نشانه‌های اختلال یادگیری در کودکان

بسیاری از کودکان در خواندن، نوشتن و مسائلی که به یادگیری و ریاضیات مربوط می‌شود، دچار مشکل هستند. اما این موضوع ضرورتاً نشانه اختلال یادگیری نیست. زیرا بچه‌های دارای اختلال، نشانه‌های خاصی دارند و در طول زمان، پیشرفت خاصی نمی‌کنند. البته نشانه‌ها برای افراد مختلف هستند. در ادامه همراه دانشگاه زندگی باشید.

در ادامه به نشانه‌های عمومی اختلال یادگیری در کودکان اشاره می‌کنیم. توجه کنید که این نشانه‌ها فقط برای افزایش اطلاعات شما هستند و نمی‌توان آن را به هر فردی که نشانه‌ها را داشت، ربط داد.

اختلال یادگیری

نشانه‌های عمومی افرادی که دچار اختلال یادگیری هستند، عبارتند از:

  • مشکل در خواندن و نوشتن
  • مشکل در ریاضی
  • حافظه بسیار ضعیف
  • مشکل در توجه و تمرکز کردن
  • مشکل در پیروی از مسیرهای مشخص
  • دست و پا چلفتی بودن
  • مشکل در گفتن زمان (اینکه ساعت چند است)
  • مشکل در منظم بودن

 

کودکی که دارای اختلال یادگیری است، احتمال دارد که یک یا چندتا از این نشانه‌ها را نیز داشته باشد:

  • انجام کاری بدون تفکر به عواقب و نتایج آن
  • مشکل در تمرکز یا به راحتی پرت شدن حواس
  • مشکل در گفتن کلمات یا ابراز عقاید و تفکرات
  • ضعف در تحصیل به صورت هفتگی و روزانه
  • صحبت مانند کودکی که کوچک‌تر از اوست؛ مثلاً استفاده از جملات و عبارات کوتاه، یا ناتمام گذاشتن جملات
  • مشکل در گوش دادن به صحبت‌ها
  • مشکل در درک کلمات یا مفاهیم

اختلال یادگیری کودکان

فقط همین علایم برای تشخیص اختلال در یادگیری، کافی هستند. لازم به ذکر است که فقط متخصصان قادر هستند، این اختلال را تشخیص دهند و افراد عادی باید از این کار، بپرهیزند. هر نوع از اختلال یادگیری، نشانه‌های خودش را دارد. در ادامه چند نوع اختلال یادگیری رایج را ذکر کرده‌ایم:

مشاهده مقاله  تفکر انتقادی

Dyslexia – دیسلکسیا

افراد دارای این اختلال، معمولاً در برقراری ارتباط مابین جملات و صداها یا تشخیص کلمات، ناتوان هستند.

  • مشکل در فهم اینکه دیگران چه می‌گویند
  • مشکل در سازمان‌دهی خوانشی و گویشی
  • تاخیر در صحبت کردن
  • مشکل در ابراز احساسات و عقاید
  • مشکل در یادگیری کلمات جدید (توسط خواندن یا گوش دادن)
  • مشکل در یادگیری زبان خارجی
  • مشکل در یادگیری ریتم و موسیقی
  • سرعت خواندن بسیار کم
  • مشکل در درک سوالات و پیروی از مسیرهای مشخص
  • مشکل در یادآوری شماره تلفن، آدرس و به طور کلی شماره‌هایی که ترتیب دارند
  • مشکل در تشخیص جهت چپ و راست

مشاوره خانواده را به ما بسپارید

بهترین زمان برای ازدواج چه موقعی است؟

وقتی که از سن و سالِ مناسب برای ازدواج صحبت به میان می‌آید، استانداردهای دوگانه‌ای برای زنان و مردان در نظر گرفته می‌شود. معمولاً به مردها گفته می‌شود تا زمان رسیدن به  آمادگی کامل صبر کنند و به سمت ازدواج نروند. یعنی به بلوغ کامل برسند، کار و حرفه‌ای داشته باشند تا بتوانند از پس مخارج زندگی بر بیایند و از نظر اقتصادی مشکلی نداشته باشند. شاید از نظر بعضی‌ها این کار تصمیمی کاملاً عاقلانه و مناسب باشد. اما درباره زنان چطور؟ همراه ما باشید.

این موضوع باعث می‌شود که مردان به بلوغ بیشتری برسند و به اصطلاح پخته‌تر شوند و از طرفی فرصت بیشتری برای یافتن فرد مورد نظر داشته باشند. اما چنین دیدگاهی نسبت به زنان وجود ندارد. فیلم‌ها و داستان‌های عاشقانه همه چیز را طوری به تصویر می‎کشند که انگار یک دختر از زمان کودکی باید در فکر یافتن فردی مناسب و ازدواج با او باشد و رویاهایی این شکلی را در ذهنش بپروراند!

فشارهای خانواده و جامعه تا دهه 20 سالگی وجود دارد و اگر دختری 30 سالگی را رد کند، انگار که فرصت ازدواج برای همیشه از دست رفته است ولی این باور غلط است. توجه کنید که زودتر ازدواج‌ کردن به هیچ وجه به معنی یک ازدواج موفق و زندگی خوب نیست. چراکه تعداد زیادی از همین ازدواج‌های زودتر از موعد، در نهایت با مشکلاتی مواجه می‌شوند و حتی آمار اختلاف و طلاق در بین آن‌ها زیاد است. واقعیت این است که دانایی انسان با افزایش سن؛ بیشتر می‎شود و می‌تواند انتخاب عاقلانه‌تری داشته باشد. وقتی سن زن کمی بالا می‌رود، از نظر احساسی به پختگی بیشتری می‌رسد و تجربه او برای شناخت فرد مناسب، بیشتر شده است.

مشاهده مقاله  آیا ازدواج فامیلی واقعاً خطرناک است؟

ازدواج

البته زنانی که در سن بالا ازدواج می‌کنند، مشکلات خاص خودشان را دارند. یکی ترس از طلاق است و اینکه شاید پس از گذشت این همه مدت و سنجش همه جوانب، ازدواج با شکست مواجه شود. البته این موضوع کمتر اتفاق می‌افتد و به نظر می‌رسد چنین ازدواج‌هایی از دوام بیشتری برخوردار هستند. خیلی از زنانی که بالای 30 سال داشتند و ازدواج کردند، از زندگی مشترک خود رضایت بیشتری داشتند و احساس راحتی بیشتری در کنار همسرشان داشتند.

استفانی کونتز نویسنده کتاب‌هایی مانند Marriage, A History (ازدواج، یک تاریخ) و The Way We Never Were (هرگز اینگونه نبودیم) در این باره صحبت‌هایی دارد و به تفاوت نسل‌ها اشاره می‌کند:

«در گذشته مثلاً دهه 60 میلادی، افراد تمایل بیشتری برای ازدواج در سن پایین داشتند چونکه کار زیادی برای زنان وجود نداشت و آنان بیشتر به ازدواج و مادر شدن روی می‌آوردند. اما امروزه، انتظارات افراد از ازدواج به شدت بالا رفته است – مثل یک رابطه دوستی،  نفع مشترک و یادگیری از یکدیگر شده است. ما می‌خواهیم به عنوان افرادی هم‌سطح با هم مذاکره کنیم.»

زمان اردواج

این نویسنده در ادامه گفت:

«این‌ها چیزهایی هستند که با افزایش سطح تحصیلات، بلوغ و خودباوری به دست آمده‌اند. در گذشته ازدواج چیزی بود که به وسیله آن افراد رشد و ترقی پیدا می‌کردند اما اخیراً، ازدواج در صورتی موفق است که هر دو طرف قبل از ازدواج، به اندازه کافی رشد کرده و آماده باشند.»

زنان باید اجازه دهند که زندگی و کسب تجربه‌های مختلف از آن، شخصیت‌شان را قبل از ورود به رابطه مهمی مانند ازدواج شکل دهد به‌زوریکه خودشات را بهتر بشناسند. باید این وقت را داشته باشند که بتوانند از نظر شغلی و شخصیتی به سطح مطلوبی برسند و موفقیت‌هایی کسب کنند به این دلیل که ازدواج به آن راحتی که بعضی افراد می‌گویند، نیست. این موضوع زمان می‌برد و به تلاش فراوان و صبر و بلوغ طرفین نیاز دارد. خیلی از زنان هم دوست دارند اعتماد به نفس خود و قابلیت همکاری با دیگران را قبل از ازدواج افزایش دهند،. صبر می‌تواند در مواقعی کارساز باشد و شما را وارد رابطه بهتری کند. بنابراین می‌توان گفت که ازدواج در سن کم و بدون اینکه فرد هنوز خودش را شناخته باشد، کاری منطقی نیست. البته عده‌ای هنور با این مسائل مخالفند و باور دارند که جوانان هرچه زودتر ازدواج کنند.

برای خواندن مطالب روانشناسی www.daneshgahezendegi.com را دنبال کنید