اهمیت روابط بین فردی در دنیای امروز

اینکه پیام شما چگونه به گوش مخاطب برسد، به اندازه خود پیام اهمیت دارد. و هنگامی که درباره روابط بین فردی صحبت می‌کنیم، اهمیت این موضوع بسیار بیشتر است. از این 5 دلیل برای بهبود روابط بین فردی بهره بگیرید تا خودتان را به خوبی با اطرافیان مرتبط کنید. دانستن این دلایل حتی برای مدیران کمپانی‌ها مفید هستند و آن‌ها را قادر می‌سازند با افراد دیگر، روابط بین فردی بهتری برقرار کنند و هر روز شاهد پیشرفت کمپانی خود باشند. با دانشگاه زندگی همراه شوید.

مدیران معمولاً افرادی را می‌خواهند که نهایت همکاری و تلاش را داشته باشند، در کار خود شفاف باشند و بازخوردها را بپذیرند. در دنیای امروز، روابط بین فردی اهمیت بسیار زیادی پیدا کرده است زیرا می‌تواند آدم‌ها را به اهدافی فراتر از آنچه در نظر دارند، برساند.

روابط بین فردی

 نیروی محرک برای هدف

بچه‌ها شاید روزانه ده‌ها بار از مادرانشان درباره مسائل مختلف سوال بپرسند و به دنبال یافتن «چرا؟» برای همه چیز باشند. ماجراجویی ما انسان‌ها برای هدف و درک مسائل تا بزرگسالی هم درون ما باقی می‌ماند و تغییری نمی‌کند.

این موضوع درباره زندگی کاری ما نیز صادق است. حتی به عنوان کارمندانی ساده، دوست داریم هدف خود را بدانیم و برنامه‌هایی برای آن تهیه کنیم. می‌خواهیم حس کنیم که کارمان باارزش است و بخش مهمی از تیم هستیم. بزرگ شدن در عصر شبکه‌های اجتماعی که پر شده از لایک، اشتراک گذاری و کامنت، این فرصت را در اختیار ما قرار داده است.

اما غایت اصلی در نشان دادن چند هدف کوچک به کارمند خلاصه نشده است، بلکه شامل تصویرسازی اعمالی می‌شود که هر فرد قادر است انجام دهد.  مثلاً، اینکه به طور منظم اطلاعاتی درباره دستاوردهای تیم یا کمپانی به اشتراک بگذارید، کار تاثیرگذار و روحیه‌بخشی است. رسیدن به اهداف به کمک یکدیگر، می‌تواند حس پیشرفت و کار تیمی را در افراد افزایش دهد.

مشاهده مقاله  وقتی همسرم عزت نفس پایین دارد، باید چه کنم؟

73 از کارمندانی که در کمپانی دارای «هدفی خاص» کار می‌کنند، فعالیت موثرتری در کارشان دارند. علاوه بر این، یک تحقیق جهانی که اخیراً انجام شد، مشخص کرد که در بین 26 هزار عضو شبکه لینکدین، 73 درصد افراد به دنبال کاری هستند که در آن احساس بااهمیت بودن، داشته باشند.

بنابراین یک سیستم روابط میان فردی مناسب، کارمندان را مجاب می‌کند که برای رسیدن به هدفی خاص، با هم همکاری کنند و برای خودشان و کمپانی، موفقیت به دست آورند.

روابط بین فردی

 کنترل پیام اصلی و منبع آن را در اختیار بگیرید

کارمندان هیچ‌وقت نباید اخبار مهم درباره کمپانی را از منابع خارجی دریافت کنند. امروزه همه ما به گوشی‌های موبایل دسترسی داریم و هر لحظه می‌توانیم جدیدترین اخبار را مشاهده کنیم که این موضوع باعث ترس بسیاری از کمپانی‌ها می‌شود. تنها راه چاره این است که قبل از رسیدن خبر از منابع خارجی، دیدگاه‌ها و نحوه تفسیر مسائل داخل کمپانی را آماده کنید. این کار نه فقط در شرایط بحرانی، بلکه در فعالیت‌های روزانه توصیه می‌شود.

کمپانی‌ها باید بتوانند روابط بین فردی سریعی ایجاد کنند. بدین صورت که مسائل و اخبار را به شکلی سریع و مطمئن به دست همه کارمندان برسانند. در واقع کار باید به شکل دیجیتالی انجام شود و در دنیای امروز، چه دستگاهی بهتر از موبایل می‌تواند این کار را انجام دهد؟ البته در برخی موارد، لازم است که از مهارت‌ها، روش‌ها و تکنولوژی‌های دیگری برای ایجاد اعتماد و شفافیت، استفاده کرد. این موضوع به کمپانی‌ها کمک می‌کند که پیام‌ها را کنترل کنند. در نتیجه افراد از منابع مختلف و غیرقابل اطمینان این اخبار را نمی‌گیرند و دچار شک و تردید نمی‌شوند.

مشاهده مقاله  6 تاثیر مخرب پرخاشگری منفعلانه بر رابطه

 

 به وعده‌های برند خود عمل کنید و رضایت مشتری را به دست آورید

مشتریان انتظار دارند که یک برند به وعده‌های خود عمل کند و این موضوع، دائمی و همیشگی است. اما کمپانی‌های بزرگ چگونه می‌توانند مطمئن شوند که این موضوع با وجود صدها یا شاید حتی هزاران کارمند و مدیر، عملی می‌شود؟ در واقع این کار باید از طریق روابط بین فردی با کارمندانی که مسئولیت ارائه خدمات یا فروش را بر عهده دارند، انجام شود. افرادی که به خوبی آموزش دیده‌اند و چهره‌های خندان و خوش‌حالی دارند و با مشتری به درستی برخورد می‌کنند، باعث افزایش قدرت برند می‌شوند.

تجربه مشتریان از شما، مهم‌ترین چیزی است که در بازار باید به آن توجه کنید. برندهای معتبر از درون ساخته می‌شود و پیشرفت می‌کنند و این موضوع را در ظاهر نیز نمایش می‎دهند. پس سعی کنید کارمندان را راضی نگه دارید تا این موضوع مستقیماً منجر به رضایت مشتریان شما شود.

 

برای خواندن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

3 راه برای برقراری ارتباط دوستانه با نوجوانان و صمیمی‌تر شدن با آن‌ها

برای والدین جدا شدن از فرزندان یا محول کردن تصمیم‌گیری به آن‌ها به معنای رها کردن نیست؛ بلکه آن‌ها سعی می‌کنند فرصتی را برای کسب تجربه بیش‌تر از نظر آزادی، استقلال مادی و مدیریت زندگی فراهم کنند. با این حال در زندگی و حتی زمان که خودمان اراده کنیم اشکال مختلفی از جدایی نظیر اختلاف خط فکری، شیوه درآمدزایی، سبک زندگی و … به وجود می‌آید که به صورت نامحسوس بین والدین و فرزندان جدایی می‌اندازد. در چنین شرایطی طبیعی است اگر والدین به دنبال برقراری ارتباط دوستانه با نوجوانان باشند و سعی کنند شکاف به وجود آمده را با افزایش صمیمت برطرف کنند.

با ورود به سن نوجوانی همه تفکراتی که والدین از بدو تولد فرزندشان داشتند و خلق و خوی نوجوان متحول می‌شود. در این سن حساس نوجوان شما در حال گسترش خواسته‌های خود است. خواسته‌هایی که تا آن سن و در کودکی معنایی نداشتند؛ اما حالا رنگ و بوی تازه‌ای به خود گرفتند. به علاوه این حس که نوجوان مسئول زندگی خودش است و باید برای جهت‌گیری فکری خود دست‌به کار شود در سن بلوغ خود را نشان می‌دهد. بنابراین والدینی که درک صحیحی از این تغییرات پنهان ندارند در مسیر برقراری ارتباط دوستانه با نوجوانان شکست می‌خورند.

 

ارتباط دوستانه با نوجوانان

این معضل بهانه‌ای شد تا آموزش امروز دانشگاه زندگی را به معرفی مهارت‌هایی برای بهبود ارتباط والدین و نوجوانان اختصاص دهیم. همراه ما باشید.

3 راه برای برقراری ارتباط دوستانه با نوجوانان و صمیمی‌تر شدن با آن‌ها

عصر ما، عصر ارتباط است. ارتباط موثر با دیگران نقش موثری در پیشبرد اهداف ما دارد. یک ارتباط خوب و تاثیرگذار می‌تواند موفقیت‌های فراوانی را در زمینه‌های خانوادگی، شغلی و اجتماعی برای‌مان به ارمغان آورد؛ خصوصا در زمینه تربیت فرزندان و رشد و تعالی آن‌ها. اما اگر قرار باشد این ارتباط دوستانه و به دور از چالش‌ها و مشکلات متداول باشد لازم است از راه‌های زیر وارد شوید:

مشاهده مقاله  اعتماد به نفس خود را بسازید

با محبت بین اختلاف‌های خود با نوجوانتان پل برقرار کنید

دو هدف معمول نوجوانان کسب استقلال و فردیت است. مفهوم این فردیت زمانی آشکار می‌شود که اختلافات دوران کودکی و کنونی نوجوان با هم به خوبی بررسی و مورد ارزیابی قرار گیرد. وقتی که والدین با علایق نوجوانان رو به رو می‌شوند، خصوصا علایقی که برای پدر و مادر غریب هستند و شاید مورد قبول آن‌ها نیستند، ممکن است به انکار و نادیده گرفتن آن‌ها بپردازند. اما بر خلاف این واقعیت، والدینی که به دنبال برقراری ارتباط دوستانه با نوجوانان هستند سعی دارند بین این اختلافات با محبت و علاقه‌ای که بین خودشان و فرزندشان جاری است پل ایجاد کنند. به این شکل که شنونده خوبی برای شرح علایق فرزند خود می‌شوند و نظیر یک معلم باحوصله به یادگیری آن چه که نوجوان در آن تجربه‌ای ندارد می‌پردازند.

 

ارتباط با نوجوانان

این پل ارتباطی می‌تواند چند جمله ساده اما پرمحبت باشد؛ مثلا:

  • می‌توانی به من کمک کنی درباره بازی‌های کامپیوتری بدانم؟
  • می‌توانی دوستانت و نوع فکر آن‌ها را به من معرفی کنی؟

اکنون این تمایزها که شاید به اختلاف بزرگی تبدیل شدند نه تنها وسیله ارتباطی شما و نوجوان می‌شوند، بلکه کمک می‌کنند که این حس صمیمت بین شما و فرزندتان تقویت شود. این شیوه گفتگو مثل گفتگو مربی و  دانش‌آموز است و فرزندتان حس مثبتی از این شیوه ارتباطی دارد. بنابراین همدلی بهتری برای گفتگو درباره اختلافات خواهد داشت.

 

برای خواندن مطالب بیشتر www.daneshgahezendegi.com را کلیک کنید

چرا باید چراغ لبخند خود را همیشه در سخنرانی روشن نگه داریم؟

هر روز بارها از کنار یکدیگر عبور می کنیم، چشم تو چشم می شویم و نگاه هایمان به هر دلیلی به هم گره می خورد؛ اما دریغ از یک لبخند ساده! لبخند یکی از کلیدی ترین عناصر در روابط اجتماعی ما است. یک لبخند ساده در بردارنده پیام های مثبت مختلفی در روابط اجتماعی ما می باشد که گاه اثربخشی آن از ساعت ها حرف زدن، فلسفه بافی و توضیح دادن برای مخاطبمان بیش تر است. حتما 100 درصد ما در زندگی اثرات لبخند و صورتی که ردی از لبخند روی آن وجود داشته است را دیده ایم. جلب ملایمت و ارفاق دیگران زمان عصبانیت آن ها یکی از بزرگ ترین معجزه های لبخند است. خطاهایی که در قبال دیگران مرتکب می شویم، خنده به نشانه درک ما از یک مسئله و از همه مهم تر خنده برای طول عمر بیشتر و شادی درونی از جمله مواردی هستند که هر کسی را به سمت لبخند زدن متمایل می سازند. سخنرانی هم یکی از آن دسته ارتباطات و ملزومات اجتماعی زندگی ما می باشد که قطعا به چراغ لبخند ما نیاز دارد!

بر خلاف کسانی که فکر می کنند جدیت و رسمیت سخنرانی جهت ارتباط گرفتن و جذاب تر شدن سخنرانی برای مخاطبان بهتر است سخنران به وسیله شوخ طبعی، استفاده از طنز در فن بیان و خلاصه هر چیزی که باعث شود لبخند روی صورت مخاطبان نقش ببندد با یک تیر همزمان نه دو نشان، بلکه چندین نشان زده است که در سخنرانی برقراری تعامل با مخاطبان، کاهش استرس در طول سخنرانی و کنترل بیش تر حرکات بدن از جمله آثار و ثمرات آن می باشد.

لبخند در سخنرانی همچون چراغی است که که قطعا هر سخنران برای گرم کردن فضا و شروع مباحث بدان نیاز دارد؛ اما این که چرا باید چراغ لبخند خود را همیشه و هر زمان در طول سخنرانی  رو به مخاطبان روشن نگه داریم مسئله ای است که در ادامه به صورت کامل مورد بررسی قرار داده ایم.

مشاهده مقاله  با مهارت های ارتباط غیرکلامی در فروش و بازاریابی پیشگویی کنید!

مروری بر اهمیت لبخند زدن در سخنرانی

مهم ترین عنصر ارتباط غیرکلامی ما در سخنرانی با مخاطبانمان همین لبخندی است که استفاده از آن نه مالیات دارد و نه هزینه ای! تجربه ثابت کرده است که همین لبخند رایگان و بی هزینه روی لب های ما قدرت فن بیان در متقاعد کردن دیگران را افزایش می دهد. به عبارت دیگر لبخند یک ابزار کمکی، یک بوستر یا ارتقا دهنده و یا یک عامل تقویتی است که زحمت ما را برای انتقال مفاهیم و محقق شدن مقاصدمان کم می کند.

 

یک لحظه لبخند، یک عمر خاطره!

مطابق با تحقیقات دانشگاه واشنگتن چه بخواهیم و چه نخواهیم حافظه یا خاطره ما برای به یاد سپردن لبخند خیلی بیشتر از گفتار دیگران عمل می کند. در واقع چراغ لبخند ما خیلی بیش تر از هر چیز دیگر در ذهن می ماند و اثرات آن مثل یک دارو در تمام روح ما پخش می شود.

وب سایت ncbi هم اخیرا نتایجی پیرامون تحقیقاتش درباره اثرات لبخند و چگونگی اثر آن روی بدن انجام داده است که نشان می دهد لبخند زدن باعث فعال شدن یک منطقه خاص در مغز می شود که مستقیما در اعتیاد انسان به مواد مخدر نقش دارد. بنابراین اگر به خوبی لبخند بزنیم مغز ما مثل دقیقا مثل مکانیسم اثر مواد مخدر روی بدن پاسخ های شدیدتر و هیجانی تری از خود نشان می دهد. این پاسخ ها برای جلب توجه مخاطب در طول سخنرانی لازم هستند.

کمی واقع گرا باشیم!

حدود 47 حالت چهره بین انسان ها مشاهده شده است که متداول ترین آن خندیدن و چشمک زدن می باشد. انسان ها در طول روز به دنبال کشف هوشمندانه ترین نمونه آن هستند تا بتوانند به واسطه حالت های چهره و زبان بدن خود در محیط عمومی، سخنرانی ها و گفتگوهای روزمره خود صمیمی تر، جذاب تر و مقبول تر به نظر آیند. دلایل زیادی وجود دارد که بین این همه حالت چهره شناخته شده لبخند به عنوان چراغ یک سخنرانی روشنی بخش مسیر سخنرانی ما و هدایت کننده آن خواهد بود. مهم ترین خاصیت آن تولید اندورفین در بدن می باشد که همانند مواد انرژی زا استرس فیزیکی را کاهش داده و حس امنیت و رفاه را بیشتر می کند.

مشاهده مقاله  5 تکنیک طلایی برای ایجاد اعتماد بین سخنران و مخاطبان

 

لبخند دوشن یا لبنخند غیردوشن؟

بنجامین آماند دوشن در سال ۱۸۰۶ به دنیا آمد. او یک عصب‌شناس فرانسوی بود که بیشتر به خاطر پژوهش‌هایش روی الکتروفیزیولوژی اعصاب مشهور است. یکی از تحقیقات مشهور او به چگونگی تشخیص احساسات آدمی از روی حالات چهره مربوط می شود. بر اساس تحقیقات وی لبخند یک واکنش طبیعی و نیمه آگاهانه ما در برخورد با شرایط و مسائل است که ثمره سیستم عصبی می باشد. ما این لبخند را که بر اثر واکنش طبیعی بدن ظاهر می شود لبخند دوشنی می نامیم!

قطعا سخنرانی ما به چراغ لبخند دوشنی نیاز دارد که از روی حسن نیت به مخاطبان ظاهر شود و مسیر ارتباطی ما و آن ها را روشن کنند. به علاوه لبخند زدن یکی از فنون سخنرانی در افراد درونگرا است تا خیلی سریع تر بتوانند از حبابی که اطراف خود ساخته گریخته و یخ خود را با شنوندگانشان بشکنند!

 

لبخند زدن را تمرین کنیم!

همان طور که همه ما قادر هستیم راه برویم و همزمان آدامس بجویم پس قطعا می توانیم همزمان حرف بزنیم و لبخند هم بزنیم! بنابراین هیچ بهانه ای برای پشت گوش انداختن این لبخند ها و تاثیر شگرف آن ها در سخنرانی وجود ندارد.

برای تمرین لبخند زدن مثل همیشه از آینه استفاده می کنیم. ابتدا لباس های رسمی سخنرانی را بپوشید. حالا رو به رو آینه بایستید و در حالی که لبخند زده اید تکرار کنید:

  • از حضور شما متشکرم!
  • از نظرات شما لذت بردم
  • برای سخنرانی امروز خیلی هیجان زده هستم

اگر دقت کنید یک رابطه مستقیم بین این جملات و لبخند شما وجود دارد و آن حس رضایت و لذت شما می باشد. در واقع برای این که چراغ لبخند ما سوخت کافی داشته باشد و بتوانیم تا پایان سخنرانی از آن استفاده کنیم باید از جملاتی استفاده کنیم که بار مثبت داشته باشند و مفهوم لذت، خوشحالی، هیجان، رضایتمندی و…را منتقل نمایند. اگر باور نمی کنید فقط کافی است یک سری صحنه های خاطره انگیز را در بین ویدیوهای خانوادگی قدیمی مشاهده کنید و ببینید به محض لذت بردن شما از مرور خاطرات گذشته چه طور انتهای عضلات لب و گونه به کار می افتند تا شما یک لبخند ساده بزنید!

مشاهده مقاله  با این ترفندها از تارهای صوتی خود مثل طلا مراقبت کنید!

 

ماهیچه ها را مدیریت کنید!

مشکل ما در طول سخنرانی لبخند زدن نیست. حفظ لبخندهایی است که باید تا پایان سخنرانی روی لب ها وجود داشته باشد اما ندارد. در واقع سخنران باید یاد بگیرد چراغ لبخند را روشن نگه دارد و با بی توجهی شعله آن فروکشش نکند. دقت داشته باشید که حفظ انقباضات لب، زبان، فک، گلو و …به عنوان ماهیچه هایی که قطعا در یک ثانیه لبخند زدن ما موثر هستند دشوار است. شاید کمی در ابتدا حفظ این انقباضات ناخوشایند باشد و بیش تر شبیه دوچرخه سواری و عبور از شیب های تند باشد؛ اما قطعا عادت کردن بدان و یادگیری حفظ این انقاباضات از یاد گرفتن دوچرخه سواری برای هر کسی ساده تر خواهد بود!

حواستان به خودتان باشد!

برای ارتباط موثر در طول روز خصوصا هنگام سخنرانی حواستان را روی لبخند متمرکز کنید. عملکرد پردازشی مغز افراد جدا از توانایی های فردی و ذاتی آن ها آن قدر پیچیده و پیشرفته است که هر کسی می تواند لبخند را در طول سخنرانی حفظ کند؛ به شرط این که:

  • هنگام حرف زدن با دیگران به شدت روی احساسات خود متمرکز باشید و بدانید چه حسی دارید. اگر لبخند شما دوشنی باشد قطعا حالتان خوب است!
  • به حالت انقباض و استراحت ماهیچه ها دقت کنید. ببینید در طول سخنرانی حس خستگی و فشار را روی ماهیچه های صورت دارید یا نه؟ مدام این حس را چک کنید تا بدانید دقیقا چه قدر لبخند زده اید.

 

4 عادت بد سخنرانان باتجربه که باید برای همین امروز کنار گذاشته شوند

همه ما کارهای بیهوده و نامطلوبی در طول روز انجام می‌دهیم که از آن‌ها به عنوان عادات نپسند یاد می‌شود. مثل عادت به دیر خوابیدن در حالی که می‌دانیم خواب مناسب و به موقع برای بدن ضروری است. یا عادت به بی‌قانونی هنگام رانندگی در سطح خیابان‌های شهر که تقریبا برای همه تبدیل به هنجار شده است! در سخنرانی‌ها دقیقا مثل زندگی روزانه عاداتی وجود دارد که نامطلوب بودن آن‌ها برای سخنرانان شناخته شده نیست؛ چه برسد به این که در صدد ترک آن برآیند. این در حالی است که عادت بد سخنرانان هر چه که باشد قطعا از دید مخاطب دور نمی‌ماند!

شاید وقتی که به خودتان نگاهی می‌اندازید  و وضعیت حرفه‌ای خود را محک می‌زنید با انسانی خوش‌رو، حرفه‌ای، متخصص و اهل فن سخنرانی و متعادل در حرفه خود رو به رو می‌شوید که پیوسته از فعالیت خود لذت می‌برد؛ اما در حقیقت همه سخنرانان علی‌الخصوص سخنرانان با تجربه گرفتار عاداتی می‌شوند که با وجود تمام مهارتی که کسب کرده‌اند همچنان مشهود است.

با دانشگاه زندگی همراه باشید؛ مجموعه‌ای از این عادات را در مصاحبت با سخنرانان باتجربه گردآوری و طبقه‌بندی کرده‌ایم که آگاهی از آن‌ها حتما برایتان کارآمد خواهد بود.

4 عادت بد سخنرانان باتجربه که باید برای همین امروز کنار گذاشته شوند

وقتی به زندگی هر فرد نگاه می‌کنیم متوجه می‌شویم که هر انسان در حصار عادت‌های خوب و بدی است که در زندگی با آن سر و کار دارد. در سخنرانی به دلیل موقعیت‌های مختلف ایستادن و نشستن ما، عادات مختلفی که داریم بیش‌تر بروز پیدا می‌کنند. اصلا فضای سخنرانی و اضطراب ناشی از سخنرانی مقابل جمع به شکلی است که فرد سخنران قادر به کنترل رفتارهایی که ناشی از عادات همیشگی هستند نیست و در واقع به این دلیل عادات بد سخنرانان جلوه می‌کنند. البته بعضی از این عادت‌هایی که در سخنرانی‌ها داریم خیلی جزئی و ریزتر از آن هستند که متوجه آن‌ها شویم. علت هم واضح است؛ مدیریت و سکانس‌بندی کل سخنرانی تمرکز زیادی می‌خواهد و ما را از پرداختن به امور جانبی بازمی‌دارد.

مشاهده مقاله  3 راه برای استفاده حداکثری از صحنه سخنرانی و جذاب‌تر کردن آن

عادت اول: لبخندهای پلاستیکی سخنران!

شاید هرگز به این موضوع فکر نکرده باشید اما برخی از حالات لبخند، خصوصا لبخندهای کنترل‌شده‌ای که هرگز از روی لبان سخنران محو نمی‌شوند یک عادت بد سخنرانان باتجربه می‌باشد که معمولا خودشان به این موضوع پی نمی‌برند.

 

عادت بد سخنرانان

اگر به عنوان یک مخاطب به سخنرانی دیگران نگاه کرده باشید گاهی لبخندهای تصنعی یا بهتر بگوییم؛ لبخند‌های پلاستیکی آن‌ها مخاطب را دلزده می‌کند. علت این لبخندهای دائمی اجباری حتی زمانی که موضوع بحث جدی می‌شود هم به دوران حرفه‌ای ابتدایی هر سخنران مربوط می‌شود. زمانی که سخنران تصور می‌کند لبخندهای پلاستیکی روی لب ابزاری برای حفظ صمیمیت بین او و مخاطبان است و تا پایان سخنرانی انرژی مثبت منتقل می‌کند!

این حالت از الگوهای حرفه‌ای شما هم بوده است؟ چند بار خودتان را در حالی که مشغول حفظ لبخندهای مصنوعی پلاستیکی بوده‌اید مشاهده کرده‌اید و از این موضوع خوشحال بوده‌اید؟!

 

عادت بد سخنرانان با تجربه

سخنرانان این ترفند را هنگام بازگو کردن واقعیات تلخ و ناگوار جدی در سخنرانی به کار می‌برند. اما به مرور عادت بدی می‌شود که تا مدت‌ها با آن‌ها می‌ماند. در حالی که راهبرد مناسب حفظ حالت ریلکس و آرامش صورت در هنگام بازگو کردن وقایع جدی و احتمالا ناگوار است.

حالا که احساس می‌کنید بخش از احساستان را با حذف لبخندهای پلاستیکی مخفی می‌کنید بهتر است با تمرکز بیش‌تری روی متن سخنرانی کار کنید.

عادت دوم: تکیه بر حافظه انسانی!

افراد به عنوان یک سخنران مبتدی معمولا تک به تک جملات و کلمات را به صورت یادداشت همراه خود در سخنرانی می‌برند. به مرور زمان و با کسب مهارت کافی این جملات کوتاه‌تر و به کلمات کلیدی تبدیل می‌شوند و در نهایت سخنران با حافظه و خلاقیتی که دارد بین کلمات و عبارات ارتباط برقرار می‌کند.

مشاهده مقاله  9 ترفند انفجاری برای پایان دادن به سخنرانی و تاثیرگذاری بیش تر

تقریبا خیلی از سخنرانان به مرور زمان از این که یادداشت یا نوت به همراه ببرند اجتناب می‌کنند و با تکیه بر حافظه انسانی به سخنرانی می‌پردازند؛ اما این وسط تناقض‌هایی وجود دارد. اول این که در مرحله‌ای از سخنرانی، پیشرفت سخنران با وجود تمام مهارتی که دارد بدون بازگشت به عقب و بررسی یادداشت‌های سخنرانی ممکن نیست. سخنران نیاز دارد به این نوشته‌ها عقب‌گردی داشته باشد و با استفاده از این روش به سخنرانی بپردازد.

 

عادت بد سخنرانان

رمز موفقیت بسیاری از سخنرانان برای رهایی از همین عادت سخنرانان باتجربه توجه به سخنرانی یکدیگر و کسب تجربه است. این که فردی به عنوان ناظر نقاط ضعف کار را به شما گوشزد کند بهترین راه برای ارائه یک سخنرانی بی‌نقص است.

عادت سوم: پافشاری بیهوده و بیش از حد

یکی از کلیدهای استفاده از طنز در سخنرانی اغراق و افراط در بیان مسائل است. طنز فقط یک مثال ساده است که می‌تواند بیانگر پافشاری بیش از حد سخنران باشد. هزار و یک موضوع متفاوت در سخنرانی وجود دارد که می‌تواند با پافشاری بیهوده و بیش از حد سخنران، از چشم مخاطب اصطلاحا بیفتد!

فرض کنید قصد دارید برای عوض کردن حال و هوای بحث یک خاطره جالب تعریف کنید و آن را به صورت تئاتر روی صحنه با act یا حرکات متنوع خود نشان دهید. شاید تصور کنید اغراق و پافشاری بیش از حد شما روی یک سوژه بیش‌تر مخاطب را به خنده وادار می‌کند اما حقیقت آن است که خیلی از مخاطبان به پافشاری و اصرار شما نسبت به سوژه‌ها واکنشی نشان نمی‌دهند!

مشاهده مقاله  هفت اصل سخنرانی عمومی موثر

از نمونه‌های عادت بد سخنرانان همین موضوع است و رعایت تعادل در انتخاب موضوعات و پرداختن به آن‌ها کلیدی جلوگیری از آن است.

عادت چهارم: زمانی که قدرت سخنرانی نتیجه عکس می‌دهد!

سخنرانی حس متفاوتی از تمام حس‌های دنیا را به سخنران می‌دهد. وقتی که روی صحنه می‌ایستید و متوجه جمعیتی می‌شوید که به یکباره فقط و فقط برای شما سکوت کرده‌اند احساس می‌کنید در راس قله‌های بلند دنیا قرار دارید و مخاطب دقیقا در چنگ شما است. همه چیز آماده است تا شما از قدرت سخنرانی خود استفاده کنید و توانمندی‌هایتان را به رخ بکشید. اما امان از آن لحظه که قدرت شما نتیجه عکس بدهید و از اصلی‌ترین موضوع بحث دور شوید!

 

مقالات بیشتر را کلیک کنید

ادامه مطلب را در دانشگاه زندگی بخوانید

آیا واقعا لیاقت سخنرانی در جمع را دارید؟ این مطلب را بخوانید (1)

چرا خیلی از افراد از سخنرانی گریزان‌اند؟ چرا بسیاری از سخنرانانی که فن بیانشان چنگی به دل نمی‌زند خودشان هرگز به اشکالات خود پی نمی‌برند؟ اصلا می‌شود با مهارتی به نام مهارت سخنرانی متولد شد و عاری از هر گونه خطا سخنرانی کرد؟ سخنرانی در جمع یک توانایی ذاتی است یا یک لیاقت اکتسابی؟

بر اساس یافته‌های دانشمندان در طول دهه 1960 تا 1970، هر نوع یادگیری مراحلی دارد که به واسطه همین فرآیند به مهارت تبدیل می‌شود. سخنرانی و صحبت کردن هم همچون هر مهارت دیگری در زندگی است که تسلط بر آن منوط بر پشت سر گذاشتن این مراحل است.

آموزش امروز دانشگاه زندگی مروری است بر تئوری یادگیری، مراحل آن و ارتباط یادگیری مهارت سخنرانی با این تئوری. همراه ما باشید.

آیا واقعا لیاقت سخنرانی در جمع را دارید؟ این مطلب را بخوانید

یک کودک 6 ساله برای یادگیری مهارت خواندن و نوشتن، یک فرد بالغ برای کسب تسلط بر مهارت رانندگی و یک دانشجو برای مهارت‌آموزی در رشته تحصیلی‌اش به 4 مرحله یادگیری زیر نیاز دارد:

عدم صلاحیت یا بی‌کفایتی ناخودآگاه در فرد

در این مرحله سه حالت وجود دارد. این که فرد شایستگی انجام یک کار را ندارد، فرد از شایستگی‌های بی‌خبر است و یا فکر می‌کند انجام آن کار فراتر از حد معمول توانمندی‌هایش است و در نهایت این که دانش کافی برای تشخیص توانمندی‌هایش را ندارد و بنابراین نمی‌تواند تفاوت بین نقاط قوت و ضعف را تشخیص دهد.

سخنرانی در جمع

عدم صلاحیت یا بی‌کفایتی آگاهانه در فرد

در این مرحله همچنان فرد در مرحله بی‌کفایتی نسبت به موضوع مورد نظر قرار دارد؛ اما اکنون دیگر به اندازه کافی نسبت به این حقیقت علم دارد. به زبان دیگر به اندازه کافی می‌داند چه تفاوتی بین فردی که در این حوزه مهارت دارد با فردی که فاقد مهارت است وجود دارد.

مشاهده مقاله  با فن بیان درخواست موفقیت‌آمیز افزایش حقوق به رئیستان بدهید

احساس کفایت آگاهانه در فرد

فرد در این مرحله هم توانایی و هم دانش کافی را برای انجام کار دارد. مثلا در بحث سخنرانی در جمع فرد می‌تواند ادعا کند که توانایی نطق در حضور دیگران را دارد اما در کنار این ادعا قطعا به تلاش و تمرین نیاز خواهد داشت.

صلاحیت ناخودآگاه در فرد

فرد در این مرحله آن قدر تمرین و تکرار داشته است که می‌تواند به بهترین شکل ممکن ظاهر شود.

نمونه‌های تئوری یادگیری در زندگی واقعی

برای مرحله اول شاید پیدا کردن مثال کامل مشکل باشد. اما مراحل بعدی معمولا در زندگی به وفور اتفاق می‌افتد.

فرض کنید به ورزش تنیس علاقه دارد. اگرچه مهارتی در این رشته ندارید اما آن قدر مطالعه و تجربه در مشاهده مسابقات داشته‌اید که می‌توانید سطوح مبتدی، میان‌رده و قهرمانی و حرفه‌ای را از هم تشخیص دهید. این مورد مثال خوبی برای مرحله دوم تئوری یادگیری است.

سخنرانی در جمع

در مرحله بعد این بار خودتان را در مقام یک دونده تصور کنید. فرض کنید قرار است در یک مسابقه دو ماراتن شرکت کنید و اگرچه سرعت خیلی بالایی ندارید اما دونده خوبی برای این مسابقه خواهید بود. بنابراین تلاش می‌کنید با مطالعه وب سایت‌ها، کتب و بررسی ژورنال‌ها اطلاعات خود را برای مسابقات دو سرعت بالا ببرید. در این مرحله شما در حال چالش مرحله سوم یادگیری هستید.

تئوری یادگیری در کسب مهارت سخنرانی در جمع

مهارت سخنرانی عمومی در قرن بیست و یکم نظیر سایر مهارت‌هایی که تا کنون کسب کرده‌اید به تمرین و تکرار نیاز دارد. معمولا کسانی که برای اولین بار این کار را شروع می‌کنند و به زبان ساده‌تر تازه وارد می‌باشند در مرحله اول تئوری یادگیری قرار می‌گیرند؛ مثلا:

  1. سخنران فردی تازه‌کار است که مهارتی در کنترل بحث ندارد. در عین حال خودش از این ضعف بزرگ غافل است
  2. فرد سخنران قادر نیست سخنرانان حرفه‌ای از مبتدی را تشخیص دهد و از این رو در یادگیری نکات کلیدی آموزش سخنرانی بازمی‌ماند

آیا نکات روانشناسی خانواده را می دانید

دانشگاه زندگی آنها را به شما یادآوری می کند

آیا واقعا لیاقت سخنرانی در جمع را دارید؟ این مطلب را بخوانید (1)

چرا خیلی از افراد از سخنرانی گریزان‌اند؟ چرا بسیاری از سخنرانانی که فن بیانشان چنگی به دل نمی‌زند خودشان هرگز به اشکالات خود پی نمی‌برند؟ اصلا می‌شود با مهارتی به نام مهارت سخنرانی متولد شد و عاری از هر گونه خطا سخنرانی کرد؟ سخنرانی در جمع یک توانایی ذاتی است یا یک لیاقت اکتسابی؟

بر اساس یافته‌های دانشمندان در طول دهه 1960 تا 1970، هر نوع یادگیری مراحلی دارد که به واسطه همین فرآیند به مهارت تبدیل می‌شود. سخنرانی و صحبت کردن هم همچون هر مهارت دیگری در زندگی است که تسلط بر آن منوط بر پشت سر گذاشتن این مراحل است.

آموزش امروز دانشگاه زندگی مروری است بر تئوری یادگیری، مراحل آن و ارتباط یادگیری مهارت سخنرانی با این تئوری. همراه ما باشید.

آیا واقعا لیاقت سخنرانی در جمع را دارید؟ این مطلب را بخوانید

یک کودک 6 ساله برای یادگیری مهارت خواندن و نوشتن، یک فرد بالغ برای کسب تسلط بر مهارت رانندگی و یک دانشجو برای مهارت‌آموزی در رشته تحصیلی‌اش به 4 مرحله یادگیری زیر نیاز دارد:

عدم صلاحیت یا بی‌کفایتی ناخودآگاه در فرد

در این مرحله سه حالت وجود دارد. این که فرد شایستگی انجام یک کار را ندارد، فرد از شایستگی‌های بی‌خبر است و یا فکر می‌کند انجام آن کار فراتر از حد معمول توانمندی‌هایش است و در نهایت این که دانش کافی برای تشخیص توانمندی‌هایش را ندارد و بنابراین نمی‌تواند تفاوت بین نقاط قوت و ضعف را تشخیص دهد.

سخنرانی در جمع

عدم صلاحیت یا بی‌کفایتی آگاهانه در فرد

در این مرحله همچنان فرد در مرحله بی‌کفایتی نسبت به موضوع مورد نظر قرار دارد؛ اما اکنون دیگر به اندازه کافی نسبت به این حقیقت علم دارد. به زبان دیگر به اندازه کافی می‌داند چه تفاوتی بین فردی که در این حوزه مهارت دارد با فردی که فاقد مهارت است وجود دارد.

مشاهده مقاله  با فن بیان درخواست موفقیت‌آمیز افزایش حقوق به رئیستان بدهید

احساس کفایت آگاهانه در فرد

فرد در این مرحله هم توانایی و هم دانش کافی را برای انجام کار دارد. مثلا در بحث سخنرانی در جمع فرد می‌تواند ادعا کند که توانایی نطق در حضور دیگران را دارد اما در کنار این ادعا قطعا به تلاش و تمرین نیاز خواهد داشت.

صلاحیت ناخودآگاه در فرد

فرد در این مرحله آن قدر تمرین و تکرار داشته است که می‌تواند به بهترین شکل ممکن ظاهر شود.

نمونه‌های تئوری یادگیری در زندگی واقعی

برای مرحله اول شاید پیدا کردن مثال کامل مشکل باشد. اما مراحل بعدی معمولا در زندگی به وفور اتفاق می‌افتد.

فرض کنید به ورزش تنیس علاقه دارد. اگرچه مهارتی در این رشته ندارید اما آن قدر مطالعه و تجربه در مشاهده مسابقات داشته‌اید که می‌توانید سطوح مبتدی، میان‌رده و قهرمانی و حرفه‌ای را از هم تشخیص دهید. این مورد مثال خوبی برای مرحله دوم تئوری یادگیری است.

سخنرانی در جمع

در مرحله بعد این بار خودتان را در مقام یک دونده تصور کنید. فرض کنید قرار است در یک مسابقه دو ماراتن شرکت کنید و اگرچه سرعت خیلی بالایی ندارید اما دونده خوبی برای این مسابقه خواهید بود. بنابراین تلاش می‌کنید با مطالعه وب سایت‌ها، کتب و بررسی ژورنال‌ها اطلاعات خود را برای مسابقات دو سرعت بالا ببرید. در این مرحله شما در حال چالش مرحله سوم یادگیری هستید.

تئوری یادگیری در کسب مهارت سخنرانی در جمع

مهارت سخنرانی عمومی در قرن بیست و یکم نظیر سایر مهارت‌هایی که تا کنون کسب کرده‌اید به تمرین و تکرار نیاز دارد. معمولا کسانی که برای اولین بار این کار را شروع می‌کنند و به زبان ساده‌تر تازه وارد می‌باشند در مرحله اول تئوری یادگیری قرار می‌گیرند؛ مثلا:

  1. سخنران فردی تازه‌کار است که مهارتی در کنترل بحث ندارد. در عین حال خودش از این ضعف بزرگ غافل است
  2. فرد سخنران قادر نیست سخنرانان حرفه‌ای از مبتدی را تشخیص دهد و از این رو در یادگیری نکات کلیدی آموزش سخنرانی بازمی‌ماند

آیا نکات روانشناسی خانواده را می دانید

دانشگاه زندگی آنها را به شما یادآوری می کند

آیا احساس تنهایی می کنید؟

سال­ها پیش، وقتی نوجوان بودم، یکی از بزرگ‌ترها تعریف می­کرد خوابی دیده ­است. او گفت: «خواب دیدم شکاف خیلی بزرگی در دل زمین ایجاد شده. شکافی آنقدر عمیق که هرچه نگاه می­کردی، نمی­توانستی انتهایش را ببینی. دو طرف آن را صخره­های صاف و لغزنده پوشانده بود. تنها بودم و احساس تنهایی میکردم؛ روی لبه یکی از این صخره ­ها ایستاده بودم و به آن طرف دره می­ نگریستم.

آنجا مردمی را دیدم که در حال گفت‌وگو و خنده بودند. به نظر می ­رسید اوقات خوشی دارند. احساس تنهایی و درماندگی کردم و حس کردم هیچ راهی برای رفتن به آن طرف دره وجود ندارد.

در طول تمام زندگی‌­ام همواره این صحنه مقابل چشمانم قرار داشته. بسیار اتفاق افتاده که احساس کرده ‌ام در طرف دیگر دره، دارم به مردمی شاد و خندان می ­نگرم بدون اینکه راهی به سمت آن‌ها وجود داشته باشد. این صحنه، روشن‌ترین تعریف من از تنهایی است. سال­ها درس و تحقیق در زمینه سلامت روان تاکنون این را به من ثابت کرده است که «تنهایی» یک فاکتور کلیدی در انواع اختلافات روانی است.

به علاوه دریافته­ام که مساله تنهایی چه در کشور خودمان و چه در جهانی که در آن زندگی می­کنیم به پدیده­ای فراگیر تبدیل شده است. ارزش رابطۀ پر معنای بین فردی به شدت کاهش یافته و سرعت مرگ‌بار جامعه مدرن و تلاش برای موفقیت مالی فقط به خاطر «عقب نماندن از قافله» اهمیت حضور افراد خوبی را که همراه در زندگی حامی­مان بوده اند، تحت­ الشعاع قرار داده است.

مشاهده مقاله  چطور شنونده فعال باشیم

اکثرمان یا ارتباط خیلی کمی با اعضای خانواده و همسایگان‌مان داریم و یا اصلا با آن‌ها در ارتباط نیستیم. بعضی اظهار می‌دارند: «ما فراموش کرده­ایم چگونه با دیگران ارتباط برقرار کنیم. شاید هم هیچ‌وقت این را به ما نیاموخته ­اند».

احساس تنهایی

تنهایی چیست؟

تعریف ­های زیادی برای تنهایی وجود دارد. این تعریف­ها بیشتر احساساتی مثل یاس، پوچی، ناامیدی و هوس را شامل می­شوند.

کدام یک از عبارات زیر بهتر می­ تواند تنهایی شما را توصیف کند؟

  • احساس می­ کنید هیچ گونه پیوندی با دیگران و افراد دور و برتان ندارید.
  • احساس می­ کنید ارتباط‌تان با دیگران قطع شده و هیچ پل ارتباطی بین‌تان وجود ندارد.
  • از اینکه کسی نیست تا با شما باشد، ناراحت هستید.
  • زمانی که تنها هستید، احساس راحتی ندارید.
  • حس می­ کنید کسی در زندگی‌تان نیست که نگران‌تان باشد.
  • دوست و هم ­صحبتی ندارید.
  • کسی نیست که بخواهد با شما بماند.
  • احساس می ­کنید دیگران شما را به حال خود رها کرده­اند.
  • برقراری ارتباط با دیگران، چه ارتباط فیزیکی و چه ارتباط احساسی برای‌تان دشوار است.
  • احسای خستگی و درماندگی می­کنید.
  • تنها هستید ولی نمی­ توانید از تنهایی­تان لذت ببرید.

و ممکن است که شما تعریف خودتان را از تنهایی داشته باشید.

تنهایی

چه می­شد اگر تنها نبودید؟

ایجاد تغییر در هر موقعیت و شرایط بغرنجی نیازمند «تصویرسازی» است. تصور کنید زندگی­تان چگونه خواهد بود اگر فلان چیز را تغییر دهید. مثلاً خانمی که از تنهایی و ناتوانی در ارتباط با دیگران رنج می­برد، می­گفت: «اگرچند دوست پیدا می­کردم، به آن­ها زنگ می‌زدم، با هم چت می­ کردیم، می­توانستم به آن­ها بگویم واقعاً نسبت به بیماری­ام چه احساسی دارم. از هیجان ایجاد یک عادت جدید برایشان می­گفتم و از اینکه چطور از خانواده­ام جداشده‌ام. آن­ها می­توانستند به من سربزنند، از احوالم جویا شوند یا حتی گاه­گاهی باهم بیرون می­رفتیم». اگر شما احساس تنهایی نمی­کنید، به این معنی است که بین بودن با دیگران و تنهایی در تعادل هستید و قلباً باور دارید دیگران شما را دوست دارند و مراقب‌تان هستند. این باور به قدری عمیق است که حتی زمانی که کسی دور و برتان نیست، احساس می­کنید با آن‌ها در پیوند هستید، حضورشان را حس می­کنید و از تنهایی‌تان نهایت لذت را می­برید. دوستان واقعی، خانواده­ای گرم و صمیمی و داشتن حس امنیت از اینکه می­دانید هرگاه به آن­ها نیاز دارید کنارتان هستند.

 

مقالات روانشناسی خانواده را کلیک کنید

دانشگاه زندگی همراه شماست

ترفندهای فن بیان برای قانع کردن دیگران که باید بدانید

اغلب صحبت هایی که به صورت روزانه میان انسان ها رد وبدل می شود با هدف قانع کردن یکدیگر است. شما با پدر و مادر خود صحبت می کنید تا آن ها را برای سفر آخر هفته خود قانع کنید. با دوستان خود بحث می کنید تا اوقات فراغت این هفته را در سینما بگذرانید و در کلاس با استاد یا دبیر گفت و گو می کنید تا راه حل یک مسئله شما را برای رسیدن به جواب قانع کند. در واقع قانع کردن دیگران برای هم فکر شدن با شما یک استعداد ذاتی است که با تمرین و تکرار به یک مهارت تبدیل می شود.

توانایی در قانع کردن دیگران مزیتی است که سبب رجحان و برتری شما در مباحثه و مسائل تجارتی و حتی شخصی می شود. فرآیند قانع شدن یک روند روانشناختی متمرکز روی اندام زبان است. بنابراین فن بیان در شکل گیری و تکامل توانایی قانع کردن دیگران نقش زیادی دارد.

برای قانع کردن دیگران به بحث کردن احتیاج دارید. در درس امروز دانشگاه زندگی طی چهار مرحله ی ایجاد یک مباحثه ملایم و روان، تعیین استایل ، درک متقابل از مخاطب و نهایتا صبر کردن و نتیجه گیری با استفاده از فن بیان خود موفق به قانع کردن مخاطبتان خواهید شد.

ترفندهای کاربردی فن بیان برای قانع کردن دیگران

ترفندهایی که در ادامه می خوانید به شما در قانع کردن دیگران کمک می کند:

بحثی داغ راه بیناندازید!

برخی از ابزارهایی که برای شروع بحثی داغ و جالب توجه نیاز دارد عبارتند از:

1- جمع آوری مستندات

برای قانع کردن دیگران باید از اصول فن بیان و سخنوری استفاده کنید. دلیل و مدرک مهم ترین ابزار شما برای قانع کردن دیگران هستند. اگر می خواهید مشتری را برای خرید قانع کنید باید اطلاعات کافی درباره ی آن محصول داشته باشید. چنان چه تصمیم دارید دیرتر از همیشه به خانه برگردید باید دلیلی محکمه پسند داشته باشید تا پدر و مادر شما قانع شوند و اگر می خواهید یک ماشین را بفروشید باید سر از بازار خرید و فروش خودرو درآورید.

مشاهده مقاله  چگونه نقشه ذهنی سخنرانی بسازیم؟

 

2-مطرح کردن دلایل با شفافیت کامل

متقاعد کردن دیگران با تکیه بر فن بیان مشابه با ساخت یک میز است. دلایلی که شما برای رسیدن هدف خود با افراد در میان می گذارید به منزله پایه آن میز است. اگر دلایل و شواهد چاشنی صحبت شما نباشد یعنی پایه های میز را سست بنا نهاده اید.

تصور کنید موضوع مورد بحث شما هنرهای مدرن و کلاسیک و احساساتی است که درون کاربر ایجاد می شود؛ شما باید دلایل خود را به وضوح بیان کنید. اگر فکر می کنید هنر مدرن خسته کننده است نظرات چند هنرمند امروزی را درباره هنر مدرن مطرح کنید و تلاش کنید تا دیگران متوجه شوند شما با هنرمندان بزرگ هم نظر هستید!

3- پشتیبانی از دلایل خود با شواهد زنده

فرض کنید می خواهید به دوستان خود ثابت کنید که گروه به یادماندنی بیتلز برترین گروه موسقی تاریخ است . اگر نام آلبوم های این گروه را به خاطر نداشته باشید یا مدام برای گفتن نام ترانه ها مکث کنید عملا موجب از دست رفتن اعتماد شده دوستانتان نسبت به خود شده اید!

 

به بحث خود روح دهید!

برای این که بحث شما از حال وهوای عادی خارج شود و صحبت کردن شما سبب خستگی مخاطبتان نشود ترفند های زیر را در فن بیان به یاد داشته باشید:

1-برخورد قاطعانه

مباحثه شما باید به نحوی باشد که اعتقاد راسخ شما را نسبت به خواسته هایتان نشان دهد. تزلزل ناپذیر باشید؛ اما هرگز تصور نکنید که قاطع بودن به معنای برخوردی تهاجمی است. فردی که قاطع است تلاش می کند با فن بیان نرم و صلح آمیز خود را کارشناس آن مسئله جلوه دهد. از هر چه که دیده اید و شنیده اید کمک بگیرید.

 

مسیر زندگی خود را با دانشتان هموار کنید

با دانشگاه زندگی همراه شوید

زبان بدن در سخنرانی

وضعیت و زبان بدن در سخنرانی

در این مقاله می آموزیم:

  1. اهمیت زبان بدن چیست؟
  2. نحوه ی ایستادن و حرکت کردن در سخنرانی چگونه است؟

آیا تا به حال برایتان پیش آمده است که وقتی در حال صحبت با کسی هستید، علاوه بر زبان از زبان بدن نیز در سخنرانی خود استفاده کنید؟

استفاده از زبان بدن در سخنرانی علاوه بر اینکه احساسات را به درستی و کامل منتقل می کند، در انتقال پیام هم بسیار مؤثر است.

برای برقراری ارتباط مؤثر در سخنرانی، این کافی نیست که فقط بر روی بیان متن سخنرانی متمرکز شویم وتمرین کنیم، بلکه باید بر روی زبان بدن در سخنرانی و ایماء و اشاره هایمان نیز کار کنیم، چرا که زبان بدن نقش بسزایی را در موثر بودن پیام ایفا می کند. برای اینکه مخاطبان با علاقه به سخنرانی ما گوش فرا دهند، باید صحبت هایمان با حرکات و زبان بدنمان در سخنرانی هماهنگی داشته باشد.

پیام ساکت چیست؟

ما در هر لحظه در حال انتقال پیام به دیگران هستیم، حتی زمانی که ساکت و بدون کلام نشسته ایم، یا ایستاده ایم. به این پیام ها، پیام های ساکت می گوییم. بیشتر مواقع این فرآیند به طور ناخودآگاهانه و ناخواسته اتفاق می افتد. وقتی دیگران هم کنار ما حضور دارند، سعی می کنند که از این پیام های ساکت سر در بیاورند و آنها را بفهمند. به خصوص در جلسات سخنرانی که ما زیر ذره بین مخاطبان هستیم. پس باید زبان بدن خود را مدیریت کنیم تا پیام خود را به درستی و آنطور که می خواهیم منتقل کنیم.

مشاهده مقاله  آموزش کنترل تنفس در سخنرانی عمومی

زبان بدن در سخنرانی

تکنیک هایی برای تقویت زبان بدن:

از خودمان فیلم بگیریم:

بهترین راه برای اینکه خودمان را در عمل ببینیم این است که از خودمان فیلم بگیریم. با این کار می توانیم سخنرانی خود را یک دور نگاه کنیم. قطعاً با این شیوه پیام های ساکتی که انتقال می دهیم را می توانیم به وضوح ببینیم.

وقتی از زبان بدنمان در سخنرانی که انجام دادیم، مطلع شدیم، حالا می توانیم شروع به تغییر و یا حذف آن رفتار یا حرکت در سخنرانی اصلی خود کنیم.

نحوه ی ایستادن:

نحوه ی ایستادن ما در سخنرانی باید طوری باشد که در نظر دیگران قوی و با عزت نفس بالا جلوه کنیم. بهترین شکل برای ایستادن در زمان سخنرانی این است که پاهایمان را به اندازه ی عرض شانه باز کنیم و نوک پاهایمان کمی به سمت بیرون متمایل باشد.

حرکت کردن در سخنرانی:

زمانی که برای جمعی صحبت می کنیم، اگر بی تحرک و ثابت یک جا بایستیم، سخنرانی برای مخاطبان یکنواخت می شود و ما هم بی انرژی به نظر می رسیم. هرچه تعداد مخاطبین در جلسه سخنرانی بیشتر باشد، به همان میزان تحرک ما هم باید بیشتر باشد.

از Tab Dance  خودداری کنیم. Tab Dance به این معناست که مدام این پا و آن پا کنیم. یعنی وزن خود را بر روی یکی از پاها و بلافاصله وزن خود را بر روی پای دیگر بیندازیم. در واقع این کار نوعی رقصیدن است. این رقص زمانی خود را بیشتر نشان می دهد که از خود فیلم بگیریم و آن را بر روی پخش سریع بگذاریم.

مشاهده مقاله  ترفندهای فن بیان برای قانع کردن دیگران که باید بدانید

باید طوری حرکت کنیم که حرکتمان هدفمند باشد و بی قرار و آشفته به نظر نرسیم. بهتر است از این پا و آن پا کردن خودداری کنیم. مثلاً سه گام برداریم و بایستیم و مدتی در همان نقطه بایستیم و با شروع گفتن نکته ی بعدی حرکت کنیم.البته بعضی از سخنرانان سبکشان چنین است که دائماً در حین سخنرانی حرکت می کنند و به صورت رگباری هم در حین حرکت، صحبت می کنند.

برخی دیگر از سخنرانان، چند نقطه را بر روی سن مدنظر می گیرند و دائم بین آن نقطه ها حرکت می کنند.

در نهایت برای حرکت کردن روی سن بهتر است از این طرف سن به آن طرف سن برویم نه اینکه مدام به عقب و جلو حرکت کنیم.

مقالات روانشناسی خانواده را می توانید در سایت

دانشگاه زندگی دنبال کنید

تحکیم پایه‌های زندگی با آموزش روانشناسی خانواده

این روزها اطراف هر یک از ما پر شده است از آشنایی‌های رنگارنگی که به سرانجام نرسیده‌اند و یادآوری آن رابطه‌ی از دست رفته چیزی جز پشیمانی و مرور خاطرات تلخ برای افراد به دنبال ندارد. گاهی عمر این روابط آن قدر کوتاه می‌شود که از چارچوب یک تعامل دوطرفه خارج می‌شود و گاهی هم با وجود مدت زمانی که از شکل‌گیری آن گذشته است بازهم طرفین با در بسته رو به رو می‌شوند. انگار ذره ذره وجودمان در کنار هسته اصلی کائنات هر لحظه یادآوری می‌کنند که هیچ چیزی اصیل‌تر و مستحکم‌تر از بنیاد خانواده و هیچ آموزشی ضروری‌تر از روانشناسی خانواده برای حفظ چارچوب آن نیست.

جای تعجب نیست که روابط خانوادگی مناسب باعث افزایش رضایتمندی فرد شوند و درست در مقابل آن، روابط سردرگم فرد به فرد باعث نارضایتی ما شوند. با این حال بسیاری از اعضای خانواده، به همان اندازه که به سایر اعضا محبت و عشق می‌ورزند از آن‌ها نفرت دارند! این دقیقا همان چیزی است که باعث جدایی و عدم همراهی و سازش افراد خانواده می‌گردد. جالب است بدانید که تعامل با یکدیگر، هسته اصلی یک خانواده است که بدان پویایی می‌بخشد.

 

روانشناسی خانواده

فرهنگ خانواده، تعداد فرزندان، وضعیت تحصیلی و جایگاه اجتماعی هر یک در مجموع اکوسیستم پیچیده‌ای را به وجود می‌آورند. اکوسیستمی که برای مدیریت و برپایی نظم در آن به ناچار باید دست به دامن یادگیری روانشناسی خانواده شویم و تک تک موقعیت‌های زندگی را با مفاهیم مختلف آن به چالش بکشیم.

شناخت ارزش حقیقی خانواده در اجتماع

آن چه زندگی را در قرن بیست و یکم جذاب می‌کند تنوعی است که بین سازمان‌ها و اجتماعات مردمی وجود دارد. در این بین قطعا یکی از جذاب‌ترین گروه‌ها همان خانواده است که اگرچه در ذهن ما از یک زوج دونفره تشکیل می‌شود، اما در حقیقت انواع تعریف خانواده گسترده‌تر است و ما در بحث روانشناسی خانواده ملزم به شناخت جایگاه هر یک هستیم تا تحلیل درستی از موقعیت‌های موجود داشته باشیم.

 

روانشناسی خانواده

در ایالت متحده آمریکا از هر 5 خانواده موجود، فقط یک خانواده از زوج و یا زوج و فرزاندانشان تشکیل شده است. بنابراین شکل خانوار‌ها به جز فرم معمول اولیه، می‌تواند اشکال مختلف دیگری هم داشته باشد:

  1. خانواده‌هایی فقط با پدر و یا مادر و یا بیش از یک پدر یا مادر
  2. زوج‌هایی که فرزند ندارند
  3. زوج‌هایی که بعد از طلاق هنوز هم چارچوب خانواده را حفظ کرده‌اند
  4. زوج‌هایی که بدون طلاق جداگانه و به تنهایی یا با فرزند زندگی می‌کنند
  5. خانواده‌هایی که به خاطر حضور اقوام والدین پرجمعیت‌تر شده‌اند
  6. افرادی که با هم زندگی می‌کنند؛ اما در تعریف کلیشه‌ای خانواده جای نمی‌گیرند

مفهوم روانشناسی خانواده و نقش آن برای جامعه

با تشکیل خانواده و به مرور زمان مشکلات مختلفی در زندگی ظهور و بروز پیدا می‌کنند که تقریبا کنترل و حل آن‌ها از دست همه اعضا خارج می‌شود. در چنین شرایطی روانشناسی خانواده وارد میدان می‌شود.

مشاهده مقاله  پیامدهایی که دوستی های قبل از ازدواج دارند

روانشناسی خانواده شاخه‌ای جداگانه از روانشناسی نیست؛ اما موضوع خانواده به قدری وسیع است که کارشناسان خبره در این زمینه به صورت تخصصی پژوهش می‌کنند و بنابراین تمرکز خود را روی این مقوله مهم قرار داده‌اند.

 

روانشناسی خانواده

بنابراین روانشناس خانواده گام به گام و به صورت زیر می‌تواند نقشی تزایدی در حل و فصل بسیاری از اختلافات خانوادگی شود:

  1. بررسی و شناخت ریشه اختلافات
  2. گفتگوی فرد به فرد با طرفین اختلاف و شفاف‌سازی منشا مشکلات
  3. به چالش کشیدن اعضای خانواده و ارائه تمرینات فردی
  4. ارائه تمرینات گروهی جهت کسب مهارت‌های زندگی

اکنون همین خدمات به صورت آنلاین هم ارائه می‌شود. ما در دانشگاه زندگی روانشناسی خانواده را به عنوان هسته مرکزی موضوعات روانشناسی بررسی می‌کنیم و همواره راهکارهایی را در این زمینه ارائه می‌دهیم.

 

روانشناسی خانواده

اهداف روان‌شناسی خانواده

وقتی پای روانشناسی برای حل مشکلات و اختلافات درون خانواده‌ای مطرح می‌شود قطعا رویکردها و اهداف تغییر می‌کند. در اوج اختلافات و زمانی که خانواده در مرحله حاد تصمیم به رفع مشکلات می‌گیرد، هرگز منافع فردی نادیده گرفته نمی‌شود. این در حالی است که که کانون خانواده و زندگی مشترک در حساس‌ترین برهه خود، نیازمند مشورت، همکاری و همدلی از سوی کارشناسی است که به موضوع روانشناسی خانواده، بدون هرگونه جانبداری کاملا احاطه دارد. بنابراین:

روانشناسی خانواده بدون برچسب‌ها به کمک شما می‌شتابد!

یک خانواده، هر چند هم موفق ممکن است به سبب مشکلات موجود ساختار اولیه را نداشته باشد. مثلا پدر و مادر در حالی که حاصل زندگی آن‌ها یک یا چند فرزند بوده از هم جدا شوند. وقتی که شرایط خانواده تغییر می‌کند، معمولا دید اجتماع نسبت بدان تغییر می‌کند و از برچسب‌های مختلفی مثل زندگی “فروپاشیده” یا “فرزندان طلاق” استفاده می‌شود. این در حالی است که در روانشناسی خانواده ارزش حقیقی همه اقسام خانواده در جامعه شناخته می‌شود و هیچ یک نسبت به دیگری برتری ندارد. بنابراین می‌توانید با خیال آسوده مشکلات و دغدغه‌های فکریتان را به دنیای معجزه‌آسا روانشناسی بسپارید و در تصمیم‌گیری عجله نکنید.

روانشناسی خانواده دیدگاهی متعادل و یکسان دارد

از دید بسیاری از افراد، بعضی از خانواده‌ها و فرزندانی که در فضای آن خانوار رشد یافته‌اند مستعد بسیاری از جرایم، خشونت‌ها و مشکلات رفتاری می‌شوند. این در حالی است که مدت‌ها پیش این فرضیه رد شده و اکنون در روانشناسی خانواده، انواع‌ خانواده‌ها با دیدگاهی یکسان بررسی می‌شوند.

روانشناسی خانواده پست مدرن رویکردی متفاوت دارد

هم‌اکنون موضوع خانواده در شاخه جدیدی تحت عنوان روانشناسی پست مدرن بررسی می‌شود. این شاخه جدید کاملا به‌روز و بر اساس شواهد حقیقی جامعه مدیریت می‌‌گردد؛ مثلا اگر کودکی دچار اختلالات رفتاری یا افت درسی در مدرسه باشد، این مشکل را لزوما به مشکلات خانواده و طلاق خانوده نسبت نمی‌دهند. یا این که پیشرفت درسی فرزندان الزاما به سبب رشد در خانواده‌ای آرام و موفق صورت نمی‌گیرد.

به نمودار زیر توجه کنید:

روانشناسی خانواده

طبق این نمودار فاکتورهای مختلف خانواده، محیط زندگی و سلامت می‌توانند تاثیرات مختلفی روی بهداشت روانی فرزندان داشته باشد. اگرچه روانشناسی خانواده در رشد فرزندان نقش مهمی دارد اما عواملی نظیر بیمه درمانی و امور دارو و درمان نقش پررنگ‌تری نسبت به فاکتورهای دیگر داشته‌اند.

مشاهده مقاله  5 عبارتی که هر خانم نیاز دارد تا به صورت روزانه از همسرش بشنود. ارتباط با همسر

به طور کلی برخی از اهداف روانشناسی خانواده عبارتند از:

رفع نارضایتی زوج در برقراری روابط جنسی

  • مدیریت عدم تفاهم در خانواده
  • کنترل خشم در خانواده
  • بهبود مشکلات خانواده در اجتماع
  • ریشه‌یابی مشکلات و اختلالات رفتاری در همسران
  • مشکلاتی که در تربیت و برقراری ارتباط با فرزندان وجود دارد
  • بهبود بهداشت روان درون خانواده
  • بررسی و ریشه‌یابی اختلافات بین خانوادگی با خانواده همسران
  • بررسی مشکلات ارتباطی با افراد دیگر در خانواده

مقالات بیشتر در رابطه با موضوع روانشناسی خانواده را کلیک کنید

دانشگاه زندگی شما را یاری می کند

همکاری والدین در دوران جدایی و طلاق برای کاهش تاثیر آن بر فرزندان

بر اساس تعداد زیادی از تحقیقات، نزاع و اختلافات والدین یکی از عوامل تعیین‌کننده و بسیار مهم در نحوه رفتار کودکان پس از جدایی یا طلاق است. والدین می‌توانند با همکاری یکدیگر و بدون دخالت دادن فرزندانشان در اختلافات شخصی، کاری کنند تا کودکان به طرز کاملاً موثری، خود را با شرایط جدید زندگی وفق دهند. از طرفی، برخی والدین خلاف این کار را انجام داده و آزادانه به دعوا و نزاع خود ادامه می‌دهند که این موضوع، زمینه‌های ناسازگاری در کودکان را افزایش می‌دهد.

این موارد بسیار منطقی است. کودکی را در نظر بگیرید که  با دعوای والدین خود مواجه است و از آن تاثیر می‌پذیرد و از طرفی هم باید شرایط جدید را تحمل و خود را با آن سازگار کند. جدایی یا طلاق والدین می‌تواند به راحتی باعث ایجاد اضطراب و افسردگی در کودک شود.

همچنین واضح است کودکانی که در معرض دعوای والدین بوده‌اند، نسبت به کودکانی که چندان درگیر این موضوع نبوده‌اند؛ مشکلات بیشتری دارند. شاید به عنوان یک پدر یا مادر بگویید که این موضوع را درک می‌کنم. اما چطور باید با فردی (طرف مقابل) که عامل جدایی و طلاق ماست، با آرامش و صلح به نگه‌داری از بچه‌ها بپردازم؟ پاسخ ساده به سوال شما این است که باید تمرکز خود را حفظ کنید.

در ادامه با جزئیات بیشتری خواهیم گفت که منظور از حفظ تمرکز چیست. توجه کنید که برخی از راه‌هایی که در ادامه می‌گوییم ممکن است برای هر شرایطی عملی و قابل اجرا نباشد. این‌ها راه‌هایی کلی هستند که می‌توانند به شما کمک کنند. فقط باید از دیدگاه درستی به آن‌ها بنگرید و ببینید که کدام یک را می‌توانید به نحوی در زندگی خود اجرا کرده و کودک خود را از مزایای آن بهره‌مند کنید.

مشاهده مقاله  تحکیم پایه‌های زندگی با آموزش روانشناسی خانواده

طلاق و جدایی والدین

تکنیک‌هایی برای کاهش تاثیر جدایی بر فرزندان

 

1 – از دیگران کمک بگیرید

رابطه شما با والد دیگر (پدر یا مادر) به انتهای خود رسیده و زندگی شما دچار تغییر چشمگیری شده است. از دیگران کمک بگیرید. این کمک می‌تواند از سمت خانواده، دوستان، رهبران مذهبی، روان‌درمانی یا ترکیبی از این موارد یا هیچ کدام از آن‌ها باشد. بسیار مهم است که در این دوران حیاتی و مهم، کمکی را که نیاز دارید دریافت کنید. بدین ترتیب می‌توانید با آرامش درونی بیشتری به راه خود ادامه دهید و زمینه برای همکاری با شریک زندگی سابق‌تان و انجام وظیفه پدری یا مادری شما مهیا می‌شود.

مشورت در طلاق

2 – از یک فرد میانجی‌گر برای حل مشکلات بهره بگیرید

یک فرد میانجی‌گر می‌توان به شما کمک کند تا برنامه منظم و دقیقی برای بزرگ کردن کودکان خود تهیه کنید. هر کاری لازم است انجام دهید تا از رسیدگی به این موضوع در دادگاه جلوگیری کنید چراکه این نوع از رسیدگی قانونی، معمولاً والدین را در بالاترین وضعیت نزاع و دشمنی قرار می‌دهد و انرژی منفی آن، بر کودک نیز تاثیر می‌گذارد.

 

3 – یافتن یک مشاور خانواده

اگر با شریک زندگی سابق خود رابطه خوبی ندارید و از طرفی نمی‌خواهید وقت خود را در دادگاه سپری کنید؛ بهتر است از یک مشاور خانواده معتبر کمک بگیرید. حتی در مواقعی، قاضی دادگاه پیشنهاد می‌کند که والدین به جای وارد شدن در دعوای حقوقی، مشکلات خود را از طریق یک مشاور حل کنند.

بهتر است به دنبال مشاوری باشید که وضعیت شما و فرزندتان را به خوبی درک کند. این فرد باید منصف باشد و می‌تواند به عنوان یک شخص ثالث، کمک موثری به انجام وظایف پدری و مادری توسط افراد داشته باشد. یک مشاور خوب کمک می‌کند که به جای تمرکز بر مشکلات، بر روی کودک خود تمرکز کنید.

 

مسیر زندگی را گم کرده اید

در دانشگاه زندگی آنرا پیدا کنید

همکاری والدین در دوران جدایی و طلاق برای کاهش تاثیر آن بر فرزندان

بر اساس تعداد زیادی از تحقیقات، نزاع و اختلافات والدین یکی از عوامل تعیین‌کننده و بسیار مهم در نحوه رفتار کودکان پس از جدایی یا طلاق است. والدین می‌توانند با همکاری یکدیگر و بدون دخالت دادن فرزندانشان در اختلافات شخصی، کاری کنند تا کودکان به طرز کاملاً موثری، خود را با شرایط جدید زندگی وفق دهند. از طرفی، برخی والدین خلاف این کار را انجام داده و آزادانه به دعوا و نزاع خود ادامه می‌دهند که این موضوع، زمینه‌های ناسازگاری در کودکان را افزایش می‌دهد.

این موارد بسیار منطقی است. کودکی را در نظر بگیرید که  با دعوای والدین خود مواجه است و از آن تاثیر می‌پذیرد و از طرفی هم باید شرایط جدید را تحمل و خود را با آن سازگار کند. جدایی یا طلاق والدین می‌تواند به راحتی باعث ایجاد اضطراب و افسردگی در کودک شود.

همچنین واضح است کودکانی که در معرض دعوای والدین بوده‌اند، نسبت به کودکانی که چندان درگیر این موضوع نبوده‌اند؛ مشکلات بیشتری دارند. شاید به عنوان یک پدر یا مادر بگویید که این موضوع را درک می‌کنم. اما چطور باید با فردی (طرف مقابل) که عامل جدایی و طلاق ماست، با آرامش و صلح به نگه‌داری از بچه‌ها بپردازم؟ پاسخ ساده به سوال شما این است که باید تمرکز خود را حفظ کنید.

در ادامه با جزئیات بیشتری خواهیم گفت که منظور از حفظ تمرکز چیست. توجه کنید که برخی از راه‌هایی که در ادامه می‌گوییم ممکن است برای هر شرایطی عملی و قابل اجرا نباشد. این‌ها راه‌هایی کلی هستند که می‌توانند به شما کمک کنند. فقط باید از دیدگاه درستی به آن‌ها بنگرید و ببینید که کدام یک را می‌توانید به نحوی در زندگی خود اجرا کرده و کودک خود را از مزایای آن بهره‌مند کنید.

مشاهده مقاله  تحکیم پایه‌های زندگی با آموزش روانشناسی خانواده

طلاق و جدایی والدین

تکنیک‌هایی برای کاهش تاثیر جدایی بر فرزندان

 

1 – از دیگران کمک بگیرید

رابطه شما با والد دیگر (پدر یا مادر) به انتهای خود رسیده و زندگی شما دچار تغییر چشمگیری شده است. از دیگران کمک بگیرید. این کمک می‌تواند از سمت خانواده، دوستان، رهبران مذهبی، روان‌درمانی یا ترکیبی از این موارد یا هیچ کدام از آن‌ها باشد. بسیار مهم است که در این دوران حیاتی و مهم، کمکی را که نیاز دارید دریافت کنید. بدین ترتیب می‌توانید با آرامش درونی بیشتری به راه خود ادامه دهید و زمینه برای همکاری با شریک زندگی سابق‌تان و انجام وظیفه پدری یا مادری شما مهیا می‌شود.

مشورت در طلاق

2 – از یک فرد میانجی‌گر برای حل مشکلات بهره بگیرید

یک فرد میانجی‌گر می‌توان به شما کمک کند تا برنامه منظم و دقیقی برای بزرگ کردن کودکان خود تهیه کنید. هر کاری لازم است انجام دهید تا از رسیدگی به این موضوع در دادگاه جلوگیری کنید چراکه این نوع از رسیدگی قانونی، معمولاً والدین را در بالاترین وضعیت نزاع و دشمنی قرار می‌دهد و انرژی منفی آن، بر کودک نیز تاثیر می‌گذارد.

 

3 – یافتن یک مشاور خانواده

اگر با شریک زندگی سابق خود رابطه خوبی ندارید و از طرفی نمی‌خواهید وقت خود را در دادگاه سپری کنید؛ بهتر است از یک مشاور خانواده معتبر کمک بگیرید. حتی در مواقعی، قاضی دادگاه پیشنهاد می‌کند که والدین به جای وارد شدن در دعوای حقوقی، مشکلات خود را از طریق یک مشاور حل کنند.

بهتر است به دنبال مشاوری باشید که وضعیت شما و فرزندتان را به خوبی درک کند. این فرد باید منصف باشد و می‌تواند به عنوان یک شخص ثالث، کمک موثری به انجام وظایف پدری و مادری توسط افراد داشته باشد. یک مشاور خوب کمک می‌کند که به جای تمرکز بر مشکلات، بر روی کودک خود تمرکز کنید.

 

مسیر زندگی را گم کرده اید

در دانشگاه زندگی آنرا پیدا کنید

7 ترفند برای این که نوجوان حرف‌شنو و مطیع‌تری داشته باشیم

این روزها دیگر همه می‌دانند که چه قدر گفتگو با نوجوانان، خصوصا آن دسته از بچه‌هایی که ارتباط بیش‌تری با فضای مجازی، بازی‌های کامپیوتری و عادات نسل جدیدتر دارند می‌تواند مشکل باشد. آن چیزی که والدین در دنیای ایده‌ال انتظار دارند، نوجوان حرف‌شنو و مطیعی است که همه رهنمودهای والدینش را با دقت عملی می‌کند؛ اما در واقعیت چیزی جز بی‌احترامی یا اطاعت‌ناپذیری نصیب والدین نمی‌شود. به زبان دیگر نوجوانان بیش‌تر در چنین موقعیتی تلاش دارند گفتگوی شما با آن‌ها و این نصیحت‌ها زودتر تمام شوند.

 

نوجوان حرف‌شنو

به نظر می‌رسد گفتگو با نوجوانان در صورتی که موضوع مورد علاقه آن‌ها نباشد تاثیری ندارد. در واقع شاید یکی از علائم اختلال رفتاری در نوجوانان همین مشکل مذاکره با والدین باشد که باعث می‌شود شکاف بزرگی بین آن‌ها ایجاد شود؛ چون والدین در این موقعیت چه مطابق با میل نوجوان خود عمل کنند و چه برخلاف میل آن‌ها رفتار کرده باشند در هر صورت بابت عدم این توانایی برای متقاعد کردن فرزند خود سرزنش می‌شوند.

درست در چنین شرایطی اهمیت فن بیان گفتگو با آن‌ها مطرح می‌شود تا نوجوان حرف‌شنو و مطیعی داشته باشیم. از این رو تصمیم داریم این بار به یکی دیگر از موضوعات حیاتی در روان‌شناسی خانواده بپردازیم تا بتوانیم فرزندان مطیع‌تری داشته باشیم.

7 ترفند برای این که نوجوان حرف‌شنو و مطیع‌تری داشته باشیم

اگر فرزند شما هم نوجوانی است که نسبت به هیجان آسیب‌پذیر شده است احتمالاً ندانید که دقیقاً باید چه کنید. وقتی که فرزند شما مستقل می‌شود امکان این که بتوانید به او کمک کنید کمتر خواهد بود؛ زیرا او به رفتارهایش ادامه می‌دهد، رفتارها وابستگی می‌آورند و ممکن است در نهایت رفتارهای شدیدی از خود بروز دهد. یکی از این راه ها مدیریت هیجان و اقدام به عمل در زمان مناسب برای گفتگوی منطقی با نوجوان است. در ادامه راه‌های موثر برای این که نوجوان حرف‌شنو و مطیع‌تری داشته باشیم را مطالعه می‌خوانید.

مشاهده مقاله  تحکیم پایه‌های زندگی با آموزش روانشناسی خانواده

 

رفتار با نوجوان

برای گفتگو، منتظر زمان مناسب بمانید

وقتی که نوجوان شما ناامید، ناراحت، عصبانی، دلزده و پرخاشگر است گفتگوهای شما به جایی نمی‌رسد؛ چون احتمال این که نوجوانان بتوانند در شرایط دشوار عکس‌العمل منطقی از خود نشان دهند کم است. بنابراین نوجوان به آن چیزی متوسل می‌شود که تنها در آن شرایط بتواند به نفعش باشد؛ نه در آینده.

توصیه می‌کنیم زمانی با نوجوان گفتگو کنید که از نظر استرس، هیجان محیطی و آشفتگی‌های درونی به تعادل رسیده باشد.

در گفتگو، حالت تکانشی نداشته باشید

همه ما می‌دانیم که چه قدر بلند کردن صدا و واکنش شدید نشان دادن می‌تواند ساده باشد. این در حالی است که هر یک از رفتارهای تکانشی ما می‌تواند رفتار مشابهی از سوی نوجوان به همراه داشته باشد. بنابراین گفتگو در شرایط آرام و به دور از هر گونه تنش کمک می‌کند تا نوجوان حرف‌شنو و ومطیع‌تری داشته باشیم.

برای برخورد محترمانه، محترم باشید

همه بزرگ‌تر تجربه نادیده گرفته شدن در دوران نوجوانی و بلوغ را دارند. کافی است برای چند دقیقه احساسی که در آن موقعیت داشته‌اید را به خاطر آورید. متوجه می‌شوید که یکی از نیازهای اصلی افراد در سنین نوجوانی محترم شمرده شدن و مشاهده رفتار محترمانه از سوی دیگران است.

 

نوجوانان

در گفتگو با نوجوان، قضاوت‌ کردن را فراموش کنید

نوجوان کوله‌باری از تجربه‌های تلخ و شیرین چند سال اول دوران کودکی و سپس ورود به این مقطع زندگی است. در سنین کودکی که همواره مورد امر و نهی و عتاب خطاب والدین بوده است و حالا با ورود به سنین نوجوانی و مشاهده نقدهای والدین ممکن است خودش را همچنان اسیر دوران کودکی احساس کند؛ در حالی که جسم و روح او دیگر کودک نیستند!

برای اطلاع بیشتر از مسائل روانشناسی خانواده کلیک کنید

با دانشگاه زندگی همراه شوید

آموزش کنترل تنفس در سخنرانی عمومی

امروزه در بسیاری از سخنرانی ها شاهد دو نوع لحن می شویم که در طی یک از آنها فرد در انتهای جمله بلندی صدای خود را افزایش می دهد که در این صورت جمله به صورت پرسشی به نظر رسیده و در حالت دیگر نیز فرد به ویژه در انتهای جملات از صدای بسیار آرامی استفاده می کند. این موارد اغلب در سخنرانان زن مشاهده می شوند اما من در برخی از مردان نیز شاهد این موارد بوده ام و تنها راه حل برای رهایی از هر دو نوع لحن، کنترل تنفس در سخنرانی با کمک آموزش سخنرانی و مهارت فن بیان می باشد.

آیا تا به حال دقت کرده اید که چرا دو نفر ممکن است در یک جلسه یک موضوع را بیان کرده و فقط ایده یکی از آنها پذیرفته شود؟ بسیاری از اوقات نحوه صحبت کردن ما منجر به تمایز بین شنیده شدن یا عدم شنیده شدن می گردد.

 

 

همه ما می توانیم احساس کنیم که فرد در حین سخنرانی اضطراب دارد یا به شرایط مسلط است. جمله “می خواهم موضوعی را با شما در میان بگذارم” را در نظر بگیرید. این جمله را به دو صورت با تامل یا با اعتماد به نفس بگویید. تفاوت این دو لحن بسیار زیاد می باشد. کدام لحن را برای صحبت کردن کارمندان با ارباب رجوع ترجیح می دهید؟

از آنجایی که پیشتر در زمینه خوانندگی اپرا فعالیت داشتم، از تاثیر تنفس در سخنرانی و بر روی صدا بسیار مطلع هستم. خوانندگان باید از نفس عمیق به منظور رساندن صدای خود به همه افراد حاضر در سالن استفاده کنند. من هرگز فکر نمی کردم که این مهارت بعد از ترک اپرا نیز برایم تاثیر گذار باشد، اما بعد از ارائه اولین سخنرانی خود، به قدرت آن پی بردم. اما بعد از آن متوجه شدم که اپرا تاثیر بسیاری بر روی قدرت سخنرانی من داشته است.

اکنون بعد از یک دهه تدریس مهارت های سخنرانی عمومی، می توانم به جرات بگویم که توانایی کنترل نفس یکی از مهم ترین عوامل تاثیر گذار بر روی سخنرانی عمومی است که بسیاری از افراد آن را نادیده می گیرند. کنترل تنفس در سخنرانی در یک جلسه یا سخنرانی در یک مجمع عمومی از اهمیت بسیاری برخوردار می باشد. این امر یکی از اصلی ترین موارد به شمار می رود.

مشاهده مقاله  به سبک چرچیل حرف بزنید، با اسلوب لینکلن بایستید!

این امر موضوع جدیدی نیست. مارگارت تاچر زمانی که نخست وزیر انگلستان شد در کلاس های سخنرانی شرکت نمود و ویدئویی نیز برای مقایسه سخنرانی وی قبل و بعد از شرکت در این کلاس ها وجود دارد که شما با تماشای آن تفاوت را احساس خواهید کرد. برخی از افراد بر این باور هستند که وی به طور خودآگاه با صدای آرام صحبت می کرده است. اما اندکی دقت نشان می دهد که نحوه تنفس در سخنرانی تاچر است که منجر به غنی تر شدن صدای وی می گردد.

زمانی که من آن ویدئو را در دانشگاه Harvard Kennedy به دانشجوها پخش کردم، دانشجویان به دو دسته تقسیم شدند که هر گروه طرفدار لحن متفاوت بودند. برخی از آنها صدای پیشین تاچر را ترجیح می دادند زیرا صدای وی زنانه و نرم بود و برخی دیگر نیز صدای جدید را ترجیح می دادند زیرا بر این بارو بودند که صدای نخست وزیر باید اینگونه باشد.

 

 

صرف نظر از جنسیت یا صدا، شما چگونه تنفس در سخنرانی خود را به منظور صحبت کردن با اعتماد به و نفس و قدرت استفاده می کنید؟

  1. با حالت مناسب بایستید:

    پاهای خود را برابر عرض شانه باز کرده و وزن خود را به طور یکسان بر روی پاهای خود توزیع کرده و دست های خود را بالای سر خود ببرید. نفس عمیق بکشید. اکنون بازدم نموده و دست های خود را پایین بیاورید. اطمینان حاصل کنید که شانه های شما پشت بوده و خم نشده اند. این بهترین حالت برای سخنرانی می باشد. شما به صورت تمام قد ایستاده و اعتماد به نفس خود را نشان می دهد. در حال حاضر ایستادن شما همانند نحوه ایستادن پروفسور امی کادی در سخنرانی های TED می باشد.

  2. نفس عمیق بکشید:

    یکی از دست های خود را بر روی شکم و دست دیگر خود را بر روی سینه خود قرار دهید. نفس عمیق بکشید. کدام یک از دست های شما تکان می خورد؟ بسیاری از افراد در حین نفس کشیدن با حرکت سینه خود مواجه می شوند اما من از شما می خواهم که سینه خود را ثابت نگه داشته و با شکم خود تنفس کنید. سپس به آرامی بازدم نمایید. آیا دشوار است؟ کمر خود را صاف نگه داشته و پاهای خود را اندکی خم نموده و به دیوار تکیه دهید. این حالت به شما کمک می کند تا در حین تنفس بر روی شکم خود تمرکز کنید. توجه: در صورتی که احساس سرگیجه نمودید، این تمرین را کنار گذاشته و به روند تنفس طبیعی خود ادامه دهید. این روش به هیچ عنوان مشکلی به وجود نمی آورد و صرفا روش متفاوتی برای تنفس در سخنرانی می باشد.

  3. با نفس خود صحبت کنید:

    زمانی که نفس عمیق کشیدید، ممکن است ندانید چه اقدامی انجام خواهید داد. با نفس خود کلمات را پشتیبانی کرده و در حین صحبت کردن نفس خود را به تدریج رها کنید. در طی صحبت کردن به تدریج نفس خود را در طول جمله آزاد کنید. برای تمرین این روش کافی است در حین بازدم اعداد را شمارش کرده و سپس خود را معرفی کنید: “من ….. هستم.”

  4. با استفاده از یک گوشی هوشمند یا به همراه یک دوست تمرین کنید:

    حس کردن تغییر در صدای شما توسط سایرین بسیار آسان تر از خود شما می باشد. زمانی که من در کارگاه های آموزشی تدریس می کنم، از افراد می خواهم تا دوستی را برای خود انتخاب کرده و دو نوع صحبت کردن را تمرین کنند: در ابتدا خود را با صدای عادی خود معرفی نموده و سپس چند نفس عمیق کشیده و با استفاده از نفس، خود را معرفی کنید. خود افراد اغلب متوجه تغییر در لحن خود نمی باشند اما متوجه این تغییر در فرد مقابل می شوند زیرا صدای فرد بسیار رساتر و با اعتماد به نفس بیشتر به گوش می رسد. شما می توانید این کار را در محل کار خود نیز انجام داده و از همکار خود درخواست نمایید تا شما را ارزیابی نموده و از تلفن هوشمند خود برای ضبط صدای خود استفاده کنید. من این روش را بر روی چند زبان از جمله انگلیسی، چینی و … امتحان کرده ام و در تمام زبان ها این امر منجر به تاثیرات مثبتی می گردد.

هر چند وقت یکبار باید نفس بکشید؟ در حداقل ترین شرایط ضروری است که در پایان هر جمله نفس بکشید. اگر این امر برای شما دشوار است یا سرعت صحبت کردن شما زیاد است، می توانید در حین رسیدن به علائم نگارشی نظیر ویرگول، نفس بکشید.

با استفاده از این روش، هر چند وقت یکبار باید نفس بکشید؟ نیازی نیست که همیشه از این روش استفاده کنید. این روش را در منزل یا محل کار خود تمرین نمایید تا بتوانید به راحتی آن را انجام دهید. همچنین سفرهایی که برای کنفرانس ها یا جلسات انجام می شوند نیز مکان مناسبی برای تمرین به شمار می روند. قبل از تمام سخنرانی ها چندین بار نفس عمیق کشیده و سپس تنفس خود را طبق معمول ادامه دهید. به مدت دو دقیقه هر روز صبح جمله “سلام، من …. هستم” را در حین بازدم تمرین کنید. در طول زمان، شما می توانید این روش صحبت کردن و تنفس در سخنرانی را به یک عادت تبدیل نموده و با استفاده از آن در مواقع استرس زا نظیر مکالمات دشوار یا سخنرانی ها آرامش خود را حفظ کنید.

 

همیشه برای پیدا کردن مسیر زندگی درست راهی وجود دارد

دانشگاه زندگی راه را به شما نشان می دهد

اندازه ژست و اشارات بدنی سخنران در طول سخنرانی

بارها و بارها درباره مدیریت زبان بدن در سخنرانی خوانده‌اید. اکنون دیگر می‌دانید که کوچک‌ترین حرکات و اشارات شما در طول سخنرانی مورد توجه مخاطب قرار می‌گیرد و حتی خیلی از اوقات این حرکات بدن است که هوش و حواس مخاطب را درگیر می‌کند و او را از گوش دادن به موضوع اصلی سخنران بازمی‌دارد. اما جدا از ارتباط چشمی و زبان بدن در سخنرانی تا به حال به اندازه ژست و اشارات بدنی خود توجه کرده بودید؟ مثلا این که دست‌ها تا چه اندازه باز شوند، شانه‌ها هم‌عرض شانه‌ها باشند و یا مچ دست‌ها رو به چه سمتی قرار گیرند؟

سخنرانی، با وجود تمام مهارت‌هایی که کسب می‌کنید همچنان سرشار از سوالات رنگارنگی است که هر لحظه و در هر موقعیتی که در حال سخنرانی هستید ذهن شما را به خود مشغول می‌کنند.

مطلب امروز دریچه‌ای است که شما را با بخش تازه‌ای از دنیای پر پیچ و خم سخنرانی و فن‌بیان آشنا می‌کند. همراه ما باشید تا با اندازه ژست و اشارات بدنی سخنران در طول سخنرانی بیش‌تر آشنا شوید.

اندازه ژست و اشارات بدنی سخنران در طول سخنرانی

قصه از آن جایی شروع می‌شود که ژست و اشارات بدنی می‌تواند بالا و پایین شود، همانطور که صدای سخنران می‌تواند بالا و پایین شود. به زبان ساده‌تر همان طور که سخنران با تنظیم صدا در سخنرانی سعی دارد توجه مخاطبان را به سمت خود برگرداند با ژست و اشارات بدنی نیز قادر است توجه جمع زیادی از افراد را به سمت خود جلب کند.

اندازه ژست و اشارات بدنی سخنران در طول سخنرانی

در میان تمام بخش‌های بدن طیف حرکتی دست و بازو را تصور کنید. در این حالت بالا و پایین ژست این بخش از بدن در حالات زیر ممکن است تغییر کند:

  • ژستی که تنها شامل حرکت انگشتان در طول سخنرانی باشد ژست آرام و پایینی است؛ دقیقا مشابه وقتی که با صدای پایین در حال صحبت کردن هستید
  • ژستی که شامل مچ دست هم باشد کمی بلندتر و گسترده‌تر از حالت اول است
  • ژستی که شامل چرخش آرنج دست‌ها باشد ژستی بلند و گسترده است
  • در نهایت ژستی که با حرکات شانه‌ها هم همراه باشد پهن‌ترین و بازترین ژست ممکن است که سخنران به خود می‌گیرد

بهترین سایز برای ژست و اشارات بدنی کدام است؟

در این باره همه چیز کاملا به شرایط سخنرانی، موضوع سخنرانی و طیف مخاطبانی است که رو به رو نشسته یا ایستاده‌اند. ممکن است یک ژست برای یک سخنرانی موثر و کاربردی باشد؛ در حالی که همان ژست برای سخنرانی دیگر با محیطی متفاوت چندان کارآمد واقع نشود.

مشاهده مقاله  آموزش کنترل تنفس در سخنرانی عمومی

اندازه ژست و اشارات بدنی سخنران در طول سخنرانی

برای این که سایز ژست و اشارات بدنی خود را تنظیم کنید لازم است به فاکتورهای زیر توجه کنید:

  • فاصله: منظور از فاصله همان مسافتی است که برای رسیدن به هر یک از مخاطبان‌تان از روی صحنه تا صندلی‌ها باید طی کنید.
  • میدان دید: دیدی که شما از روی صحنه و از مخاطبان خود دارید.
  • مسائل فرهنگی: این موارد همان عوامل زمینه‌ساز برای بروز سوتفاهم و سوبرداشت‌ها در طول سخنرانی هستند.

هر یک از این عوامل تاثیر متفاوتی روی سخنرانی دارند که به صورت جداگانه می‌خوانید:

تاثیر فاصله بر اندازه ژست سخنران

در طول سخنرانی واضح است که به هر میزانی که محیط سخنرانی یا همان سالن سخنرانی بزرگ‌تر باشد و جمعیت پخش‌تر باشند ژست و اشارات بدنی سخنران نیز گسترده‌تر و بزرگ‌تر است. مثلا اگر در سالن جلسات اداره یا محل کار خود سخنرانی می‌کنید قطعا اندازه ژستی که به کار می‌برید از ژستی که در محیط آمفی‌تئاتر خواهید داشت کوچک و مختصرتر خواهد بود.

اگر در مورد طلاق، ازدواج، خیانت و... سوال دارید روانشناسی خانواده را کلیک کنید

برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید

آراستگی: هنر حفظ خود در بهترین وضع

عدم آراستگی، انسان را در کار بازنده می کند آراستگی بدون عیب و نقص و سلیقه خوب در ارتقای تصویر شخصیتی شما در هر سازمانی تأثیرگذار خواهد بود. برخی افراد هرگز به توانایی عادی و مناسب حفظ وضعیت خود دست نیافته اند. این امر موجب می شود نشانه‌ای از دوران بی‌نظمی دانشجویی، فقدان نمونه ای عالی در میان والدین یا کمبود اعتماد به نفس باشد. چنین شرایطی از یک نظام امتحان و خطا پیروی می کند که کمابیش افراد را منظم و قابل احترام در مسیر خود نگاه می‌ دارد؛ اما آراستگی مناسب عادتی است که اگر برای کسب آن به اندازه کافی انگیزه داشته باشید، به آسانی آن را به دست می آ ورید. اگر به طور طبیعی آشفته باشید. کاری درباره اش نمی‌شود کرد، اما حداقل می‌توانید چنین وانمود کنید که در پی آراسته کردن خود هستید. وضعیت دندانها، پوست، مو، ناخنها ووضع ایستادن و حالات شما همه نشان می دهنده چقدر برای خود ارزش قائل هستید. اگر با موی اصلاح شده و تمیزوسالم و کفش های تمیز ظاهر شوید می توانید نتایج زیادی بگیرید.

افرادی که مسئول یافتن استعدادها هستند می گویند به خاطر مواردی که تصویر شخصیتی افراد را مخدوش می کند حتی از استعدادهای برجسته هم چشم پوشی می شود. عادی ترین آنها را بی نظمی ظاهر، استفاده بیش از حد ادوکلن، نامنظم بودن موی سر و… تشکیل می دهند.

در تماس های رودررو از مواد خوشبوکننده نفس استفاده کنید اما ادوکلن یا عطر نزنید. آنچه برای یک نفر لذت بخش وخوشبوست برای دیگری ناراحت‌  کننده است؛ بنابراین ریسک نکنید.

 

مسیر زندگی درست شانس موفقیت شما را افزایش می دهد

دانشگاه زندگی را کلیک کنید

مشکلات سخنرانی

رویارویی با مشکلات سخنرانی

در این مقاله می خوانیم:

  • مواجه با مشکلات در زمان سخنرانی
  • نحوه ی مدیریت و کنترل مشکلات
  • نحوه ی مدیریت زمان در سخنرانی

بعضی اوقات کارها و برنامه ریزی ها آنطور که توقع داریم پیش نمی رود و حتی مشکلاتی پیش رویمان اتفاق می افتد که فکرش را هم نمی کردیم. در سخنرانی هم به همین شکل است. گاهی اوقات ما بهترین برنامه ریزی را برای سخنرانی خود انجام داده ایم اما وجود برخی از مشکلات پیش بینی نشده موجب می شود که برنامه هایمان از آن نظمی که انتظارش را داشتیم پیروی نکنند و غافلگیرمان کنند. مثلاً ممکن است یکی از تجهیزات مربوط به سالن سخنرانی خراب شود یا درست کار نکند و یا ناگهان برق برود، یا مثلاً مخاطبان با تاخیر به جلسه برسند و مشکلاتی از این قبیل.

در این مواقع بهترین کاری که می توانیم انجام دهیم این است که ضمن حفظ آرامش و خونسردی خود، در جهت رفع آن مشکل راه حلی را پیدا کنیم و آن را بکار بگیریم.

مشکلات سخنرانی

برخی از این مشکلات سخنرانی عبارتند از:

  • خراب شدن و کار نکردن پروژکتور:

می توانیم درخواست یک پروژکتور جدید کنیم. برخی سخنرانان حرفه ای تعدادی تجهیزات یدکی را با خود به همراه دارند. در صورتیکه برایمان امکان داشته باشد، می توانیم مینی پروژکتور تهیه کنیم و در این مواقع از آن استفاده کنیم.

  • زمانی که میکروفن درست عمل نمی کند:

اگر هنگام استفاده از میکروفن دیدیم که میکروفن شروع به وزوز کردن می کند، باید دهانمان را مقداری از آن دور نگه داریم. یا گاهی ممکن است میکروفن کاملاً خاموش شود و از کار بیفتد. در اینصورت آن را کنار می گذاریم و کمی به مخاطبان نزدیک تر می شویم و تُن صدای خود را بلندتر و رساتر می کنیم تا آنها صدای ما را بدون استفاده از بلننگو هم بشنوند. حالا بدون استفاده از میکروفن می توانیم به سخنرانی خود ادامه بدهیم. این نکته را باید متذکر شوم که استفاده از میکروفن یقه ای بهترین گزینه برای استفاده در سخنرانی است.

  • وقتی بعضی از اسلاید هایمان پخش نمی شود:

مشاهده مقاله  آراستگی: هنر حفظ خود در بهترین وضع

بهتر است که قبل از شروع سخنرانی، از اسلایدها کپی تهیه کنیم و در این مواقع از آنها استفاده کنیم. حتی بهتر است آنقدر بر موضوع مورد بحث تسلط داشته باشیم که بدون وجود اسلاید ها هم بتوانیم سخنرانی خود را به بهترین شکل ارائه دهیم.

  • مشکل زمان در سخنرانی:

اگر زمان ما برای سخنرانی کمتر از مدت زمانی است که از مد نظر داشتیم، باید برخی از مطالب غیر کلیدی و غیرضروری را به طور ماهرانه ای حذف کنیم. بطوریکه اولاً آسیبی به انسجام مطالب نرسانیم، ثانیاً نکته ی مهمی از صحبت هایمان حذف نشود. به دلیل اینکه وقتمان کم و محدود است نباید سرعتمان را بالا ببریم و تند تند صحبت کنیم که مخاطبان مجبور شوند دنبال ما بدوند و درست متوجه مطالب نشوند، چون در این شرایط نمی توانیم پیاممان را آن طور که می خواهیم به آنها منتقل کنیم.

برای اطلاع بیشتر از مقالات روانشناسی خانواده کلیک کنید

www.daneshgahezendegi.com

زندگی در زمان حال. در حال زندگی کنیم

در روزهای پایانی سال 2017، من یک پرواز 13 ساعته به شیلی داشتم و قصدم این بود که در سال جدید، در ارتفاعات پاتاگونیا به کوهپیمایی بپردازم. زمانی که به مقصد رسیدم، فهمیدم باید کاری کنم تا بتوانم خودم را با 5 ساعت تفاوت زمانی که بین کالیفرنیا و شیلی بود وفق دهم.

من می خواستم تعطیلات فعال و پرکاری داشته باشم. بنابراین ساعت 3 صبح کاملا بیدار بودم، چرا که جت لگ (اختلال ساعت داخلی بدن) در برنامه من جایی نداشت!

افراد راه حل های زیادی را برای مقابله با تاثیرات پروازهای طولانی مدت و تفاوت زمان محلی پیشنهاد می کنند. من معتقد هستم شما فقط باید دو کار ساده انجام دهید.

اول، در زمان پرواز به میزان مناسبی آب بنوشید تا آب بدنتان تامین شود. دوم، وقتی هواپیما فرود می آید به سرعت تلاش کنید خودتان را با زمان محلی وفق دهید.

لحظه ای که زمان در کشور خانه خود را محاسبه می کنید، خود را به دردسر انداخته اید. اگر وقتی به مقصد می رسید هوا روشن است، حتی در صورتی که بدنتان به شما می گوید نیاز به استراحت دارید، بیدار مانده و بیرون بروید.

تمرکز بر روی اینکه الان کجا هستید و زندگی در زمان حال، به جای تمرکز بر جایی که از آن آمده اید می تواند در کسب و کار هم صدق کند. اغلب اوقات، کمپانی ها به دلیل اینکه به جای نوآوری برای آینده در موفقیت های گذشته خود سیر می کنند، شکست می خورند. همه ما گاهی اوقات از امروز خود غافل شده و در مشکلات دیروزی غرق می شویم.

مشاهده مقاله  5 راه برای برخورد موثر با افراد سرسخت

تمرکز بر زمان حال

اگر تمرکز بر روی زمان حال می تواند به شما کمک کند خود را با زمان محلی وفق دهید، حتما می تواند به کسب و کارتان نیز کمک کند. اینجا چهار روش برای زندگی در زمان حال معرفی کرده ایم.

  1. برای زندگی در زمان حال روز خود را با ورزش شروع کنید

هر روز صبح، من ساعت 5:30 بیدار می شوم و با سگ هایم به پیاده روی می روم. پیش از آنکه خانه را برای پیاده روی ترک کنم، ایمیل هایم را چک می کنم تا ببینم آیا در شب گذشته اتفاق خاصی افتاده است یا خیر. همچنین تقویم را نیز چک می کنم تا ببینم دقیقا امروز چه روزی است.

وقتی از بیرون رفتن لذت می برم، در هوای تازه نفس می کشم و سعی می کنم کاملا در لحظه زندگی کنم. وقتی شروع به کار می کنم، سرحال و متمرکز هستم و کاملا برای یک روز تازه آمادگی دارم.

روز خود را با ورزش شروع کنید

  1. ابتدا کارهای چالش برانگیزتر را انجام دهید

در روز سال نو، من در ارتفاعات پاتاگونیا به کوه نوردی پرداختم. 13.8 مایل سخره نوردی سخت و سنگین، یکی از سخت ترین کارهایی بود که من تا به حال انجام داده بودم. پس از آن، هر چالشی که در سال 2018 با آن رو به رو شوم ساده تر به نظرم خواهد رسید.

حالا من هر روز ابتدا به سخت ترین و چالش برانگیزترین کارم می پردازم. پس از اینکه سخت ترین کارم را انجام می دهم، ذهنم برای تمرکز روی چیزهای دیگر خالی می شود.

  1. از پشت میزتان بلند شوید

مردم اغلب پشت میز نشستن را با متمرکز بودن قاطی می کنند. اما جالب است بدانید که نشستن در یک جای ثابت برای ساعات طولانی همیشه باعث حواس پرتی و عدم تمرکز می شود. تغییر محیط کار برای متمرکز بودن عالی است.

 

مسیر زندگی خود را درست تعیین کنید

دانشگاه زندگی را کلیک کنید

دخترانی که کمبود محبت دارند در روابطشان دچار مشکل می‌شوند

آیا شما فکر می‌کنید که الگوی روابط در همه جا و هر زمانی ثابت است؟ آیا اینگونه فکر می‌کنید که مهم نیست رابطه از کجا شروع شود؛ بالاخره به پایان می‌رسد و در همان لحظه حس خیانت و سوء‌استفاده از شما به پایان می‌رسد؟ آیا رابطه شما با دیگران همانند رابطه شما با مادرتان است؟ چه باید کرد؟ آیا شما برای همیشه در یک چرخه گیر افتاده‌اید؟ پاسخ “نه” است. راه‌حل این است که ببینید در خود چه احساسی دارید.

من فکر نمی‌کنم که دخترانی که کمبود محبت دارند، قربانی هستند؛ اما به‌عنوان افرادی که توانایی‌ها و قدرت خود را درک نکرده‌اند و تمایلی به دانستن انگیزه‌های دیگران ندارند و به‌گونه‌ای رفتار می‌کنند که به آن‌ها خدمت نکنند و راه خود را کج می‌کنند، نظر دیگری دارم.

این‌ها رفتار‌های مقابله با ناسازگاری‌هاست که ما از کودکی آن‌ها را برای کاهش تعارض و دردی که حس می‌کردیم، انجام می‌دادیم. اغلب این رفتارها آگاهانه نیستند و ریشه در فرضیاتی ناگفته دارند که در روابط خانوادگی وجود دارد و روانشناسان به آن “مدل‌های ذهنی” می‌گویند. سبک وابستگی‌های احساسی ما، بازتاب آن مدل‌های ذهنی است که در شرایط استرس‌زا و پرتنش مدیریت احساسات و واکنش‌ها را یاد نگرفته‌ایم. از این نقطه نظر، با شناخت سبک‌های وابستگی احساسی، می‌توان احساسات را تعدیل وتنظیم کرد.

کمبود کحبت نداشتن

تشخیص سبک وابستگی احساسی شما

اگر شما وابستگی‌های احساسی امنی داشته باشید(مانند بزرگ شدن با عشق و محبت و حمایت پدر و مادر)، در دنیا با انعطاف‌پذیری بیشتری زندگی می‌کنید و قادر به بازگشت از اشتباهاتتان و حرکت به سوی اهداف خود خواهید بود. به خوبی درمورد خود و دیگران شناخت کسب می‌کنید. در زمان‌های پرتنش، وقتی شما نگران و تنها هستید و ترس وجودتان را فرا می‌گیرد، قادر خواهید بود خود را آرام کنید؛ زیرا لحظاتی را به‌خاطر می‌آورید که مورد حمایت قرار گرفته بودید. درمقابل، وابستگی احساسی ناامن، سه حالت مختلف خواهد داشت، که همه‌ی آن‌ها نتیجه‌ بزرگ شدن با یک پرستار، یا کسی که شما را بدون عشق بزرگ کرده و یا کسی که باعث شده شما نسبت به خودتان احساس بدی داشته باشید، است. نتیجه آن هم این است که نمی‌توانید در شرایط پرتنش، احساسات خود را مدیریت کنید.

مشاهده مقاله  آیا مغز انسان پس از مرگ نیز به فعالیت خود ادامه می دهد؟

اولین سبک وابستگی‌های احساسی ناامن، “نگران و مضطرب” است: چنین فردی واقعا خواستار عشق و حمایت است، اما به‌شدت به رد شدن و نگرانی‌های درمورد آن، حساس است. اگر چنین شرایطی برای شما باشد، شما تمایل دارید روابط را درک کنید، ولی زمانی که احساس تهدید می‌کنید، زود عصبانی می‌شوید. گاهی شما بخاطرچنین شرایطی رابطه خود را خراب می‌کنید چون شما نمی‌توانید نیاز‌های خود را بدرستی بیان کنید.

دومین سبک وابستگی‌های احساسی ناامن”بی‌توجه اجتنابی” است: مهارت‌های مقابله‌ای چنین فردی متفاوت است. بی‌توجه اجتنابی از همان دوران کودکی شما را مستقل می‌کند، طوری که نیاز به روابط نزدیک ندارید. شما روابط خود را با حفظ دیوار‌ها اداره می‌کنید. هرگونه تهدیدی برای کنترل کردن شما، بلافاصله از طرف شما مقابله خواهد شد(اغلب با خروج از رابطه). توجه داشته باشید این مکانیزم با اینکه باعث کاهش فضای پرتنش می‌شود اما شما را خوشحال نمی‌کند؛ اما این تنها راهی است که می‌دانید و تمایل دارید از سقوط دوری کنید.

اما همه اجتناب‌ها روابط را رد نمی‌کنند. در ترس اجتنابی، افراد می‌خواهند ارتباط نزدیکی داشته باشند، اما بخاطر حس ترسی که دارند از جذابیت‌های آن ارتباط بهره‌ای نمی‌برند. زیرا دختری که می‌خواهد یک رابطه را شروع کند، وجود ترس و نگرانی در رابطه برایش خوشایند نیست. اگر این فرد شما باشید، شما درمورد دیگران به‌خوبی فکر می‌کنید و درک خوبی از آن‌ها خواهید داشت اما نسبت به خودتان شناخت و نظرات کمتری دارید و شما تمایل دارید که روابطتان به یک چارچوب قابل تعریف برسد.

زمانی که شما به سبک وابستگی احساسی خودتان فکر می‌کنید، این را هم در نظر داشته باشید که می‌توانید آن‌ها را تغییر دهید. شما باید ببینید که چگونه می‌توانید در روابط به خوبی واکنش نشان دهید و چگونه احساسات منفی و استرس را مدیریت کنید.

مشاهده مقاله  زندگی در زمان حال. در حال زندگی کنیم

احساس اضطراب و ناامنی

آیا شما احساساتی که تجربه کرده اید را با خود دارید؟

ایجاد پویایی در روابطتان نیازمند نگاهی سخت به رفتارهایتان است.این تنها با آگاه شدن از واکنش‌های خودکارتان است که می‌توانید آنچه را که از محیط خانواده آموخته اید، از یاد ببرید.

 

5 دلیلی که اگر شما کمبود محبت دارید، در روابط دچار مشکل می‌شوید را تشریح می‌کنیم:

1- شما از هر نوع مخالفتی دوری می‌کنید

اگر شما نگران و مضطرب هستید، ابتدا باید به خوشنود کردن و خوشحال کردن خود بپردازید. دخترانی که کمبود عاطفه داشته‌اند هرنوع مخالفتی را تهدید می‌دانند؛ آن‌ها درک نمی‌کنند که یادگیری نحوه برخورد با نظرات مخالف دیگران، پایه و اساس یک رابطه سالم است. در مقابل بی توجه اجتنابی، مخالفت را به‌عنوان تهدیدی برای کنترلش می‌بیند. او به احتمال زیاد عقب نشینی می‌کند و مانند دیوار سنگی از خود دفاع می‌کند.

2- هرگز نمی‌توانید میانه‌رو باشید

دختر نگران و مضطرب، بر تهدیدات احتمالی خیلی تمرکز می‌کند(طوری که او در یک روز آفتابی، نگران یک طوفان سنگین در رابطه اش است). او می‌خواهد در رابطه اش بده بستان به‌طور مساوی صورت بگیرد. او به نیاز‌ها و تقاضا‌های خودش فکر نمی‌کند اما نیاز دائمی او به اطمینان خاطر، او را به این کار مجبور می‌کند. بی‌توجه اجتنابی، محدوه خود را حفظ می‌کند و فکر می‌کند که هرآنچه که او می‌خواهد، فرد مقابل فقط باید آن را بپذیرد. شعار چنین افرادی کنترل، کنترل، کنترل است.

3- اگر مورد انتقاد شدید قرار بگیرید، حالت دفاعی به خود می‌گیرید

دخترانی که بطور مداوم تحت فشار قرار گرفته اند، می‌گویند که ناکافی هستند و یا به کوچک ترین انتقادی واکنش نشان می‌دهند. توجه داشته باشید که هیچ‌کس دوست ندارد با اشتباهاتش به یاد آورده شود. اما دختران با وابستگی احساسی امن، وقتی به یاد آورند که کامل نیستند، هراسان نمی‌شوند؛ در حقیقت هیچ‌کس انتظار ندارد که کامل باشد و او این را می‌داند. اما دخترانی که کمبود محبت دارند، فکر می‌کنند که اگر کامل نباشند کسی آن‌ها را دوست نخواهد داشت. او هرگز یاد نمی‌گیرد که دیگران شما را بخاطر کسی که هستید دوست دارند نه بخاطر ورژن کامل و بی‌نقص شما. برای چنین دخترانی، انتقاد، به جای اینکه بخشی از مسئولیت و انتظار و نیاز در یک رابطه باشد، به‌صورت یک تهدید است.

 

روانشناسی خانواده را برای مطالب بیشتر کلیک کنید

دانشگاه زندگی همراه شماست

28 راه برای خوشحال‌ بودن و لذت بردن از زندگی

این هم از این. لیستی که اتمام حجتی برای تمام لیست‌های این چنینی است. در حقیقت، تمام لیست‌هایی که فکر می‌کنید به این یکی شباهت دارند را دور بیندازید چرا که با داشتنِ چنین لیستی، نیاز به هیچ مشورت یا مشاور و مقالۀ دیگری ندارید. این لیست، شامل 52 موردِ علمی و حاصل 52 تجربۀ شخصی است و به شما کمک می‌کند تا بتوانید در زندگی خوشحال‌تر و سالم‌تر باشید و از تمام لحظاتِ هر روزتان نهایتِ لذت را ببرید.

می‌دانم که احتمالاً الآن با خودتان فکر می‌کنید: (تنها چیزی که الان نیاز ندارم، کارهای بیشتر است)، اما این لیست شامل کارهای بیشتر نمی‌شود. چه کسی با شلوغ شدنِ سرش خوشحال می‌شود؟ هیچ‌کس، نه من و نه شما. در نتیجه، قرار نیست که شما کار خاصی انجام دهید یا من در قالب یک استاد یا دبیر به شما مشق شب بدهم.

و قرار هم نیست که تمام این 52 مورد را یک‌جا درون روتینِ زندگی‌تان جای دهید. برای رسیدن به هدفِ خوشحال‌تر بودن، می‌بایستی هر روز یک قدم جدید را براساس این لیست طراحی کرده و بردارید و در ادامه، آن را تبدیل به یک عادت کنید.

شما هم به ما بپیوندید تا همگی بتوانیم در زندگی شادتر و سالم‌تر باشیم و نهایت لذت را از زندگی ببریم.

لذت بردن از زندگی

راه های خوشحال بودن و لذت بردن از زندگی

  1. همیشه بهترین‌ها را در درون دیگران تصور کنید

یکی از شاه کلیدهای خوشحال‌ بودن و لذت بردن از زندگی این است که تصمیم بگیرید تا دیگران را به عنوان افراد مثبت و مفیدی در نظر بگیرید؛ کسانی که قصد و نیات مثبتی دارند، تمام توان‌شان را به کار می‌گیرند و قرار نیست هیچ آسیبی به شما بزنند. وقتی تصمیم بگیرید که روی قسمت روشن (یا بهتر بگویم، روی نیمۀ پر لیوان) تمرکز کنید، میتوانید به خودتان انگیزه بدهید و تمامی آن افکار بی ربط و منفی را دور کنید.

  1. با خودتان همان‌طوری حرف بزنید که با دوستان‌تان صحبت می‌کنید

اصولاً، اغلب ما از عبارات و کلماتی برای خودمان حرف می‌زنیم که اگر گفتنِ این حرف‌ها را به شخص دیگری تصور کنیم، کاملاً بی‌ادبانه یا غیر قابل قبول به نظر می‌رسد. این مورد را تبدیل به یک قانون کنید، هروقت خواستید با خودتان یا راجع به خودتان صحبت کنید، فرض کنید که در حال صحبت راجع به بهترین دوست‌تان هستید. این مورد، یکی از مهم‌ترین عناصرِ رسیدن به خوشحالی در زندگی است.

  1. بر روی ایمان‌تان تمرکز کنید

چیزی که بسیاری از ما براساس تجربه‌های‌مان می‌دانیم و چیزی که دانشمندان تا به حال، پس از تحقیقات فراوان متوجه شده‌اند این است که افرادی که به خداوند ایمان دارند و وقت بیشتری برای عبادت می‌گذارند، انسان‌های شادتری هستند. در نتیجه، از امروز به بعد وقت بیشتری را برای عبادت صرف کنید.

  1. برای لذت بردن از زندگی با افرادی وقت بگذرانید که حال‌تان را خوب می‌کنند

وقتی تصمیم می‌گیریم تا وقت‌مان را با افرادی صرف کنیم که حال ما را خوب می‌کنند، ما را حمایت می‌کنند و به طور کلی انرژی مثبت دارند، به طور ناخودآگاه خوشحال‌تر خواهیم بود و ذهنیت بهتری نسبت به زندگی خواهیم داشت. اما وقتی خودمان را با انسان‌هایی ضعیف، آسیب زننده، سمی و مملو از انرژی منفی محاصره می‌کنیم، به این نتیجه می‌رسیم که شادی و لذت لحظه لحظه از ما دورتر می‌شوند.

  1. خودتان باشید

برای لذت بردن از زندگی به خودتان اجازه بدهید که همان کسی باشد که دلتان می‌خواهد، و خودتان را با افرادی محاصره کنید که شما را برای خاطرِ خودتان و کسی که واقعاً هستید دوست دارند، نه به خاطر عوامل زودگذر مثل موقعیت و پول و… . دانشمندان متوجه شدند که همۀ انسان‌ها، وقتی به آخر عمرشان نزدیک می‌شوند، همیشه آرزو می‌کنند که ای کاش همان زندگی رویایی‌ای که می‌خواستند را به واقعیت تبدیل می‌کردند، نه زندگی‌ای که دیگران از آن‌ها انتظار داشتند.

  1. به شکست‌های‌تان به عنوان زمین‌هایی حاصل‌خیر برای رشد و نمو موفقیت نگاه کنید

از همان لحظه‌ای که چهار دست و پا راه می‌روید تا همان دفعه‌ای که اولین قدم‌تان را برمی‌دارید؛ از همان دوران تا حالا که تبدیل به یک فرد بالغ شده‌اید، باید بدانید که شکست، جزوی از روندِ یادگیری است. یادتان باشد که هر شکست، مقدمۀ پیروزی است. در نتیجه، برای پیروزی، باید در وهلۀ اول شکست و بخورید و چم و خمِ راه را بیاموزید.

  1. به رویاهای‌تان فرصتی برای تحقق یافتن بدهید

من مطمئنم که خداوند، همان‌طور که نعمت‌ها و استعدادهای خاصی را به ما عطا کرده، توانایی رویابافی را نیز به ما بخشیده است. در نتیجه، اگر رویایی در سرتان وجود دارد که در تمام طول سال‌های زندگی‌تان به آن دل بسته بودید و اگر احساس می‌کنید که با تحقق یافتنِ این رویا جهان به جای بهتری تبدیل می‌شود، پس به دنبالش بروید و این رویا را تبدیل به واقعیت کنید

 

همیشه مسیر زندگی درست را تعیین کنید

با سایت دانشگاه زندگی همراه شوید

5 توصیه عالی برای بهبود تمرکز و انگیزه

بهبود تمرکز و انگیزه: مشکل تمرکز در بسیاری از افراد فراگیر شده‌ است. حتی یکی از تحقیقاتی که اخیراً انجام شد، نشان داد که حدود 85 تا 95 درصد از دانش‌آموزان با عدم تمرکز و توجه کافی، مواجه هستند. طبق یک تحقیق دیگر، حدود 40 درصد از بزرگسالان، بخاطر مشکلات تمرکز، ضررهای مالی را تجربه کرده‌اند.

اگر شما هم با مشکلاتی در تمرکز مواجه شده‌اید، تنها نیستید. تغییر در سبک زندگی و نحوه مدیریت زمان، نقش مهمی در این موضوع دارد اما اگر بخواهیم عامل اصلی را معرفی کنیم، باید به تغذیه و رژیم غذایی اشاره کنیم. مثلاً حذف شکر می‌تواند به سرعت توانایی تمرکز شما را بالا ببرد. در ادامه همراه ما باشید زیرا  5 روش عالی برای بهبود تمرکز و انگیزه را معرفی می‌کنیم.

تمرکز کردن

1 – مصرف مواد محرک را قطع کنید

مواد محرک مانند کافئین، قادر هستند برای مدت کوتاهی به شما انرژی زیادی برسانند اما در طول زمان، در قابلیت تمرکز شما اختلال ایجاد می‌کنند. هنگامی که مقدار زیادی از کافئین و مواد محرک دیگر، وارد بدن شما شود، بدن تولید مواد و هورمون‌های مرتبط با تمرکز و انگیزه را کاهش می‌دهد.

اگر تاکنون از کافئین استفاده می‌کردید، بهتر است آن را کنار بگذارید. این موضوع یعنی یک یا دو هفته دچار خستگی خواهید شد. اما پس از آن، یک بار دیگر احساس انگیزه بالا و انرژی فراوانی خواهد کرد.

 

2 – کاهش مصرف شکر

شکر در واقع شکلی از ساکارز و فروکتوز است. قندهای ساده می‌توانند برای سلامتی بدن و مغز شما مضر باشند. استفاده از شکر باعث می‌شود، مشکلاتی در «تمرکز کوتاه مدت» به وجود آید. در بلند مدت، استفاده زیاد از شکر می‌تواند نحوه عملکرد مغز شما را به کلی تغییر دهد. همچنین می‌تواند باعث تغییر در متابولیسم بدن شما و کاهش مواد شیمیایی خاصی در مغز شود. بدین ترتیب بهبود انگیزه و تمرکز تحقق نمی‌یابد.

مشاهده مقاله  شما چه داستان‌ هایی را به خودتان می‌گویید؟

 

3 – پروتئین‌های سالم برای مغز را مصرف کنید

پروتئین را می‌توان ماده اصلی در یک مغز سالم دانست. بنابراین استفاده از یک رژیم غذایی حاوی مقدار زیادی پروتئین، ممکن است تمرکز شما را افزایش دهد. مقدار مناسبی از پروتئین را می‌توان در حبوبات، گوشت قرمز و تخم‌مرغ یافت.

پروتئین های سالم برای مغز

4 – از تغییر مداوم رژیم غذایی بپرهیزید

مردم هر روز می‌خواهند با یک رژیم جدید، به شدت وزن کم کنند یا ماهیچه بسازند. اینکه سعی کنید رژیم غذایی سالم و مقوی داشته باشید، بسیار خوب است اما تغییر مداوم رژیم، اشتباهی است که به مغز و بدن شما صدمه می‌زند.

به جای اینکه رژیم را عوض کنید، سعی کنید که مواد سالم‌تری را وارد بدن خود کنید. ممکن است روند کاهش وزن شما، سرعت کمتری پیدا کند اما باید توجه کنید که تغییرات شدید در قند خون و متابولیسم بدن، تمرکز و انگیزه شما را به هم می‌ریزد. بدین ترتیب تمام جنبه‌های زندگی روزانه شما تحت تاثیر قرار می‌گیرد.

 

برای ادامه مطلب روانشناسی خانواده را ضربه بزنید

سایت دانشگاه زندگی همراه شماست

کاهش لهجه در سخنرانی فقط در 9 گام ساده

فرقی نمی کند زبان مادری شما چه باشد یا این که از زبان مادریتان برای صحبت کردن استفاده کنید یا زبان دیگری؛ لهجه در تمام زبان های دنیا وجود دارد و تفاوت لحن در صحبت کردن یک زبان مشخص موجب رنگارنگی ملل شده است. لهجه به جز این که جنبه زبان شناختی داشته باشد اصالت یک فرد را نشان می دهد و می توان آن را از ارزش های زبان رسمی یک کشور  دانست. اما متاسفانه برخی از لهچه ی خود به خصوص حین صحبت در جمع چندان راضی نیستند و در عین حال ترک آن برایشان مشکل است. مثلا احتمالا افرادی زیادی را دیده اید که در محیط کار با لهجه متداول صحبت کنند و در جمع خانواده و دوستان با لهجه های محلی و قوم و قبیله ای خود سخن می گویند. در واقع نمی توان از لهجه به عنوان یک عامل منفی در سخنرانی یاد کرد، اما بهتر است آن را برای فهم بهتر مطالب توسط مخاطبان کنترل کرد. به همین دلیل است که بخشی از آموزش سخنرانی به همین فنون کاهش لهجه در سخنرانی اختصاص یافته است.

مطابق با تحقیقات به عمل آمده در ارتباط با فن بیان و تاثیر به کارگیری لهجه در سخنرانی و در مجامع عمومی زمانی که لهجه با لهجه متداول مردم ترکیب شود تاثیرگذاری سخنرانی کم تر و کم تر می شود. به علاوه استفاده از لهجه خاصی توسط سخنران از اعتبار او حین سخن گفتن می کاهد.

نا گفته نماند که این تاثیرگذاری هیچ ارتباطی به اصل لهجه ها ندارد و تنها چیزی که در فن بیان نکوهش می شود عدم استفاده به موقع از لهجه می باشد. اگر فعالیت و کسب وکارتان سخنرانی مداوم را ایجاب می کند یا لازم است در مقابل افراد زیادی سخنرانی کنید از همین حالا باید نسبت به کاهش لهجه در سخنرانی کردن حساس باشید. از این رو در مطلب امروز دانشگاه زندگی فنون کاهش لهجه را از منابع معتبر جمع آوری کرده ایم که کاهش یا از بین بردن لهجه را برایتان ساده تر خواهد کرد. تا پایان با ما همراه باشید.

مشاهده مقاله  شی نورانی سخنرانی چیست؟

ترفند های کاهش لهجه در سخنرانی

قبل از شروع سخنرانی لازم است از خود بپرسید که لهجه شما در چه سطحی قرار دارد و به زبان ساده تر سنگین است یا نه. برای این که به جوابی دقیق برسید این سوالات را از خود بپرسید:

  • آیا در طول سخنرانی، صحبت کردن و یا آموزش سر کلاس مرتبا از شما خواسته می شود صحبت هایتان را تکرار کنید؟
  • آیا مخاطبانتان بدون دلیل خاصی با اظهارات شما مخالفت می کنند و توجه خاصی به صحبت هایتان ندارند؟
  • آیا تا کنون برایتان پیش آمده است که توسط دوستان یا نزدیکان به دلیل به کار بردن لهجه در جلسات رسمی طرد شوید یا رفتار سردی از آن ها مشاهده نمایید؟

 

اگر پاسختان مثبت است که لازم است برای کاهش لهجه در سخنرانی از همین حالا اقدام کنید.

اهمیت کاهش لهجه در سخنرانی

کافی است لهجه غلیط شما مانع از یادگیری مخاطبان شود؛ کافی است این لهجه باعث شود دوستانتان شما را به سخره بگیرند و از روی نادانی برخورد نامناسبی با شما داشته باشند! آن موقع است که به شدت از به کارگیری لهجه پشیمان می شوید و شاید حتی نسبت به لهجه خود احساس انزجار کنید!

برای این که با چنین مسائلی رو به رو نشوید و از همان اول قدرتمندانه در جمع حاضر شوید لازم است از همین حالا با ترفند های کاهش لهجه در سخنرانی آشنا شوید

 

کاهش لهجه: هر چه زودتر؛ بهتر!

در فنون کاهش لهجه در سخنرانی هیچ گاه درباره pذف لهجه صحبت نمی کنیم؛ بلکه همواره تمرکز ما بر کاهش غلظت لهجه افراد در طول صحبت کردن است. علت این موضوع را باید در دوران کودکی و توانایی غریزی انسان در یادگیری لهجه ها جستجو کرد. مطابق با تحقیقات انجام شده در دانشگاه شیکاگو کودکان و از 6 ماهگی یادگیری لهجه را آغاز می کنند و شکل گیری لهجه انسان خیلی زودتر از یادگیری زبان مادری شکا می گیرد؛ چرا که نوزاد انسان پیش از برقراری ارتباط با زبان از آوا و ایما و اشاره برای صحبت کردن با بزرگترها بهره می گیرد.

 

علم روانشناسی خانواده در شناخت زندگی به شما کمک می کند

با دانشگاه زندگی همراه شوید

تحکیم پایه‌های زندگی با آموزش روانشناسی خانواده

این روزها اطراف هر یک از ما پر شده است از آشنایی‌های رنگارنگی که به سرانجام نرسیده‌اند و یادآوری آن رابطه‌ی از دست رفته چیزی جز پشیمانی و مرور خاطرات تلخ برای افراد به دنبال ندارد. گاهی عمر این روابط آن قدر کوتاه می‌شود که از چارچوب یک تعامل دوطرفه خارج می‌شود و گاهی هم با وجود مدت زمانی که از شکل‌گیری آن گذشته است بازهم طرفین با در بسته رو به رو می‌شوند. انگار ذره ذره وجودمان در کنار هسته اصلی کائنات هر لحظه یادآوری می‌کنند که هیچ چیزی اصیل‌تر و مستحکم‌تر از بنیاد خانواده و هیچ آموزشی ضروری‌تر از روانشناسی خانواده برای حفظ چارچوب آن نیست.

جای تعجب نیست که روابط خانوادگی مناسب باعث افزایش رضایتمندی فرد شوند و درست در مقابل آن، روابط سردرگم فرد به فرد باعث نارضایتی ما شوند. با این حال بسیاری از اعضای خانواده، به همان اندازه که به سایر اعضا محبت و عشق می‌ورزند از آن‌ها نفرت دارند! این دقیقا همان چیزی است که باعث جدایی و عدم همراهی و سازش افراد خانواده می‌گردد. جالب است بدانید که تعامل با یکدیگر، هسته اصلی یک خانواده است که بدان پویایی می‌بخشد.

 

روانشناسی خانواده

فرهنگ خانواده، تعداد فرزندان، وضعیت تحصیلی و جایگاه اجتماعی هر یک در مجموع اکوسیستم پیچیده‌ای را به وجود می‌آورند. اکوسیستمی که برای مدیریت و برپایی نظم در آن به ناچار باید دست به دامن یادگیری روانشناسی خانواده شویم و تک تک موقعیت‌های زندگی را با مفاهیم مختلف آن به چالش بکشیم.

شناخت ارزش حقیقی خانواده در اجتماع

آن چه زندگی را در قرن بیست و یکم جذاب می‌کند تنوعی است که بین سازمان‌ها و اجتماعات مردمی وجود دارد. در این بین قطعا یکی از جذاب‌ترین گروه‌ها همان خانواده است که اگرچه در ذهن ما از یک زوج دونفره تشکیل می‌شود، اما در حقیقت انواع تعریف خانواده گسترده‌تر است و ما در بحث روانشناسی خانواده ملزم به شناخت جایگاه هر یک هستیم تا تحلیل درستی از موقعیت‌های موجود داشته باشیم.

 

روانشناسی خانواده

در ایالت متحده آمریکا از هر 5 خانواده موجود، فقط یک خانواده از زوج و یا زوج و فرزاندانشان تشکیل شده است. بنابراین شکل خانوار‌ها به جز فرم معمول اولیه، می‌تواند اشکال مختلف دیگری هم داشته باشد:

  1. خانواده‌هایی فقط با پدر و یا مادر و یا بیش از یک پدر یا مادر
  2. زوج‌هایی که فرزند ندارند
  3. زوج‌هایی که بعد از طلاق هنوز هم چارچوب خانواده را حفظ کرده‌اند
  4. زوج‌هایی که بدون طلاق جداگانه و به تنهایی یا با فرزند زندگی می‌کنند
  5. خانواده‌هایی که به خاطر حضور اقوام والدین پرجمعیت‌تر شده‌اند
  6. افرادی که با هم زندگی می‌کنند؛ اما در تعریف کلیشه‌ای خانواده جای نمی‌گیرند

مفهوم روانشناسی خانواده و نقش آن برای جامعه

با تشکیل خانواده و به مرور زمان مشکلات مختلفی در زندگی ظهور و بروز پیدا می‌کنند که تقریبا کنترل و حل آن‌ها از دست همه اعضا خارج می‌شود. در چنین شرایطی روانشناسی خانواده وارد میدان می‌شود.

مشاهده مقاله  چرا مردان باید در کارهای خانه به همسرشان کمک کنند؟ کمک کردن مردان در کارهای خانه

روانشناسی خانواده شاخه‌ای جداگانه از روانشناسی نیست؛ اما موضوع خانواده به قدری وسیع است که کارشناسان خبره در این زمینه به صورت تخصصی پژوهش می‌کنند و بنابراین تمرکز خود را روی این مقوله مهم قرار داده‌اند.

 

روانشناسی خانواده

بنابراین روانشناس خانواده گام به گام و به صورت زیر می‌تواند نقشی تزایدی در حل و فصل بسیاری از اختلافات خانوادگی شود:

  1. بررسی و شناخت ریشه اختلافات
  2. گفتگوی فرد به فرد با طرفین اختلاف و شفاف‌سازی منشا مشکلات
  3. به چالش کشیدن اعضای خانواده و ارائه تمرینات فردی
  4. ارائه تمرینات گروهی جهت کسب مهارت‌های زندگی

اکنون همین خدمات به صورت آنلاین هم ارائه می‌شود. ما در دانشگاه زندگی روانشناسی خانواده را به عنوان هسته مرکزی موضوعات روانشناسی بررسی می‌کنیم و همواره راهکارهایی را در این زمینه ارائه می‌دهیم.

 

روانشناسی خانواده

اهداف روان‌شناسی خانواده

وقتی پای روانشناسی برای حل مشکلات و اختلافات درون خانواده‌ای مطرح می‌شود قطعا رویکردها و اهداف تغییر می‌کند. در اوج اختلافات و زمانی که خانواده در مرحله حاد تصمیم به رفع مشکلات می‌گیرد، هرگز منافع فردی نادیده گرفته نمی‌شود. این در حالی است که که کانون خانواده و زندگی مشترک در حساس‌ترین برهه خود، نیازمند مشورت، همکاری و همدلی از سوی کارشناسی است که به موضوع روانشناسی خانواده، بدون هرگونه جانبداری کاملا احاطه دارد. بنابراین:

روانشناسی خانواده بدون برچسب‌ها به کمک شما می‌شتابد!

یک خانواده، هر چند هم موفق ممکن است به سبب مشکلات موجود ساختار اولیه را نداشته باشد. مثلا پدر و مادر در حالی که حاصل زندگی آن‌ها یک یا چند فرزند بوده از هم جدا شوند. وقتی که شرایط خانواده تغییر می‌کند، معمولا دید اجتماع نسبت بدان تغییر می‌کند و از برچسب‌های مختلفی مثل زندگی “فروپاشیده” یا “فرزندان طلاق” استفاده می‌شود. این در حالی است که در روانشناسی خانواده ارزش حقیقی همه اقسام خانواده در جامعه شناخته می‌شود و هیچ یک نسبت به دیگری برتری ندارد. بنابراین می‌توانید با خیال آسوده مشکلات و دغدغه‌های فکریتان را به دنیای معجزه‌آسا روانشناسی بسپارید و در تصمیم‌گیری عجله نکنید.

روانشناسی خانواده دیدگاهی متعادل و یکسان دارد

از دید بسیاری از افراد، بعضی از خانواده‌ها و فرزندانی که در فضای آن خانوار رشد یافته‌اند مستعد بسیاری از جرایم، خشونت‌ها و مشکلات رفتاری می‌شوند. این در حالی است که مدت‌ها پیش این فرضیه رد شده و اکنون در روانشناسی خانواده، انواع‌ خانواده‌ها با دیدگاهی یکسان بررسی می‌شوند.

روانشناسی خانواده پست مدرن رویکردی متفاوت دارد

هم‌اکنون موضوع خانواده در شاخه جدیدی تحت عنوان روانشناسی پست مدرن بررسی می‌شود. این شاخه جدید کاملا به‌روز و بر اساس شواهد حقیقی جامعه مدیریت می‌‌گردد؛ مثلا اگر کودکی دچار اختلالات رفتاری یا افت درسی در مدرسه باشد، این مشکل را لزوما به مشکلات خانواده و طلاق خانوده نسبت نمی‌دهند. یا این که پیشرفت درسی فرزندان الزاما به سبب رشد در خانواده‌ای آرام و موفق صورت نمی‌گیرد.

به نمودار زیر توجه کنید:

روانشناسی خانواده

طبق این نمودار فاکتورهای مختلف خانواده، محیط زندگی و سلامت می‌توانند تاثیرات مختلفی روی بهداشت روانی فرزندان داشته باشد. اگرچه روانشناسی خانواده در رشد فرزندان نقش مهمی دارد اما عواملی نظیر بیمه درمانی و امور دارو و درمان نقش پررنگ‌تری نسبت به فاکتورهای دیگر داشته‌اند.

ادامه مطلب را اینجا بخوانید

دانشگاه زندگی همراه همیشگی شماست