راه‌هایی جدید برای انجام بهتر کارها

شاید شما هم جزء آن دسته از افرادی باشید که بارها و بارها از کنار کلمه ” تفکر خلاق ” به سادگی گذشته و با خود اندیشیده‌اید: «مگر من دانشمندم یا می‌خواهم اختراعی بکنم و پروژۀ بزرگی را انجام بدهم که بخواهم بدانم تفکر خلاق چیست و چه کاربردی دارد».

اشتباه اکثر ما این است که فکر می‌کنیم تفکر خلاق و یا به زبان ساده‌تر خلاقیت، ویژۀ قشر خاصی از افراد جامعه است که قصد انجام کارهای بزرگ و جدید را دارند و بدرد ما نمی‌خورد. لذا بهتر است ابتدا با مفهوم تفکر خلاق بیشتر آشنا شویم و بعدا قضاوت نمائیم که آیا به کارمان می آید یا نه.

تفکر خلاق و خلاقیت

تفکر خلاق چیست؟

تفکر خلاق بدین معنی است که سعی نمائید با استفاده از قدرت تفکرتان از روش‌های کارآمدتر و جدیدتری  برای انجام بهتر کارهای خود استفاده کنید. ( کشف راههای جدید برای انجام دادن بهتر کارها)

با توجه به تعریف فوق متوجه می‌شویم که استفاده از تفکر خلاق می‌تواند هر نوع کار و فعالیتی از کارهای شخصی یک فرد عادی گرفته تا  کارهایی که جمعی از متخصصین بر روی پروژه ای خاص انجام می دهند، را دربرگیرد. بنابراین در صورتی که مهارت  استفاده از قدرت خلاقیت را در انجام کارهای روزمره به دست آوریم، می‌توانیم با انجام دادن بهتر کارها نتایج خوبی را کسب کنیم.

 

راهکارهای ارایه شده در این مقاله می تواند در پرورش قدرت خلاقیت شما و بالا بردن آن مفید واقع شود.

  1. خودتان را باور داشته باشید.

ایمان داشته باشید که می‌توانید فردی خلاق باشید. در واقع اکثر شما بدون اینکه متوجه باشید، بارها از خلاقیت خود در انجام دادن امور روزمره استفاده کرده اید ولیکن به آن آگاهی نداشتید.

مشاهده مقاله  یک رابطه سالم دقیقاً چه شمایل و ویژگی‌هایی دارد؟

آیا شلوارهای کوتاهی را که شلوارک شده اند پوشیده‌اید؟ آیا غذاهای به اصطلاح «من در آوردی» مادرتان را که در هیچ منوی آشپزخانه‌ای پیدا نمی‌شود خورده‌اید؟ قدری به کارهای خودتان فکر کنید. قطعا مواردی از خلاقیت و تفکر

ابتکار را در بین آنها خواهید یافت. پس برای تقویت هر چه بیشتر خلاقیت، خودتان را بیشتر باور داشته باشید.

باور خود

  1. سعی کنید کارها و فعالیت‌های خود را به شیوه‌ای دیگر انجام دهید.

روش جدید دیگری برای اجرای آنها پیدا کنید. اکثر ما کارهای‌مان تکراری و از روی عادت شده است. با خود بگوئید برای نتیجۀ بهتر با چه روش دیگری می‌توانم همین کار را انجام بدهم. اگر کارها را همیشه با یک روال انجام بدهید حتی اگر بهترین باشید، پیشرفت نخواهید کرد.

در آشپزی، انجام کارهای خانه و سایر کارهای شخصی و شغلی همیشه در جستجوی راه بهتری برای انجام دادن کارها باشید. از ذهنتان کار بکشید. قرار نیست همان لحظه راه بهتری پیدا کنید. اگر شما قصد پیدا کردن راه جدید را داشته باشید، مطمئن باشید که دیر یا زود به نتیجه خواهید رسید. عادتها را کنار بگذارید.

  1. در انجام دادن کارها از کمک فکری خلاقیت دیگران حتی کودکان هم استفاده کنید.

انتقاد پذیر باشید و از تجارب دیگران برای یافتن راه‌های ابتکاری جهت انجام دادن بهتر کارها استفاده کنید.

 

با سایت دانشگاه زندگی همراه شوید تا مطالب بیشتری را بخوانید

3 راه برای برقراری ارتباط دوستانه با نوجوانان و صمیمی‌تر شدن با آن‌ها

برای والدین جدا شدن از فرزندان یا محول کردن تصمیم‌گیری به آن‌ها به معنای رها کردن نیست؛ بلکه آن‌ها سعی می‌کنند فرصتی را برای کسب تجربه بیش‌تر از نظر آزادی، استقلال مادی و مدیریت زندگی فراهم کنند. با این حال در زندگی و حتی زمان که خودمان اراده کنیم اشکال مختلفی از جدایی نظیر اختلاف خط فکری، شیوه درآمدزایی، سبک زندگی و … به وجود می‌آید که به صورت نامحسوس بین والدین و فرزندان جدایی می‌اندازد. در چنین شرایطی طبیعی است اگر والدین به دنبال برقراری ارتباط دوستانه با نوجوانان باشند و سعی کنند شکاف به وجود آمده را با افزایش صمیمت برطرف کنند.

با ورود به سن نوجوانی همه تفکراتی که والدین از بدو تولد فرزندشان داشتند و خلق و خوی نوجوان متحول می‌شود. در این سن حساس نوجوان شما در حال گسترش خواسته‌های خود است. خواسته‌هایی که تا آن سن و در کودکی معنایی نداشتند؛ اما حالا رنگ و بوی تازه‌ای به خود گرفتند. به علاوه این حس که نوجوان مسئول زندگی خودش است و باید برای جهت‌گیری فکری خود دست‌به کار شود در سن بلوغ خود را نشان می‌دهد. بنابراین والدینی که درک صحیحی از این تغییرات پنهان ندارند در مسیر برقراری ارتباط دوستانه با نوجوانان شکست می‌خورند.

 

ارتباط دوستانه با نوجوانان

این معضل بهانه‌ای شد تا آموزش امروز دانشگاه زندگی را به معرفی مهارت‌هایی برای بهبود ارتباط والدین و نوجوانان اختصاص دهیم. همراه ما باشید.

3 راه برای برقراری ارتباط دوستانه با نوجوانان و صمیمی‌تر شدن با آن‌ها

عصر ما، عصر ارتباط است. ارتباط موثر با دیگران نقش موثری در پیشبرد اهداف ما دارد. یک ارتباط خوب و تاثیرگذار می‌تواند موفقیت‌های فراوانی را در زمینه‌های خانوادگی، شغلی و اجتماعی برای‌مان به ارمغان آورد؛ خصوصا در زمینه تربیت فرزندان و رشد و تعالی آن‌ها. اما اگر قرار باشد این ارتباط دوستانه و به دور از چالش‌ها و مشکلات متداول باشد لازم است از راه‌های زیر وارد شوید:

مشاهده مقاله  راه‌هایی جدید برای انجام بهتر کارها

با محبت بین اختلاف‌های خود با نوجوانتان پل برقرار کنید

دو هدف معمول نوجوانان کسب استقلال و فردیت است. مفهوم این فردیت زمانی آشکار می‌شود که اختلافات دوران کودکی و کنونی نوجوان با هم به خوبی بررسی و مورد ارزیابی قرار گیرد. وقتی که والدین با علایق نوجوانان رو به رو می‌شوند، خصوصا علایقی که برای پدر و مادر غریب هستند و شاید مورد قبول آن‌ها نیستند، ممکن است به انکار و نادیده گرفتن آن‌ها بپردازند. اما بر خلاف این واقعیت، والدینی که به دنبال برقراری ارتباط دوستانه با نوجوانان هستند سعی دارند بین این اختلافات با محبت و علاقه‌ای که بین خودشان و فرزندشان جاری است پل ایجاد کنند. به این شکل که شنونده خوبی برای شرح علایق فرزند خود می‌شوند و نظیر یک معلم باحوصله به یادگیری آن چه که نوجوان در آن تجربه‌ای ندارد می‌پردازند.

 

ارتباط با نوجوانان

این پل ارتباطی می‌تواند چند جمله ساده اما پرمحبت باشد؛ مثلا:

  • می‌توانی به من کمک کنی درباره بازی‌های کامپیوتری بدانم؟
  • می‌توانی دوستانت و نوع فکر آن‌ها را به من معرفی کنی؟

اکنون این تمایزها که شاید به اختلاف بزرگی تبدیل شدند نه تنها وسیله ارتباطی شما و نوجوان می‌شوند، بلکه کمک می‌کنند که این حس صمیمت بین شما و فرزندتان تقویت شود. این شیوه گفتگو مثل گفتگو مربی و  دانش‌آموز است و فرزندتان حس مثبتی از این شیوه ارتباطی دارد. بنابراین همدلی بهتری برای گفتگو درباره اختلافات خواهد داشت.

برای خواندن ادامه مطلب www.daneshgahezendegi.com را دنبال کنید

ارتباط رژیم غذائی با افسردگی هر روز بیشتر اثبات می‌شود!

اگرچه که این مدارک همگی مقدماتی هستند، اما تحقیق خاصی، از ارتباط رژیم غذایی با افسردگی سخن می‌گوید. در بازنماییِ جدیدی، محققین استرالیایی، مردم بومی جزیرۀ تورس استریت را مورد آزمایش قرار دادند.

در این آزمایش کاملاً طبیعی، محققینِ دانشگاه جیمز کوک متوجه شدند که در بین مردمِ جزیره، مقادیر خوردن غذای دریائی با مقدار افسردگی مرتبط است.

این تیم تحقیقاتی که توسط پرفسور زالتن سرنایی و رابین مک درموت هدایت می‌شود، جزیرۀ تورس استریت را _ که در آن فست‌فود قابل دسترسی است _ با جزیره‌ای که فقط غذای طبیعی در آن یافت می‌شد، بر کفه‌های ترازو قرار دادند.

دکتر مکسیموس برگر، سردبیر این تحقیق اذعان دارد که گروه‌شان با بیش از 100 نفر از هر دو جزیره مصاحبه کرده.

(از آن‌ها راجب رژیم غذایی‌شان سوال کردیم، سطح افسردگی‌شان را مورد بررسی قرار دادیم و نمونۀ خونی گرفتیم. همین‌طور که انتظار دارید، جزیرۀ دوم که فست‌فود در آن یافت نمی‌شود، به ناچار مقادیر غذای دریایی در رژیم غذاییِ غالب مردم بیشتر است).

ارتباط فست فود با افسردگی

محققین در بین این تعداد جمعیت، تشخیص دادند که مجموعاً 19 نفر علائمی حاکی از افسردگی را نشان می‌دهند: 16 نفر از جزیره‌ای که فست‌فود در آن یافت می‌شود، و تنها 3 نفر از جزیرۀ دوم. پس اینجا هم می توان ارتباط رژیم غذائی با افسردگی را تشخیص داد.

برگر گفت: (افرادی که علائم افسردگی شدیدتری داشتند جزو جوان‌ترین‌ها و مشتریان پر پروپاقرصِ فست فود بودند).

محققین نمونه‌های خون را با همکاری دانشگاه آدلیدز بررسی کردند و متوجه شدند که نوع چربی خون مردم این دو جزیره، با یکدیگر متفاوت است.

مشاهده مقاله  15 صفت بارز از یک زن قوی

برگر در این باره می‌گوید: (درصد اسید چربی که افسردگی را تسریع می‌بخشد، در نمونه‌های مردمی که به فست‌فود دسترسی داشتند بیشتر بود. در عوض، اسید چربی که مانع افسردگی می‌شود _ و ازقضا در غذای دریائی یافت می‌شود _ در نمونه‌های مورد دوم بیشتر بود).

برگر توضیح داد که غلظت و نوع اسیدهای چرب به‌غایت متغیر و تاثیرگذار است.

با توجه به آمار، رژیم دورۀ وسترنِ آمریکا نیز اسید چربِ مربوط به افسردگی را به‌وفور تولید می‌کرد و فقدان اسیدِ بازدارنده در تمامی مردم دیده می‌شد.

ارتباط افسردگی و غذا

(در کشورهائی با رژیم غذایی سنتی، نسبت کسانی که اسید بازدارنده را دارا هستند گاهاً حتی 1 به 1 است، اما در کشورهای صنعتی 20 به 1 است.

سرنایی باور دارد که تاثیر افسردگی بر زندگی، فقط برای 1 نفر از هر 7 نفر قابل مشاهده است. اگرچه که مردم جزیرۀ تروس استریت و ابروجینال دچار آشفتگی‌ها و بیماری‌های ذهنی بودند، اما مقادیر این بیماری به شدت متناسب‌تر از مردم شهری است.

او ادامه داد: (افسردگی بیماری پیچیده‌ای است، این بیماری به اجتماع و طبیعت اطراف فرد هم بستگی دارد پس نمی‌توان یک درمان قطعی برای‌اش تجویز کرد، اما پیشنهاد ما، یک رژیم غذایی غنی شامل غذای دریائی است که می‌تواند خیلی مفید و کارساز باشد).

سرنایی معتقد است که با توجه به اطلاعاتی که در اختیار داریم بازهم زود است تا از تاثیر قطعی رژیم غذائی بر افسردگی خبر بدهیم، اما گفت که امیدوار است با تلاش‌ها و آزمایشات بیشتر روی جوامعی با همین ویژگی ها، به نتیجه‌ای قاطع برسد.

(شاید این نوع رژیم غذائی بیشتر از جسم بر روی روح‌وروان آدمی و خوب‌بودن‌اش تاثیر بگذارد).

 

راه زندگی خود را درست طی کنید.

چگونه فردی اجتماعی شویم؟

باور کنید یا نه، مشکل از شما است، نه آن‌ها.

مردم همیشه از اکیپ‌ها شکایت می‌کنند. از اکیپ مادرانی که باهم نشست‌وبرخاست دارند، یا همسایه‌های یک آپارتمان، یا اکیپ‌های کاری یا تیم شنای کودکان. جملۀ معروف یک عده هم این است که: (گروه‌شان زیادی اکیپ‌طور بود) یا (اصلاً به آن‌ها نمی‌خوردم).

وقتی به کالبدشکافی در ابعاد عمیق‌تری می‌پردازیم، متوجه می‌شویم که نوعی کج‌فهمی در ساختارهای اجتماعی وجود دارد.

چگونه فردی اجتماعی شویم؟ اگر شما می‌خواهید به دسته یا گروهی قدیمی مثل جمع همسایگانِ یک محل، مدرسه، محل کار، گروه‌های داوطلبانه، کلاس یوگا، کلوپ کتاب خوانی یا تیم ورزشی _ طبیعی است که در آغاز حس کنید با یکدیگر همخوانی ندارید. اگر وارد جایی شوید که همه از قبل همدیگر را می‌شناسند، این را یادتان باشد: آن‌ها یکدیگر را از قبل می‌شناسند.

ممکن است این مسئله کار را سخت کند، اما باعث نمی‌شود اعضای گروه افراد بدی باشند. آن‌ها باهم معاشرت دارند و باهم حرف می‌زنند، شوخی هایی می‌کنند که فقط خودشان معنی آن را می‌دانند، به یکدیگر علاقۀ بیشتری نشان می‌دهند و کنار هم می‌نشینند. آن‌ها رابطۀ دوستی خود را از قبل پایه‌ریزی کرده‌اند، اما این باعث نمی‌شود که ضرورتاً نوعی اکیپ یا محفل باشند و نخواهند که شما به جمع‌شان وارد شوید.

چگونه فردی اجتماعی شویم

در واقع، چنین گروه‌هایی در ساختن رابطه‌های دوستی بسیار مفید عمل می‌کنند. شما کدام را ترجیح می‌دهید: واردشدن به جمعی که هیچ‌کس کاری با دیگری ندارد، یا واردشدن به جمعی که حس پیوستگی را در قالب کنش‌های حمایت کننده، برای تمامی اعضا ایجاد می‌کند؟

مشاهده مقاله  ارتباط رژیم غذائی با افسردگی هر روز بیشتر اثبات می‌شود!

افرادی که از قبل یکدیگر را می‌شناسند و با هم وارد صحبت می‌شوند، دلیلی بر وجود اکیپ نیستند. هیچ شکی نیست که هنوز هم گروه دختران خبیث بین خانم‌های بزرگ‌سال وجود دارد. در تحقیقاتم با چنین گروه‌های انحصاری‌ای مواجه شدم که از غرور و تخطی از قانون و خراب‌کاری‌های عمدی لذت می‌برند. بله، چنین گروه‌هایی اکیپ و محفل محسوب می‌شوند، مثل خیلی از گروه‌هایی که اعضای‌شان ویژگی‌های دیگری را حمل می‌کنند. مثلاً سطحی، قضاوت‌کننده یا غیرقابل دوست‌داشتن هستند. البته چنین گروه‌های خشکی هم واقعاً اعصاب‌خردکن هستند، چراکه یخِ مجالس‌شان هیچ‌جوره میل به آب شدن ندارد.

درواقع براساس افرادی که تا به حال با هم همکاری داشتیم، می‌توانم به جرئت بگویم که مسئلۀ ازقبل وجود داشتن _ که به رابطۀ دوستی معطوف است _ نوعی حس خودساخته است. اگر شما با خود فکرکنید که در گروه خاصی پذیرفته نمی‌شوید، پس به خودتان فرصت شروع کردن یک مکالمه با کسی که نمی‌شناسید را نمی‌دهید.

در این اوضاع، شما تبدیل به یک فرد مغرور می‌شوید که با لب‌های آویزان در گوشه‌ای از مجلس ایستاده. اگر خودتان بودید، به چنین کسی نزدیک می‌شدید؟ در همین حین شما با خود فکر می‌کنید که آن‌ها شما را قبول نمی‌کنند و خودشان را برای معاشرت با شما زیادی خوب می‌دانند، و پیوسته این تفکر را تقویت می‌کنید.

چگونه فردی اجتماعی شویم

بگذارید مسئلۀ محفل‌طور بودن را از راه دیگری برایتان توضیح دهم. فرض کنیم یک گروه از دوستان، کنار یکدیگر جمع شده‌اند و شما فردِ تازه‌واردِ این گروه هستید. این افراد که اتفاقاً همدیگر را از قبل می‌شناسند، باید چه کار کنند؟ هیچ سخنی ردوبدل نکنند و به درِ ورودی خیره شوند تا اگر کسی آمد، با تجلیل و توجه بمب‌بارانش کنند؟

 

با سایت دانشگاه زندگی همراه شوید.

اهمیت بازی کردن؛ آخرین باری که بازی کردید چه زمانی بود؟

هنگامی که بازی می‌کنید، به خودتان چندان توجهی نمی‌کنید. منظورمان این نیست که در این حالت مانند افراد احمق و عجیب و غریب به نظر می‌رسید. شما وقتی که مشغول بازی هستید، آنقدر درگیر و مشغول می‌شوید که توجهی نسبت به خود ندارید.

علاوه بر این، بازی کردن ما را با دیگران مرتبط می‌کند و حتی مجبور نیستیم به یک زبان مشترک صحبت کنیم. بازی می‌تواند رابطه عاطفی میان زوج‌ها را نیز بهبود ببخشد.

استوارت براون در کتاب بصیرت‌بخش خود به نام Play: How It Shapes the Brain, Opens the Imagination and Invigorates the Soul, (بازی کردن: چگونه باعث شکل‌گیری ذهن، افزایش قوه تخیل و تقویت روح می‌شود) درباره مزیت و قدرت‌های بازی کردن چنین می‌نویسد:

«در نظر بگیرید که دنیا بدون بازی چگونه به نظر می‌رسید. فقط درباره عدم وجود ورزش و بازی‌ها حرف نمی‌زنیم. زندگی بدون بازی کردن، یعنی زندگی بدون کتاب، فیلم سینمایی، هنر، موسیقی، لطیفه و داستان‌های دراماتیک. دنیایی را در نظر بگیرید که در آن هیچ اثری از رویاپردازی، کمدی و سخنان طعنه‌آمیز نباشد. چنین دنیایی بسیار غمناک و تاریک است. بعضی اوقات بازی را با اکسیژن مقایسه می‌کنم زیرا همیشه در اطراف ماست اما اغلب به آن توجهی نمی‌شود تااینکه واقعاً نبودش حس شود.»

بازی کردن

مفهوم بازی کردن برای هرکسی متفاوت است

بازی ممکن است رقصیدن باشد یا طبل زدن و شادی کردن. شاید راه رفتن تبدیل به نوعی بازی شود یا اینکه درباره یاد گرفتن روش‌های جدید و اکتشاف مواد جدید باشد.  بازی می‌تواند طرح ساده‌ای باشد که از خودتان می‌کشید یا آن داستان‌های احمقانه‌ای باشد که برای هم تعریف می‌کنید. بازی حتی می‌تواند رنگ‌آمیزی با انگشتان باشد یا شکل‌هایی که روی شیرینی پنکیک می‌کشید!

مشاهده مقاله  چرا نباید به نظر دیگران درباره خودتان اهمیت دهید

آخرین باری که بازی کردید چه زمانی بود؟ آخرین باری که در یک فعالیت بی‌هدف و لذت‌بخش حضور داشتید کی بود؟

براون در کتاب خود توصیه می‌کند که تجربیات خود را به وسیله بازی کردن کاوش کنیم و این سوالات را در نظر بگیریم:

  • بازی کردن بخشی از زندگی شماست؟ اگر پاسخ منفی است، چرا؟
  • به نظرتان چه عواملی باعث می‌شوند که به آزادی شخصی خود کم‌توجهی کنید؟
  • مانع اصلی برای بازی کردن در زندگی شما چیست؟
  • چگونه و چرا تعدادی از بازی‌ها، از برنامه روزانه شما ناپدید شدند؟
  • برای بازی کردن با خانواده و شریک زندگی‌تان تا چه حد وقت می‌گذارید؟

 

برای خیلی از ما دشوار است که بازی کنیم. چونکه زندگی‌هایمان با کار و مشکلات دیگر، پر شده است و وقت چندانی نداریم. آسان است که اجازه دهیم این مشکلات تمام وقت و انرژی ما را به سرقت ببرند به ویژه اگر به زندگی روزمره خود عادت کرده باشیم: بیدار شو. صبحانه بخور. ناهار درست کن. سرکار برو. شام درست کن. تلویزیون تماشا کن و در آخر بخواب. این می‌شود برنامه روزانه بسیاری از ما آدم‌ها که فعالیت‌های مفید در آن جایی ندارد.

کودک درون

با تنظیم کردن رویکرد و رفتارهایمان، قادر خواهیم بود وقتی را برای بازی کردن اختصاص دهیم و لذت ببریم. بازی کردن یک موضوع نژادی و قومی نیست و در همه‌ جای دنیا به چشم می‌خورد. در واقع بازی کردن شاید یکی از مهم‌ترین کارهایی باشد که می‌توانیم در دنیای امروز، انجام دهیم.

 

با سایت www.daneshgahezendegi.com همراه شوید

دخترانی که کمبود محبت دارند در روابطشان دچار مشکل می‌شوند

آیا شما فکر می‌کنید که الگوی روابط در همه جا و هر زمانی ثابت است؟ آیا اینگونه فکر می‌کنید که مهم نیست رابطه از کجا شروع شود؛ بالاخره به پایان می‌رسد و در همان لحظه حس خیانت و سوء‌استفاده از شما به پایان می‌رسد؟ آیا رابطه شما با دیگران همانند رابطه شما با مادرتان است؟ چه باید کرد؟ آیا شما برای همیشه در یک چرخه گیر افتاده‌اید؟ پاسخ “نه” است. راه‌حل این است که ببینید در خود چه احساسی دارید.

من فکر نمی‌کنم که دخترانی که کمبود محبت دارند، قربانی هستند؛ اما به‌عنوان افرادی که توانایی‌ها و قدرت خود را درک نکرده‌اند و تمایلی به دانستن انگیزه‌های دیگران ندارند و به‌گونه‌ای رفتار می‌کنند که به آن‌ها خدمت نکنند و راه خود را کج می‌کنند، نظر دیگری دارم.

این‌ها رفتار‌های مقابله با ناسازگاری‌هاست که ما از کودکی آن‌ها را برای کاهش تعارض و دردی که حس می‌کردیم، انجام می‌دادیم. اغلب این رفتارها آگاهانه نیستند و ریشه در فرضیاتی ناگفته دارند که در روابط خانوادگی وجود دارد و روانشناسان به آن “مدل‌های ذهنی” می‌گویند. سبک وابستگی‌های احساسی ما، بازتاب آن مدل‌های ذهنی است که در شرایط استرس‌زا و پرتنش مدیریت احساسات و واکنش‌ها را یاد نگرفته‌ایم. از این نقطه نظر، با شناخت سبک‌های وابستگی احساسی، می‌توان احساسات را تعدیل وتنظیم کرد.

کمبود کحبت نداشتن

تشخیص سبک وابستگی احساسی شما

اگر شما وابستگی‌های احساسی امنی داشته باشید(مانند بزرگ شدن با عشق و محبت و حمایت پدر و مادر)، در دنیا با انعطاف‌پذیری بیشتری زندگی می‌کنید و قادر به بازگشت از اشتباهاتتان و حرکت به سوی اهداف خود خواهید بود. به خوبی درمورد خود و دیگران شناخت کسب می‌کنید. در زمان‌های پرتنش، وقتی شما نگران و تنها هستید و ترس وجودتان را فرا می‌گیرد، قادر خواهید بود خود را آرام کنید؛ زیرا لحظاتی را به‌خاطر می‌آورید که مورد حمایت قرار گرفته بودید. درمقابل، وابستگی احساسی ناامن، سه حالت مختلف خواهد داشت، که همه‌ی آن‌ها نتیجه‌ بزرگ شدن با یک پرستار، یا کسی که شما را بدون عشق بزرگ کرده و یا کسی که باعث شده شما نسبت به خودتان احساس بدی داشته باشید، است. نتیجه آن هم این است که نمی‌توانید در شرایط پرتنش، احساسات خود را مدیریت کنید.

مشاهده مقاله  7 نکته مهم برای رساندن به موقع کودکان به مدرسه

اولین سبک وابستگی‌های احساسی ناامن، “نگران و مضطرب” است: چنین فردی واقعا خواستار عشق و حمایت است، اما به‌شدت به رد شدن و نگرانی‌های درمورد آن، حساس است. اگر چنین شرایطی برای شما باشد، شما تمایل دارید روابط را درک کنید، ولی زمانی که احساس تهدید می‌کنید، زود عصبانی می‌شوید. گاهی شما بخاطرچنین شرایطی رابطه خود را خراب می‌کنید چون شما نمی‌توانید نیاز‌های خود را بدرستی بیان کنید.

دومین سبک وابستگی‌های احساسی ناامن”بی‌توجه اجتنابی” است: مهارت‌های مقابله‌ای چنین فردی متفاوت است. بی‌توجه اجتنابی از همان دوران کودکی شما را مستقل می‌کند، طوری که نیاز به روابط نزدیک ندارید. شما روابط خود را با حفظ دیوار‌ها اداره می‌کنید. هرگونه تهدیدی برای کنترل کردن شما، بلافاصله از طرف شما مقابله خواهد شد(اغلب با خروج از رابطه). توجه داشته باشید این مکانیزم با اینکه باعث کاهش فضای پرتنش می‌شود اما شما را خوشحال نمی‌کند؛ اما این تنها راهی است که می‌دانید و تمایل دارید از سقوط دوری کنید.

اما همه اجتناب‌ها روابط را رد نمی‌کنند. در ترس اجتنابی، افراد می‌خواهند ارتباط نزدیکی داشته باشند، اما بخاطر حس ترسی که دارند از جذابیت‌های آن ارتباط بهره‌ای نمی‌برند. زیرا دختری که می‌خواهد یک رابطه را شروع کند، وجود ترس و نگرانی در رابطه برایش خوشایند نیست. اگر این فرد شما باشید، شما درمورد دیگران به‌خوبی فکر می‌کنید و درک خوبی از آن‌ها خواهید داشت اما نسبت به خودتان شناخت و نظرات کمتری دارید و شما تمایل دارید که روابطتان به یک چارچوب قابل تعریف برسد.

زمانی که شما به سبک وابستگی احساسی خودتان فکر می‌کنید، این را هم در نظر داشته باشید که می‌توانید آن‌ها را تغییر دهید. شما باید ببینید که چگونه می‌توانید در روابط به خوبی واکنش نشان دهید و چگونه احساسات منفی و استرس را مدیریت کنید.

مشاهده مقاله  چگونه نشانه‌های خودشیفتگی را در دیگران تشخیص می‌دهید؟

احساس اضطراب و ناامنی

آیا شما احساساتی که تجربه کرده اید را با خود دارید؟

ایجاد پویایی در روابطتان نیازمند نگاهی سخت به رفتارهایتان است.این تنها با آگاه شدن از واکنش‌های خودکارتان است که می‌توانید آنچه را که از محیط خانواده آموخته اید، از یاد ببرید.

 

5 دلیلی که اگر شما کمبود محبت دارید، در روابط دچار مشکل می‌شوید را تشریح می‌کنیم:

1- شما از هر نوع مخالفتی دوری می‌کنید

اگر شما نگران و مضطرب هستید، ابتدا باید به خوشنود کردن و خوشحال کردن خود بپردازید. دخترانی که کمبود عاطفه داشته‌اند هرنوع مخالفتی را تهدید می‌دانند؛ آن‌ها درک نمی‌کنند که یادگیری نحوه برخورد با نظرات مخالف دیگران، پایه و اساس یک رابطه سالم است. در مقابل بی توجه اجتنابی، مخالفت را به‌عنوان تهدیدی برای کنترلش می‌بیند. او به احتمال زیاد عقب نشینی می‌کند و مانند دیوار سنگی از خود دفاع می‌کند.

 

برای ادامه مطالب اینجا را کلیک کنید