می‌کنیم.

از اینجا شروع می‌کنیم که آن‌ها پدربزرگ و مادربزرگ مشترکی دارند. حالا بازی پیچیده‌ای از (چه می‌شود اگر)ها آغاز می‌شود: چه می‌شود اگر هم پدربزرگ و هم مادربزرگ حامل ژن باشند، و یا فقط یکی؟ چه می‌شود اگر بچه های‌شان حامل باشند، یا هیچ کدام‌شان نباشد؟ خیلی سریع همه‌چیز به هم گره می‌خورد.

اما دانشمندان با زیرورو کردن اعداد بالاخره توانست‌اند درصد ثابتی را محاسبه کنند. شانس این‌که هم‌خون‌ها کودکی با بیماری ژنتیکی داشته باشند 4 تا 7%، و این مقدار برای افراد غریبه 3 تا4% است.

پس آن‌چنان هم زیاد نیست، نه؟ نتیجه این شد: بیماری ژنتیکی به شدت نادر است و اهمیتی ندارد که غریبه باشید یا هم‌خون. ممکن است هزاران مورد ژنتیکی در درخت خانواده‌تان پنهان شده باشد.

به‌علاوه، اگر بچه‌های شما با بزرگ‌ترین هم‌خون خود ازدواج کنند، و بچه‌های آنان نیز همین امر را تکرار کنند، در واقع، هربار بیشتر خانوادۀ خود را در مسیر فاجعه قرار می‌دهید. چراکه به جای ارائه دادن ژن‌های جدید، که برای دریای ژنتیکی خانواده مفید است، درحال بازیافت ژن‌های قدیمی هستید که به احتمال بالا خطرناک هم هستند.

 

ادامه مطلب را کلیک کنید

14 عبارتی که یک مرد هرگز نباید به همسرش بگوید. عبارات ممنوعه در زندگی مشترک

برای برخی از افراد، همسر بودن مانند یک بازی ویدیویی است. این افراد برای انجام کارها عجله می‌کنند و دستورالعمل‌های لازم را  قبل از شروع نمی‌خوانند. در واقع بازی را با آزمون و خطا یاد می‌گیرند و هنگامی که بازی بیش از حد سخت می‌شود، آن را با عباراتی نامناسب و زننده، توصیف می‌کنند.

همه مردان چنین رفتاری ندارند اما قطعاً افرادی وجود دارند که با همسرشان به درستی رفتار نمی‌کنند. در ادامه 14 عبارات ممنوعه در زندگی مشترک را نوشته‌ایم که یک مرد هیچ‌وقت نباید به طور مستقیم یا غیرمستقیم به همسرش بگوید. پس اگر فردی را می‌شناسید که از این عبارات استفاده می‌کند، حتماً این لیست را به او نشان دهید تا مطالعه کند. با دانشگاه زندگی همراه شوید:

1 – تو منو خوش‌حال نمی‌کنی

البته این موضوع صحیح است چونکه خوش‌حالی شما، محصول تفکرات خودتان است و دیگران نمی‌توانند تاثیر خاصی در آن بگذارند. یکی از این عبارات ممنوعه در زندگی مشترک گفتن جمله «تو منو خوش‌حال نمی‌کنی» است که کلمات مناسبی در خود ندارد. مثل این می‌ماند که زن‌تان را بخاطر فراموشی رمز ایمیل، سرزنش کنید. به جای این جمله، به همسرتان بگویید که در حال حاضر احساس خوش‌حالی کافی در زندگی ندارید، اما او را مسئول این موضوع ندانید.

 

2 – هیچ‌وقت انتظار نداشتم که ازدواجمان تا الان دوام داشته باشد

استفاده از این جمله می‌تواند تاثیر بدی بر زندگی مشترک شما داشته باشد. اگر آن را به کار بگیرید، راه برگشتی برایتان وجود نخواهد داشت. پسس مراقب باشید!

عبارات ممنوعه در زندگی مشترک

3 – تو عوض شدی

می‌خواهید بدانید چه کس دیگری عوض شده؟ خود شما. بهتر است از واژه «تحول یافتن» استفاده کنیم زیرا در ازدواج، هر دو نفر در نهایت تحول می‌یابند. به جای این جمله، خیلی واضح به زن خود بگویید که متوجه چه تغییری در او شده‌اید و چه موضوعی باعث رنجش خاطر شما می‌شود.

مشاهده مقاله  مقدمه ای بر مسئلۀ حریم شخصی و دلیلِ ضرورت آن

4 – مقایسات نامنصفانه

شاید در کودکی مادر خود را با دیگران مقایسه می‌کردید اما همسرتان، مثل مادر شما نیست. اگر می‌خواهید در ازدواج مثل یک کودک با شما رفتار شود، چنین عباراتی به شما کمک نخواهند کرد. به جای مقایسه نابجای او با زنان دیگر که رویکردی بسیار غلط است، بر روی آن چیزی که می‌خواهید تمرکز کنید.

 

5 – اگر واقعاً مرا دوست داشتی، این کار را می‌کردی

و اگر شما واقعاً او را دوست داشتید، اصلاً این جمله را به کار نمی‌بردید. ازدواج یک بازی فریب‌دهنده برای دستیابی به هدف و خواسته‌ها نیست. در حقیقت این موضوع راهی برای پاسخ به طرز تفکر «من تنها هستم و کسی دوستم ندارد» محسوب می‌شود. در عوض، به او بگویید که اهمیت زیادی برایش قائل هستید.

 

قهر زن و مرد

6 – وقتی برای اولین بار همدیگر را دیدیم، می‌دانستی چطور هستم

معنای این عبارت در واقع این است که «من خودم را با تغییرات و تحول در نیازهای تو، تطبیق نمی‌دهم» و رفتارم همین‌طور باقی خواهد ماند. اگر می‌خواهید همسرتان را از دست ندهید، متوجه شوید که چگونه می‌توانید او را بیشتر دوست داشته باشید.

 

7 – نه، به همراه تو نزد مشاور نمی‌روم

اینکه یک نفر دیگر به شما بگوید چگونه تبدیل به یک همسر بهتر شوید، برای برخی افراد قابل قبول نیست. اما اینکه به حرف همسر خود گوش نکنید و همراه او به جلسه مشاوره نروید، کار درستی نیست. این موضوع به همسرتان ثابت می‌کند که او را به اندازه کافی دوست ندارید و زندگی مشترکتان را در اولویت قرار نمی‌دهید. مشاوره ازدواج برای این نیست که شما بفهمید چه کاری را اشتباه انجام داده‌اید. مشاوره می‌تواند کمک کند که وضع زندگی مشترک خود را بهبود ببخشید.

 

8 – فقط بخاطر بچه‌ها باهات زندگی می‌کنم

شاید فراموش‌ کرده‌اید که بخشی از وجود بچه‌ها متعلق به همسر شماست. حالا به این موضوع دقت کنید که اگر بچه‌ها بفهمند شما به مادرشان اهمیت نمی‌دهید، چه تصوری از ازدواج خواهند داشت؟ شما نه‌تنها با این جمله، به همسر خود آسیب می‌رسانید بلکه باعث می‌شوید که فرزندانتان در آینده با مشکلات مختلفی مواجه شوند و ازدواج را موضوع بدی بدانند.

 

با دانشگاه زندگی همراه شوید تا مقالات بیشتری را ارائه دهیم